|
|
پيام مدير
کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت چه بیخیال نشستم نه کوششی نه تلاشی فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی ××××××××××××××××××× بهمن قربانی متولد:30/11/66 این وبلاگ رادر تاریخ1386.4.12 باکمک خدا وبا کمک دوستان عزیزم برای ترویج دین ونماز خوانی افتتاح کردیم امید است بتوانیم با افتتاح این وبلاگ گامی برای ترویج دین اسلام برداریم. انشاالله مارا ازنظرات مفید خود بی بهره نگذارید . سلامتی امام زمان صلوات التماس دعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ___________ Supported by: EleRam.com | Persian Softwares. ___________ ::ستاد اقامه نماز:: |
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
::متن کامل::
شبهه افكنان و گمراهان با جملات فريبنده مي گويند : ما فقط اهل دوستي و محبت و صلح هستيم و از دشمني كردن ، حتي با دشمنان اسلام و قرآن هم بدمان مي آيد!؟ بعضي ها فريبكارانه و يا به دليل ناآگاهي از انديشه و فرهنگ قرآن و اهل البيت(عليهم السلام) مي گويند : ما فقط اهل محبت و صلح و دوستي هستيم و از دشمني كردن (حتي با دشمنان اسلام و قرآن) بدمان مي آيد . اين در حالي است كه بخش مهمي از زيارت عاشورا ، لعنت بر دشمنان حكومت فرهنگ و انديشه قرآن و اهل البيت(عليهم السلام) و برائت از آنان است . اين فراز هاي شريف در زيارت عاشورا است كه مي فرمايد : « حرب لمن حاربكم »(1) ؛ « عدو لمن عاداكم »(2) ؛ « لعن الله امه اسست اساس الظلم و الجور عليكم اهل البيت»(3) و فراز هاي بسياري مانند اين فرازهاي شريف ،با صراحت تمام، در گيري و صف آرايي و دشني اهل البيت(عليهم الصلوه و السلام) و پيروان راستين ايشان با دشمنان و مخالفان قرآن و اسلام ناب محمد(صلي الله عليه و آله) ، را بيان مي كند . اساسا بخش مهمي از دستورات حقتعالي در قرآن كريم درباره صف آرايي و درگيري و شدت رفتار و عدم سازش با دشمنان اسلام و قرآن و لعنت بر آنان و حتي درباره شناساندن همدستان آنان و چگونگي روشهاي گمراه كننده و فريبنده آنهاست. آياتي مانند اين آيه كه مي فرمايد : « محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم(4) ؛ به وضوح راه را نشان داده است ، حقتعالي مي فرمايد اگر با محمد رسول الله هستي ، با كفار حربي يا استعمارگر مثل آمريكا و صهيونيزم و جهان خواران استعمارگر غرب و شرق و پيروان ايشان در داخل و خارج ، بايد رفتار شديد و خشن داشته باشي و از هرگونه هم صحبتي و دوستي يا سازش با آنها پرهيز كني و دوستي و مهربانيت را براي مؤمنين و انسانهاي بي غرض و حق طلب ، چه مسلمان و چه غير مسلمان، خرج كني . در زيارت عاشورا فراز بسيار شگفت آوري وجود دارد كه مي فرمايد : « ورزقني البرائه من اعدائكم »(5) ؛ حضرات اهل البيت(عليهم السلام) در اين فراز مي فرمايد : برائت جستن - يعني فاصله گرفتن ، موضع گرفتن ، مبارزه كردن با دشمنان حكومت فرهنگ و انديشه اهل اليبت(عليهم السلام) – رزق آسماني است ، گويا مي فرمايد مبارزه با دشمنان حكومت فرهنگ و انديشه اهل اليبت(عليهم السلام) ، رزق مسلمان بي تلاش و بي مجاهدت نمي شود . با توجه به فراز هاي قبل و بعد از آن به وضوح مي توان فهميد كه زيارت عاشورا مي فرمايد كسي كه برائت از دشمنان ومخالفان حكومت فرهنگ و انديشه اهل اليبت(عليهم السلام) نصيبش نشده است ، به شيعه بودن و حتي در ايمان خود ترديد نمايد . زيرا ايمان سالم و شيعه حقيقي و پيرو امام حسين (عليهم السلام) يقينا در چنين رزق آسماني سهميه دارد !! زيارت عاشورا در ادامه فراز فوق مي فرمايد : « ان يجعلني معكم في دنيا و الآخره » ؛ يعني آن كسي كه در دنيا و آخرت هماهنگ با انديشه و فرهنگ اهل البيت(عليه السلام) و آشنايي با معارف ايشان مي باشد ، يقينا برائت از دشمنان حكومت فرهنگ و انديشه اهل اليبت(عليهم السