تبليغاتX
.....۩۩ ستاد اقامه نماز ۩۩.....
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد!               تماس با مدير سايت !                اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!                  لينک RSS

                                                                                                                صفحه خانگي          ارتباط با مدير        علاقه مندي ها          لينک RSS

پيام مدير

کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت
چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت
چه بیخیال نشستم نه کوششی نه تلاشی
فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی
×××××××××××××××××××
بهمن قربانی
متولد:30/11/66
این وبلاگ رادر تاریخ1386.4.12
باکمک خدا وبا کمک دوستان عزیزم برای ترویج دین ونماز خوانی افتتاح کردیم
امید است بتوانیم با افتتاح این وبلاگ گامی برای ترویج دین اسلام برداریم.
انشاالله
مارا ازنظرات مفید خود بی بهره نگذارید .
سلامتی امام زمان صلوات
التماس دعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

مطالب ويژه

پيوندها


گرفتن کارت اهداء عضو از طریق اینترنت
پاك ترين عشق برای تو
.....۩۩ سـتون دین ۩۩.....
بسم الله الرحمن الرحیم
یا حسین (علیه السلام)
يگانه منجي
بهترين روشهاي ترک خود ارضائي
استان قدس رضوي
ترک هوس
شميم گل نرگس
اسرار دل
نگرشی بر ادیان و مذاهب جهان
خادم امام رضا (علیه السلام)
مسجد علی بن ابی طالب روستای فتح آباد
دايركتوري وبلاگها مذهبی
خدا از پس كه پيداست نا پيبداست
پيداي پنهان
گاهشمار تاریخ ایران و جهان
ساقي نامه
مهربان چون تو
محمد رسول الله
نرم افزار مذهبي
آستانه پاسخگوی شبهات
معرفی سایت های مفید
حديث عشق
موزه های آستان قدس رضوی
بهترین کلیپ های ایرانی
محبت و مهربانی (نقل از پیامبران و امامان)
عاشقانه
هیئت دلدادگان حضرت زهرا (س) تبریز
یا عشق ادرکنی
غدير سبز
حرف های نگفته من کم نیست
سردار بزرگ اسلام حاج عماد مغنیه
تاثیر نماز در زندگی فردی و اجتماعی
صلوات کلید بهشت
دعاهاو اذکار الهی
حزب الله آرمی
عاشقان چهارده معصوم
وبگاه شوشتر
نجوم و صلح
حقیقت
پايگاه اطلاع رساني نماز
شیطان خدایی من است
مجله دانشجویی نماز خرم آباد
جهان نامرئی جن
استاذنا
تخصصی حقوق
تا جمعه ظهور

لوگوي دوستان




>
وبلاگ حجت الاسلام پناهيان
"پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته







___________
::ستاد اقامه نماز:: ___________
 

چرا دختران زودتر از پسران مکلف می‌شوند؟ ‌
موضوع: احکام نماز

 

چرا دختران زودتر از پسران مکلف می‌شوند؟ ‌


توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند، حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا تقریباً شش سال قبل از این که مرد، مکلف بشود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن همین که از نُه سالگی گذشت و وارد دهمین سال زندگی‌ شد، خدا او را به حضور می‌پذیرد و با او سخن می‌گوید و روزه را بر او واجب می‌کند، مناجات های او را به عنوان دستور مستحب شرعی گوش می‌دهد. آن وقتی که هنوز مرد به عنوان یک نوجوان مشغول بازی است، زن مشغول راز و نیاز و نماز است.


تکلیف

شش سال، زمینه‌سازی کردن و از دوران نوجوانی او را به حضور پذیرفتن، نماز را که عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الی‌اللَّه است و مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند می‌روند، بر زن واجب کردن، اینها همه نشانه آن است که زن برای دریافت فضائل، شایسته‌تر از مرد است. و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتای مرد است. ‌

 

بهره‌مندی از ثواب نماز

زن گرچه ممکن است در طی دوران عادت از برخی از عبادت محروم باشد، اما تمامی آن‌ها جبران‌پذیر است، زیرا قضای روزه‌ها را به جا می‌آورد و برای نماز اگر وضو بگیرد و در مصلّای خود رو به قبله بنشیند، و به مقدار نماز، ذکر بگوید ثواب نماز را می‌برد. همان گونه که اگر مسافری پس از خواندن دو رکعت واجب، سی یا چهل بار تسبیحات اربعه را تکرار کند، جبران آن دو رکعت ساقط شده را خواهد کرد. پس این گونه از فضائل جبران‌پذیر است. ‌

عمده آن است که مرد وقتی پانزده سالگی را تمام نمود و وارد شانزدهمین سال زندگی شد، شایستگی خطاب الهی را کسب می‌نماید و قبل از آن چنین لیاقتی ندارد، زیرا بلوغ زمینه تشرف به مقام عبودیت است.

محرومیت‌هایی که زن در دوران عادت دارد قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزایایی که مرد محروم است برخوردار می‌شود
درباره یکی از علمای شیعه به نام ابن طاووس - رضوان اللَّه علیه - نقل شده است که روز بلوغش را جشن گرفت، او وقتی از پانزده سالگی وارد شانزدهمین سال زندگی شد، دوستان و آشنایان خود را به شکرانه این که عمر داشت و سنّ او به حدّی رسید که خدای سبحان با او سخن گفت؛ جشن گرفت، چون انسان‌ تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تکلیفی خدا نیست، و به هنگام بلوغ لیاقت می‌یابد که مورد خطاب خدای سبحان واقع شود.
تکلیف

اما آیا این جشن در اسلام مشروعیت دارد و جزو سنن هست یا نه؟ مسأله‌ای جداگانه است، کسی به قصد ورودِ سنّت، اقدام به برگزاری این مراسم نمی‌کند، بلکه این جشن را به شکرانه یک نعمت برگزار می‌نماید. شاید مرحوم سید ابن طاووس، زیر پوشش اطلاقات اولیه که هر نعمتی به شما رسیده است حق‌شناس و شاکر باشید، چنین عملی را انجام داده است. بر این اساس، بلوغ یک شرافت است. آنها که اهل سلوکند می‌گویند ما مشرَّف شدیم نه مکلّف، چون زحمت و مشقتی در کار نیست، بلکه شرف در کار است. لذا در مناجات‌الذاکرین امام سجاد - صلوات اللَّه وسلامه علیه - می‌خوانیم «یا من ذکره شرف» ای خدایی که نام تو مایه شرافت است. ‌

اگر کسی به جایی برسد که ذکر خدا گوید و در سایه این ذکر، به یاد خدا و خدا هم به یاد او باشد، شرافتی نصیب او گردیده است، و زن شش سال قبل از مرد به این شرافت می‌رسد. اگر چنانچه به این نکته دقت شود، قبل از این که مرد به راه بیفتد و در صراط مستقیم گام بردارد،

زن بخش زیادی از این راه را طی کرده است. بنابراین هم محرومیت‌هایی که زن در دوران عادت دارد قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزایایی که مرد محروم است برخوردار می‌شود. ‌

 

زن محرومیتی ندارد !

در پایان عمر نیز برای زنان غیر سادات پس از سن پنجاه سالگی سخن از ایام محرومیت نیست و در این مدت محرومیت نیز اولاً، ایام عادت محدود وچند روز بیشتر نیست. ثانیاً، آنها که باردارند و توفیق حمل امانت را دارند نیز محرومیت از عبادت شامل آنها نمی‌شود، چون غالباً عادت با حمل جمع نمی‌شود. ثالثاً، مدت شش سالی که زن قبل از بلوغ مرد، بالغه می‌شود همه نقص‌ها را ترمیم می‌کند.

بنابراین اگر نقصانی در ایمان باشد و علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل جبران است، بلکه اگر زن به این فکر بیفتد که دوران شش ساله را مغتنم بشمارد عظمتی فزونتر نیز خواهد یافت. ‌

زن برای نماز و راز و نیاز، زودتر از مرد آمادگی پیدا می‌کند و اگر‌ احیاناً راههای عاطفی، زمینه‌های انحراف را پیش روی زن قرار دهد، تکالیف عبادی آن راهها را تعدیل می‌کند تا مبادا به انحراف

زن ریحانه است نه قهرمان !

از آنچه گفته شد روشن می‌شود سِرّ بیان حضرت امیر - سلام‌اللَّه علیه - در نهج‌البلاغه که در وصف زن خطاب به امام مجتبی علیه السلام می‌فرماید: ‌ « فاِنّ المرأة ریحانة ولیست بقهرمانة »(1). ‌ یعنی این که زن ریحان است، باید او را زودتر از مرد، تحت تربیت و تکلیف قرار داد، در غیر این صورت ضایع می‌شود.

روایتی دیگر نیز از حضرت صادق - سلام‌اللَّه علیه - نقل شده است که می‌فرماید: ‌«من اتّخذ امرأة فلیکرمها فانّما امرأة أحدکم لعبة فمن اتّخذها فلا یضیّعها»(2). ‌ مراد از لعب در روایت، بازیچه و اسباب‌بازی نیست، بلکه یعنی زن ریحانه است این ریحانه را ضایع نکنید. اسلام به اولیای مدرسه و منزل دستور می‌دهد که به دخترها بیش از پسرها رسیدگی کنید.

اگر تکلیف بر دختر، شش سال قبل از پسر شروع می‌شود بنابراین اولیای منزل و مدرسه مسؤولیتشان نسبت به دخترها بیش از پسرهاست. ‌

روی این تحلیل، معلوم می‌شود زن برای نماز و راز و نیاز، زودتر از مرد آمادگی پیدا می‌کند و اگر‌ احیاناً راههای عاطفی، زمینه‌های انحراف را پیش روی زن قرار دهد، تکالیف عبادی آن راهها را تعدیل می‌کند تا مبادا به انحراف برود.

 

پی نوشت ها :

1) نهج‌البلاغه، نامه 31.

(2) بحارالانوار، ج103، ص224.

آیت الله جوادی آملی

 مطلب شماره 497 | توسط بهمن قربانی در سه شنبه 11 بهمن1390 |  
نماز و امام حسین علیه السلام
موضوع: چرا نماز؟

 

اگر قرآن در آغاز بزرگ ترین سوره خود (بقره)می فرماید : »الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ بقره/3 (پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب ایمان می آورند و نماز به پا می ‍ دارند«همچنین در کوچک ترین سورة خود (کوثر) از نماز، سخن به میان می آورد، امام حسین علیه السلام نیز آن را اقامه می کند؛ چنان که در زیارت عاشورا آمده: «أشْهَدُ أنَّکَ قَدْ أقَمْتَ الصَّلَوةَ شهادت می دهم که تو نماز را بر پا نمودی .«

اگر قرآن می فرماید: « وَ ارْکَعُوا مَعَ الرّاکِعینَ بقره/43 ؛ و همراه رکوع کنندگان رکوع کنید«، سیدالشهداء علیه السلام نماز را با جماعت، آن هم در برابر صفوف دشمن برگزار می کند .

اگر قرآن اقامه نماز در میدان جنگ را به پیامبر این گونه می آموزد و می فرماید: « وَ إِذا کُنْتَ فیهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَکَ ... نساء/102 و هنگامی که در میان آنها باشی و (در میدان جنگ) برای آنها نماز را بر پا کنی ، باید دسته ای از آنها با تو(به نماز) برخیزند و ... «، امام حسین علیه السلام در میدان جنگ نماز را اقامه می فرماید: اگر قرآن نماز را به عنوان منبع انرژی زای غیبی معرفی و مؤمنان را امر به استعانت از آن می فرماید:« اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ بقره/153 از صبر (و استقامت ) و نماز کمک گیرید« ، سالار آزاد مردان و شهیدان نیز در بحبوحه جنگ و مشکلات آن ، از نماز استعانت می جوید .

اگر قرآن اقامه نماز را در اول وقت سفارش می نماید: أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ اسراء/78 ، امام حسین علیه السلام نماز عاشورا را در اول وقت، اقامه فرمودند .

اگر حضرت عیسی مسیح سلام الله علیه تا زمانی که نفس دارند، مأمور به اقامه نماز شده اند : وَ أَوْصانی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا مریم/31 ، امام حسین علیه السلام نیز تا آخرین لحظه، همراه نماز است.

اگر قرآن از کسانی که تجارت، آنها را از نماز غافل نمی سازد، ستایش می کند: رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ نور/37 ، از امام حسین علیه السلام چه باید گفت که حتی حفظ جان هم او را از نماز غافل نساخت .

شاید از شدت اهتمام آن امام به اقامه نماز در اوج کارزار بود که تربت پاکش ، سبب قبولی نماز دانسته شد و این اوج منزلت ایشان را گواه است . در حدیث می خوانیم سه چیز موجب قبولی نماز است : حضور قلب، نماز نافله ، تربت سید الشهدا علیه السلام .

نماز باید در جامعه ، علنی اقامه شود: وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ . بدین جهت امام حسین علیه السلام با آنکه می توانست در خیمه نماز بخواند و با اینکه نمازش شکسته بود، در مقابل جمعیت نماز را به پاداشت . هنگام اقامه نماز در ظهر عاشورا 30 تیر به سوی حضرت رها شد؛ یعنی تقریباً در برابر هر کلمه از حمد و رکوع و سجده ، یک تیر به سوی امام پرتاب شد . به راستی نماز چیست که در عصر تاسوعا هنگامی که به سید الشهدا علیه السلام پیشنهاد حمله می شود ، آن حضرت پس از چند نوبت گفت وگو ، جنگ را یک روز به تأخیر می اندازند و می فرمایند : إِنّی أَحِبُّ الصَّلاةَ ؛ و نفرمود: می خواهم نماز بخوانم؛ بلکه فرمود: « من نماز را دوست دارم». بسیاری از ما نماز می خوانیم، ولی چقدر آن را دوست داریم ؟

زراره از امام صادق علیه السلام درباره کعبه پرسید: دهها سال است هرگاه درباره حج و کعبه از شما سؤال می کنم، پاسخ جدیدی می دهید. علم شما به کجا متصل است؟ امام فرمودند: « آیا می خواهی اسرار کعبه ای که هزاران سال قبل از آدم بوده ، با چند کلمه تمام شود ؟! » این در حالی است که کعبه و تمامی اسرار و رموز آن که امام به آن اشاره فرمودند ، تنها قبله نماز است و قبله یکی از شرایط نماز!!

امام حسین علیه السلام راضی می شود تا بدن مبارکش، شرحه شرحه شود، ولی از نماز هیچ چیز فروگذار نشود. سر مقدس آن شهید دوران ساز بر سر نیزه قرآن می خواند؛ یعنی سر از بدن جدا می شود ، ولی دل از قرآن جدا نمی شود .

آیا عزاداران حسینی ، همانند سرورشان حسین علیه السلام نمازشان را اقامه می کنند؟ امید است اگر این گونه نیستیم ، لااقل در این مسیر باشیم .

 مطلب شماره 496 | توسط بهمن قربانی در پنجشنبه 17 آذر1390 |  
معرفی چند کتاب ارزشمند
موضوع: معرفی کتاب نماز

 

چهل داستان و حدیث از حضرت رسول اکرم ( ص ) 
نویسنده :  عبدالله صالحی

در این کتاب چهل داستان در موضوعات مرتبط با نبی مکرم اسلام ( ص ) از قبیل ارزش مرض برای مؤمن ، با دوازده درهم سه کار مهم ، بیچاره شدن فرزندی ثروتمند ، پنج درس آموزنده و ارزنده ، پیمان آهو و اسلام آوردن منافق ، تعلیم وضوء و نماز در سی و سه سالگی ، توبه نبیره شیطان و ارتباط با انبیاء ، جبرئیل و نقش انگشتر ، جوان گمراه، سعادتمند شد ، چگونگی بیعت زنان با پیامبر خدا ، چگونگی وفات پیامبر ، چهل حدیث منتخب ، چهل داستان و چهل حدیث از حضرت رسول خدا ، خلاصه حالات آخرین پیامبر و اشرف مخلوقات و . . . آورده شده است . در قسمتی از این کتاب در حدیثی از امام صادق ( ع ) می خوانیم : 
روزی رسول گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله، در جمع اصحاب خود، سر به سمت آسمان بلند نمود و تبسّمی کرد. 
یکی از افرادی که در آن جمع حضور داشت، از آن حضرت سؤ ال کرد: یا رسول اللّه! امروز شما را دیدم که سر خود را به سوی آسمان بلند کردی و تبسّم نمودی؟! 
حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله فرمود: بله، درست است چون که متعجّب شدم از دو فرشته و ماءمور الهی که از آسمان بر زمین وارد شدند تا اعمال یکی از بندگان خدا را - که هر روز نماز خود را به موقع انجام می داد - در نامه عملش بنویسند. 
لیکن چون آن شخص را در محلّ عبادت خود نیافتند، هر دو فرشته به آسمان بازگشتند و به محضر ربوبی پروردگار عرضه داشتند: پروردگارا! بنده مؤ من تو را در محلّ عبادتش نیافتیم؛ بلکه او در بستر بیماری افتاده بود. 
در این هنگام خداوند متعال فرمود: بنویسید، اعمال و عبادات بنده ام را تا زمانی که او در پناه من، مریض و ناتوان از عبادت و دیگر کارها است، همانطوری که در حال سلامتی، او عبادت مرا انجام می داد و شما اعمال و حسنات او را می نوشتید. 
سپس در پایان فرمایش خود افزود: همانا بر من لازم است، پاداش بنده ام را در حال مریضی نیز بپردازم؛ همچنان که در حالِ سلامتی او چنین می کرده ام. ) بحارالا نوار: ج 22، ص 83، ح 32 ) 



یکصد و بیست درس زندگی از سیره حضرت محمد ( ص )
نویسنده : حميد رضا کفاش 

زندگینامه رسول مکرم اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله کتاب قطور و بزرگی است که عصاره همه خوبیهای عالم در آن جمع شده است. 
زندگی این اسوه بزرگ خلقت، عظمت و اعجازی است که در تاریخ بشریت نظیر ندارد. 
جای جای این زندگی نور، سرمایه عظیمی برای پرورش انسانهای نمونه و ارائه آنها به عنوان الگو و سرمشق به دیگران است. از آنجا که آموختن راه و رسم زندگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله اولین وسیله مطمئن برای شناخت مقاصد و مفاهیم عالیه اسلام به شمار می رود. از دریای بیکران فضایل آن حضرت 120 درس زندگی (به یاد 120 ماه ایثار برای گسترش ‍ اسلام در مدینه) از منابع معتبر انتخاب ، که به محضر عاشقان حضرتش تقدیم می شود. 
در قسمتی از این کتاب در خصوص احترام به پدر و مادر می خوانیم : 
مردی به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و پرسید، ای رسول خدا! من سوگند خورده ام که آستانه در بهشت و پیشانی حورالعین را ببوسم. اکنون چه کنم؟ 
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: پای مادر و پیشانی پدر را ببوس. (یعنی اگر چنین کنی، به آرزوی خود در مورد بوسیدن پیشانی حورالعین و آستانه در بهشت می رسی) 
او پرسید: اگر پدر و مادرم مرده باشند، چه کنم؟ 
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: قبر آنها را ببوس. (بیست و پنج اصل از اصول اخلاقی امامان، ص 79 )


سیره رسول خدا 
نویسنده : رسول جعفریان

در این کتاب مطالبی در خصوص تاریخنگاری مسلمانان ، دوره جاهلی ، آغاز اسلام ، اسلام در برابر فشار قریش ، اسلام در مدینه ، جنگهای رسول خدا و . . . ذکر شده است . 
در قسمتی از این کتاب می خوانیم : 
میراث تاریخی اعراب، بیش از هر چیز تحت عنوان «ایام‏العرب» جای می‏گیرد. در این اصطلاح، مقصود از «یوم» روزی است که واقعه مهمی در آن رخ داده و آن روز و واقعه «تاریخی» شده است. از این رو، «یوم» و «واقعه» در «یوم صفین» یا «وَقْعَة صفین» به یک معناست. در این که عربها، خاطره این روزها را حفظ کرده و به طور شفاهی از نسلی به نسل دیگر انتقال می‏دادند و در مجالس ادبی و تفریحی خود می‏خواندند، تردیدی وجود ندارد. با این حال، باید دانست آنچه در کتابهای ادبی از «دوران جاهلیت و ایام العرب قبل الاسلام» برای ما برجای مانده، انتقال آنها از دوره جاهلی به دوره اسلامی بر پایه روایات شفاهی بوده و تنها در دوره‏ای متأخر، توسط دانشمندان دوره اسلامی تدوین شده است. خاطره این ایام، نخستین «ذهنیّت تاریخی» است که میان قوم عرب وجود داشته و توجه به رخدادهای گذشته را برای آنان زنده نگاه داشته است. 
در این که تأثیر وجود ایام‏العرب در «آگاهی تاریخی» ایجاد شده در مسلمانان، تا چه اندازه بوده، اظهار تردید شده است. در این دیدگاه عنوان شده است که توجه به ایام‏العرب بیشتر جنبه «ادیبانه» داشته، نه «تاریخی» و تنها در گذشت زمان و به دلیل دربرداشتن عناصر تاریخی، مورد توجه قرار گرفته است. روزنتال نوشته است: چنین قصصی به طور عمده در خدمت ایجاد تفنن و سرگرمی و لذت عاطفی بخشیدن به شنوندگان قرار داشت. از آن جا که ایام‏العرب به ثبت رویدادهای عمده می‏پرداخت و چنان رویدادهایی را از جنبه خاص اخلاقی ملحوظ می‏داشت، دارای عناصر تاریخی نیز بود، هر چند، به هیچ روی «تداومی» در آنها به چشم نمی‏خورد. به این قصص، از جهت رابطه علت و معلولی تاریخی نمی‏نگرند و بی‏زمانی جوهر آنهاست.( تاریخ تاریخنگاری در اسلام، ج 1، صص 32 – 33 ) 
در این باره گفتنی است که اصولاً صورتی از تاریخنگاری اسلامی، که عبارت از تک‏نگاریهای مربوط به جنگها و حوادث مقطعی می‏باشد، از ناحیه کم توجّهی به عنصر زمان، تشابه قابل توجهی با ایام‏العرب دارد، واین دلیل بر کاسته شدن از ارزش تاریخی ایام العرب یا این تک‏نگاریها نمی‏شود. گرچه این سخن درستی است که محتوای ایام العرب بیشتر جنبه ادبی داشته است. 
نویسنده دیگری با استناد به عدم وجود اصطلاح خاصی برای تاریخ میان عرب، از اساس منکر وجود آگاهی تاریخی میان اعراب شده است! او می‏نویسد: «بدیهی است که تا پیش از ظهور اسلام، بدون داشتن یک کلمه مناسب و خاص برای تاریخ، نمی‏توانستند هیچ تصوری از تاریخ داشته باشند... در واقع اعراب، مردمانی بودند که خبری از تاریخ نداشتند. بنابر این مسلمانان نمی‏توانستند برای پدید آوردن و گسترش دادن یک سنّت تاریخنگاری، از اعراب پیش از اسلام الهام بگیرند».( تاریخ فلسفه در اسلام، ج 3، ص 296 )
به نظر می‏رسد که در این عبارت قدری تندروی شده است. با این حال، روشن است که نمی‏توان صورت تاریخنگاری موجود میان مسلمانان را با آنچه در شکل ایام‏العرب میان تازیان بوده برابر دانست؛ اما بی‏شبهه یکی از عوامل توجه به تاریخ «نفس توجه به گذشته» بوده است. چنین توجهی به گذشته، در ایام‏العرب به خوبی مشهود است.( احسان عباس گفته است که توجه مسلمانان به مغازی و، جنگهای پیامبر (ص) در آغازِ توجهشان به سیره، برگرفته از نگرش «ایام العربی» است، البته در ظرفی اسلامی؛ نک: فن‏السیره، ص 13 ) 


احمد موعود انجیل
 نویسنده : آیت الله جعفر سبحانی 

 در این کتاب مطالبی با عنوان با خصوصیات سوره صف آشنا شویم ، جهاد در راه خدا ، جمعیت مزاحم و آزاده ، مسیح از آمدن پیامبری به نام احمد ( ص ) بشارت می دهد ، پرسشهایی در مورد فارقلیط و پاسخ آن و چهره حواریون در انجیل و قرآن آمده است . 
در قسمتی از این کتاب می خوانیم : 
وَإِذْ قِالَ عِیسی ابْنُ مَرْیَمَ یِابَنِی إِسْرائیلَ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِمِا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْراةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّا جائَهُمْ بِالْبَیِّنِاتِ قِالُوا هِذا سِحْر مُبِین؛. 
بیاد آر زمانی را که عیسی بن مریم به بنی اسرائیل گفت: من فرستاده خدا به سوی شما هستم و توراتی را که در برابر من قرار دارد تصدیق می کنم و بشارت دهنده ام به پیامبری که بعد از من می آید و نام او احمد است. اما هنگامی که آن (پیامبر موعود) آمد (به تکذیب او برخاستند) و گفتند: معجزات او سحری آشکار است
برخلاف تصور گروهی، راه شناسایی پیامبران واقعی منحصر به این نیست که مدعی نبوت، دارای معجزه باشد، بلکه همان طور که معجزه می تواند ما را به صدق گفتار مدعی نبوت رهبری کند و موجب می شود پیامبران واقعی را از مدعیان دروغین تشخیص دهیم، هم چنین گواهی پیامبران پیشین در مورد فرد بعدی، یکی از راه های شناسایی پیامبران است. 
هرگاه پیامبری که نبوت او با دلایل قطعی ثابت شد، در گفتار و یا کتاب آسمانی خود، که انتساب آنها به وی نیز قطعی باشد با صراحت و قاطعیت کامل، علایم و مشخصات پیامبر آینده را بیان کند و تمام آن علایم و نشانه ها بدون کم و زیاد، با مدعی نبوت تطبیق نماید، در این صورت تصریح قاطع وی، موجب حصول علم به صدق گفتار مدعی نبوت بعدی می شود و او را از آوردن معجزه بی نیاز می سازد. 
قرآن مدعی است که حضرت مسیح - که نبوت وی با دلایل قاطع ثابت شده است - با صراحت و قاطعیت کامل، از آمدن پیامبری به نام احمد خبر داده است. 
ولی ملت لجوج بنی اسرائیل، پس از شناسایی آن نبی موعود - آن هم از روی علایم و مشخصاتی که حضرت مسیح در اختیار آنان گذارده بود، به تکذیب او برخاسته و دلایل و معجزات او را - که به تنهایی با قطع نظر از گواهی مسیح، می تواند صدق ادعای او باشند - سحر وجادو خواندند و شعور باطنی خود را نادیده گرفتند. 
تفسیر و توضیح آیه مورد بحث، بستگی دارد که سه نقطه حساس از آیه را به طور دقیق بررسی کنیم. 
1. پیامبری که حضرت مسیح از آمدن وی خبر داده نام او احمد است و نام مبارک پیامبر اسلام، محمد ْ می باشد در این صورت چگونه این علامت براوتطبیق می شود. 
2. چگونه حضرت مسیح، تورات تحریف شده را تصدیق می کند و می گوید:. 
مُصَدِّقاً لِمِا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوراةِ؛. 
من تورات حاضر را تصدیق می کنم
3. آیا در اناجیل کنونی با آن همه تحریفات چنین بشارتی وجود دارد.

 مطلب شماره 495 | توسط بهمن قربانی در سه شنبه 17 آبان1390 |  
موضوع: دریافت فایل

 

ميكس ترتيل كامل قرآن با صداي استاد پرهيزگار و ترجمه گوياي فارسي فولادوند (MP3)

 

دانلود یکجا (ZIP)

دانلود ميكس ترتيل کامل قرآن کریم و ترجمه گوياي فارسي  (حجم: 540 مگابایت)

 

برای دانلود سوره ها به صورت تک تک به ادامه مطلب مراجعه کنید --»»»


::متن کامل::

 مطلب شماره 494 | توسط بهمن قربانی در سه شنبه 21 تیر1390 |  
اسرار نماز
موضوع: چرا نماز؟

 

اسرار نماز در كلام امام خمینی(ره)

 

مقدمه:

 

قال علی ـ علیه السّلام ـ : «الله الله فی الصلوه فَانّها عمود دینكم.»

سخن گفتن درباره‌ نماز كه دریچه‌ عروج به عالم قدس و معنویت است در توان هر كسی نیست. شایسته‌تر آن است كه بیان حقیقت این نشانه‌ بزرگ الهی و ستون دین مبین اسلام را به زبان و بیان واصلان این طریق، واگذاریم.

در این نوشتار برآنیم كه دیدگاه و روش حضرت امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ، این نمازگزار حقیقی را درباره‌ نماز از گفتار و كردار او بیان كنیم. با نگاهی به آثار مكتوب امام ـ رحمه الله علیه ـ و مشاهده‌ عینی شاهدان احوال ایشان، می‌توان گفت كه در دیدگاه ایشان، نماز در میان عبادات به مثابه «اسم اعظم و بلكه خود اسم اعظم»[1] در میان دیگر اسماء الهی. افزون بر آن، دیدگاه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ نسبت به نماز در حقیقت حكایت مسافر و طریق سفر است. در این میان، مهم‌ترین مسأله بیان نماز و تفسیر آن بر اساس سفر معراج پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ (تطبیق دادن جریان سفر نماز با سفر معراج) است. بنابراین، دیدگاه امام ـ رحمه الله علیه ـ به نماز، دیدگاهی عرفانی است؛ به گونه‌ای كه مراحل اسفار اربعه‌ی عرفانی و احوال سالك و مسافر طریق وصل حق را در طول حیات و سلوك وی در یك ركعت نماز واقعی بیان می‌كند. خلاصه آنكه نماز مؤمن خود معراج و سفری واقعی است كه حالت‌ها و مراتب و مقامات خاص خود را دارد. سالكان این طریق نیز به تناسب حال و مقام خویش، از حقیقت این سفر آگاه می‌شوند. از نظر امام ـ رحمه الله علیه ـ توحید به معنای واقعی آن ـ كه مقصد اصلی دعوت پیامبران است ـ در نماز محقّق می‌شود.

در این گفتار، دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در چند عنوان آمده است.

توصیف و تعریف نماز از دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ :

ابتدا برای آگاهی از دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ نمونه‌هایی از توصیف‌های آن نمازگزار حقیقی را درباره‌ی نماز بیان می‌كنیم، شاید بتوان گفت كامل‌ترین سخن ایشان درباره‌ی نماز این جمله است كه می‌فرمایند: سرمایه‌های سعادت عالم آخرت و وسیله‌ی زندگانی روزگارهای غیر متناهی نماز است.[2] تعبیر دیگر ایشان، عبارت «نسخه‌ی جامعه» است، نسخه‌ای كه پروردگار برای رهایی جان قدسی انسان از قفس طبیعت، تجویز كرده است. ایشان می‌فرمایند: معلوم می‌شود كه حقیقت این عبادت الهی و نسخه‌ی جامعه كه برای خلاصی این طایرهای قدسی از قفس تنگنای طبیعت به كشف تام محمّدی ترتیب داده شده و به قلب مقدسشان نازل گردیده ...[3] در سخنی دیگر بیان می‌كنند كه این نسخه‌ی كامل «تركیب قدسی» الهی است و همانند دیگر افعال و احكام الهی بر پایه‌ی حكمت و قوانین حضرت حق بنا نهاده شده است. ایشان می‌فرمایند: نماز كه یكی از تركیبات قدسیه است كه بیدّی الجلال و الجمال فراهم آمده است و تسویه شده است ...[4] پس از آنكه حضرت آدم و حوا ـ علیهما السلام ـ از جوار پروردگار به عالم خاك هبوط كردند، یزدان مهربان دریچه‌ی ذكر خویش را به روی آدم و حوا گشود و مركبی فراهم كرد تا آنان این فاصله را با مراتب و منازلش از مبدأ طبیعت تا مقصد قرب الهی بپیمایند. خداوند همان گونه كه پیامبر خود را به معراج قربش برد و حقایق ملك و ملكوت را به او شناساند، حضرت آدم ـ علیه السّلام ـ و همه‌ی فرزندان او را كه دور افتادگان از عالم قدس‌اند به واسطه‌ی نماز به محضر انس خویش بار داد. امام ـ رحمه الله علیه ـ در این باره می‌فرمایند: نماز، مركب سلوك و براق سیر الی الله است.[5] و نیز می‌فرمایند: براق سیر و رفرف عروج اهل معرفت، نماز است.[6] حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ در تعبیری براق (اسبی است كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را به معراج رساند) و رفرف را درباره‌ی نماز بسیار به كار برده‌اند. نكته‌ی مهم آن است كه قدرت و توان این مركب و میزان بهره‌مندی از آن، به ظرفیت و توان معنوی سالك و راكب آن بستگی دارد. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ در ادامه می‌فرمایند: و هر كسی از اهل سیر و سلوك الی الله را نمازی مختصّ به خود او و حظ و نصیبی است از آن، حسب مقام خود ...[7] هنگامی كه دریافتیم نماز «نسخه‌ی جامعه‌ی» الهی برای انسان است، جایگاه نماز در بین عبادت‌های دیگر آشكار می‌شود. آیات و اخبار، مشهورترین مرتبه نماز را «عمودیت» آن برمی‌شمارند. حدیث امام علی ـ علیه السّلام ـ در ابتدای مقاله، گویای این مرتبه و لوازم ویژه است. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ با اشاره به این نكته می‌فرمایند: ... نماز كه در بین عبادات و مناسك الهیه، سمت جامعیت و عمودیت دارد ...[8]

یا این كه:

349
::متن کامل::

 مطلب شماره 493 | توسط بهمن قربانی در پنجشنبه 5 خرداد1390 |  
چرا در نماز حواس پرت هستیم؟
موضوع: چرا نماز؟

 

را در نماز حواس پرت هستیم؟

نماز فکر کودک

در زندگی دنیا، اوج محبت و علاقه و دلدادگی یک شخص نسبت به دیگری را، در محبت مادر، نسبت به فرزندش می بینیم. مادر اگر بخواهد نهایت علاقه خود به فرزندش را ابراز نماید، با دریایی از احساس به فرزندش می گوید: فرزندم تو، تو نور چشم منی.

پیامبر عزیز اسلام(صلی الله علیه و آله) نیز وقتی می خواهد، نور چشم خود را معرفی نماید، با قلبی سرشار از ایمان و دلی لبریز از احساس می فرماید: «جُعِلَ قُرّةُ عینی فی الصَّلاةِ»1 خداوند، نور چشم من را در نماز قرار داده است.

این سخن لطیف و زیبا از سرور عالم، حاکی از وجود نور معنوی فراوان در این فریضه ی مهمّ الهی است. در حقیقت می توان گفت: نماز، چون خورشیدی است فروزان که با نور معنوی خود، آسمان وجودمان را نورانی کرده و به مملکت درون ما صفا و جلاء بخشیده است.

کلام نورانی خداوند یکتا در قرآن مجید و کلمات گهر بار معصومین(صلوات الله علیهم اجمعین) بیانگر آن است که نماز، دارویی معجزه آسا جهت التیام دردهای بی درمان روحی و روانی است. ولی با کمال تأسف باید گفت: که گاه می شود همین نماز نه تنها به ما آرامش نمی بخشد، بلکه چه بسا از ما سلب آرامش نموده و با شعله ورتر کردن آتش درون، خاطر ما را آزرده می نماید!

این آزردگی خاطر بدین جهت است که: ما به هنگام نماز، می خواهیم، نمازی عاشقانه و جانانه به درگاه خداوند بی نیاز تقدیم نماییم، نمازی که در آن حلقه ی جان خود را به دریای محبّت الهی پیوند زده و با دلی لبریز از شور و اشتیاق در پیشگاه خداوند بی همتا، حاضر شویم. ولی با آه و حسرتی برخاسته از جان، باید گفت که: در این لحظه با شکوه، با غول هولناکی به نام حواس پرتی روبرو هستیم. برای مؤمن، حواس پرتی، چون سوهانی است که روح و جان او را می خراشد و فکر و خیالش را آشفته می سازد.

در واقع، نماز، چون غنچه ای است زیبا، که در انتظار شکفتن است و اگر قرار است که گل کند و با عطر دلربای خود، فضای روح ما را خوشبو کند، باید موانعی که سر راه آن سبز شده اند، شناسایی و برداشته شوند.

در روایتی زیبا و دلنشین امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «پدرم می فرمود: هیچ چیزی مانند گناه قلب را تباه نمی کند، زیرا قلب پیوسته به گناه تن در می دهد تا جایی که گناه بر قلب چیره می شود و قلب را وارونه می سازد.» 

ما در این نوشتار برآنیم که، به بیان مهمترین عوامل حواس پرتی در نماز بپردازیم تا با شناختن این عوامل، بتوانیم کمر همت را بسته و با تمام قوا، به جنگ این عوامل مخرب که چهره ی زیبای نماز را در نظر ما، مخدوش و زشت نموده است، برویم.

 

عوامل حواس پرتی در نماز:

1) دل بستگی به دنیا

از مهمترین عوامل حواس پرتی در نماز، دل بستگی به دنیا و اسارت و فریفتگی در برابر آن است. به هنگام نماز، ما باید به طور کل خود را از دنیا جدا نموده و دنیا را با تمام زشتی ها و زیبایی هایش، خوشی ها و ناخوشی هایش، به حال خود رها نموده و با تمام وجود خود را در محضر خداوند بی همتا دیده و صفحه ی قلب خود را در اختیار آن معشوق واقعی قرار داده و تنها به او دل بسته و با او باشیم.

ششمین اختر تابناک آسمان ولایت امام صادق(علیه السلام) در کلامی زیبا و دلنشین در این باره می فرماید: (هنگام نماز، از دنیا و آنچه در آن است، مأیوس شو و تمام هدف و توجه ات به خدا باشد و یاد روزی باش که در برابر عدل الهی قرار می گیری.)2 خداوند مهربان در کلام نورانی خود دنیا را به عنوان بازیچه معرفی نموده و به زیبای می فرماید: «اِنَّما الحیوةَ الدُنیا لعبٌ وَ لَهوٌ» 3 همانا زندگی دنیا، بازیچه و سرگرمی است.

حال که دنیا، بازیچه و سرگرمی است، ما باید هوشیار باشیم که دنیا ما را به بازی نگرفته و با ناز و عشوه گری و با رزق و برق خیره کننده ما را سرگرم خود نکند.

در عالم تشبیه، می توان گفت: دنیا چون تازه عروسی است که خود را به انواع زینتها آراسته و با ناز و عشوه و طنازی از ما دلربایی می کند و ما نیز با دیدنش عاشق دلباخته ی او گشته و چون عاشقی مجنون در راه وصلش می کوشیم، غافل از این که خدا از هر زیبایی، زیباتر است. ما زیبایی خدا را ندیده ایم که به زیبایی دنیا دل بسته ایم، زیبایی او در حدّی است که اگر کسی به آن دست یابد، به هیچ قیمتی حاضر نیست، لحظه ای در زندگی، بدون خدا باشد.

ای علی، اگر دنیا، به اندازه ی بال پشه ای نزد خداوند متعال ارزش داشت، جرعه ای از آب دنیا را به کافر نمی داد. بنابراین دنیایی که به اندازه ی یک بال پشه در درگاه الهی ارزش ندارد، نباید صفحه ی قلب ما را از عشق و محبت خود پر نماید، به گونه ای که در آن جایی برای عشق و محبّت خداوند بی مثال باقی نماند.

نماز سبک

ناگفته نماند دنیای پست و فرومایه، ارزش آن را ندارد که به هنگام نماز فضای روح خود را با فکر و خیال آن آلوده سازیم و به خسارتی فراوان که جدایی قلب و جانمان از دریای بی کران رحمت الهی باشد، گرفتار شویم.

سرور گرامی اسلام پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در یکی از وصایای نورانی خویش به امیر بیان علی ابن ابی طالب (علیه السلام) می فرماید: (یا علی: «اِنَّ الدُنیا لو عدلت عندالله تَبارک و تعالی جُناحَ بَعوضهً لَما سقی الکافِرَ منها شربهً مِن ماءِ.»)4 ای علی، اگر دنیا، به اندازه ی بال پشه ای نزد خداوند متعال ارزش داشت، جرعه ای از آب دنیا را به کافر نمی داد. بنابراین دنیایی که به اندازه ی یک بال پشه در درگاه الهی ارزش ندارد، نباید صفحه ی قلب ما را از عشق و محبت خود پر نماید، به گونه ای که در آن جایی برای عشق و محبّت خداوند بی مثال باقی نماند.

در روایتی زیبا و دلنشین امام صادق(علیه السلام) در این باره می فرماید: «القَلبُ حَرَمُ الله فَلا تُسکِن حَرَم اللهَ غَیرَالله»5 قلب حرم خداست، در حرم خدا غیر خدا را جای نده.

پس اگر ما در پی نمازی عاشقانه به درگاه محبوب واقعی خویش هستیم باید خانه قلب را به صاحب اصلی آن که خدا باشد واگذار نموده و به طور کل محبّت دنیا را از آن زدوده و محبّت خدا را در آن جای دهیم.

 

پیدا کردن گمشده در نماز

دل بستگی به دنیا، به اندازه ای خطرناک است که در اثر آن ممکن است کم ارزش ترین مال آن هم برای ما دردسر درست کند.

«نقل می کنند شخصی به نام ابوالعباس جوالیقی روزی جوالی(کیسه ای) را به کسی داد و فراموش کرد به چه کسی داده و هر چه فکر کرد به یادش نیامد. روزی به نماز ایستاده بود، که ناگهان یادش آمد که جوال را به چه کسی داده است. به مغازه رفت و به شاگرد خود گفت: یادم آمد که جوال را به چه کسی داده ام. شاگردش گفت: چگونه یادت آمد؟ ابوالعباس گفت: در نماز بودم که ناگهان یادم آمد. شاگرد گفت: ای استاد، پس شما نماز نمی خواندی، جوال پیدا می کردی. ابوالعباس از این سخن چنان تحت تأثیر قرار گرفت که کار را رها کرده و به تحصیل علم و تهذیب نفس پرداخت و به جایی رسید که تفسیری از خود به یادگار گذاشت.)6

ما به هنگام نماز، می خواهیم، نمازی عاشقانه و جانانه به درگاه خداوند بی نیاز تقدیم نماییم، نمازی که در آن حلقه ی جان خود را به دریای محبّت الهی پیونده زده و با دلی لبریز از شور و اشتیاق در پیشگاه خداوند بی همتا، حاضر شویم. ولی با آه و حسرتی برخاسته از جان، باید گفت که: در این لحظه با شکوه، با غول هولناکی به نام حواس پرتی روبرو هستیم. برای مؤمن، حواس پرتی، چون سوهانی است که روح و جان او را می خراشد و فکر و خیالش را آشفته می سازد.

در پایان این مطلب تذکر این نکته ضروری است که از دیدگاه خداوند متعال، دنیایی پست و مذموم است که انسان آن را به عنوان هدف در زندگی خود تلقی نموده باشد؛ به گونه ای که تمام تلاش و همّتش را صرف دستیابی به آن نماید. ولی اگر دنیا پلی باشد برای رسیدن به آخرت به گونه ای که آن را وسیله ای بداند برای امرار معاش و اداره ی امور زندگی و نه بیشتر، این دنیا نه تنها مذموم نیست بلکه ممدوح و پسندیده است و لذا ما شاهدیم که در روایات معصومین(صلوات الله علیهم أجمعین) به شدّت با ترک دنیا و عزلت نشینی مخالفت شده است.

 

دل بر این پیرزن عشوه گر دهر مبند

 

 

کاین عروسی است که در عقد بسی داماد است

 

2) آلودگی به گناهان

آلودگی به گناه

یکی دیگر از عوامل مهمّ حواس پرتی در نماز، آلودگی به گناه است؛ زیرا انسان زمانی می تواند قلب و روحش را متوجه آن قدرت بی همتا نماید، که فضای ذهنش به جای دیگر متوجه نباشد، در حالی که انسان گنهکار دائماً فکرش با گناهان مأنوس است و همواره به آنها فکر می کند و لذا طبیعی است که در نماز به بلاء حواس پرتی مبتلا  شود. مضافاً بر اینکه انسان زمانی می تواند به چیزی توجه کند که با آن مأنوس باشد و از بودن با آن لذت ببرد، در حالی که گناه این اُنس معنوی را بر هم زده و با طعم تلخش، ذائقه ی روحمان را تلخ می کند، نتیجه این تخلی چیزی نیست جز لذت نبردن از عبادت و نماز و در نهایت افتادن در چاله ی حواس پرتی.

در روایتی زیبا و دلنشین امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «پدرم می فرمود: هیچ چیزی مانند گناه قلب را تباه نمی کند، زیرا قلب پیوسته به گناه تن در می دهد تا جایی که گناه بر قلب چیره می شود و قلب را وارونه می سازد.»7

این روایت زیبا بیانگر این مطلب است که: انسان گنهکار در اثر وارونه شدن قلبش از دریای رحمت الهی بی نصیب گشته که نتیجه ی آن چیزی نیست جزء محرومیت از لذّت عبادت.

البته ناگفته نماند اینکه می بینیم انسان، در منجلاب گناه گرفتار شده و نمی تواند از لذّت ساختگی آن دست بردارد، بدین خاطر است که ذائقه ی روحش طعم شیرین و لذت بخش خلوت با خدا را نچشیده است و الا هرگز حاضر نمی شد که این لذّت معنوی را به آسانی به تاراج گذاشته و در مقابل، لذّت گناه را به جان و دل خریداری نماید.

نماز، چون غنچه ای است زیبا، که در انتظار شکفتن است و اگر قرار است که گل کند و با عطر دلربای خود، فضای روح ما را خوشبو کند، باید موانعی که سر راه آن سبز شده اند، شناسایی و برداشته شوند

گوهرشاد خانم و جوان عاشق

گوهرشاد خانم(همسر شاهرخ میرزا و عروس امیر تیمور گورکانی) سازنده ی مسجد معروف گوهرشاد مشهد، پیش از ساختن مسجد به دست اندرکاران گفت: از محل آوردن مصالح ساختمانی تا مسجد برای حیوانات باربر ظرفهای آب و علف بگذارید، مبادا حیوانی در حال گرسنگی و تشنگی بار بکشد. از زدن حیوانات پرهیز کنید، ساعات کار باید معین باشد و مزد مطابق زحمت داده شود و...

گوهرشاد خانم، بیشتر وقتها خود جهت هدایت و سرکشی حاضر می شد و دستورات لازم را می دارد. روزی یکی از کارگران به طور ناگهانی چشمانش به صورت او افتاد و در اثر همین نگاه، آتش عشق در وجودش شعله ور گشته و عاشق دلباخته ی او شد؛ اما در این باره نمی توانست چیزی بگوید تا اینکه غم و غصه ی فراوان او را مریض کرد. به خانم گزارش دادند که یکی از کارگران که با مادرش زندگی می کرد مریض شده است. بعد از شنیدن این ماجرا خانم به عیادتش رفت و علّت را جویا شد. مادر کارگر جوان گفت: او عاشق شما شده است. خانم با اینکه عروس شاهزاده بود، اما هیچ ناراحت نشد! به مادر جوان گفت: باشد، وقتی من از همسرم جدا شدم با او ازدواج می کنم ولی به شرط اینکه مهریه من را قبل از ازدواج بپردازد و آن این است که چهل شبانه روز در محراب این مسجد نیمه کاره عبادت کند. جوان پذیرفت، چند روز از پی عشق او عبادت کرد؛ ولی با توجّه خاص امام رضا (علیه السلام) حالش تغییر یافت.

پس از چهل روز از حالش جویا شد، جوان به فرستاده ی خانم گفت: به خاطر لذّتی که در اطاعت و بندگی خدا یافتم، از لذت نفس شهوانی پرهیز کرده ام.8

 

اگر لذت ترک لذت بدانی

 

 دگر لذّت نفس، لذّت ندانی

 مطلب شماره 492 | توسط بهمن قربانی در سه شنبه 7 دی1389 |  

فهرست اصلي

آرشيو موضوعي

بايگاني کل مطالب

مطالب پيشين

لوگوي ما

منابع



» قرآن کريم

» نهج البلاغه

» صحيفه سجاديه

» مفاتيح الجنان


امکانات

امار وبلاگ نظر سنجي

حقوق کليه مطالب محفوظ است براي ستاد اقامه نماز.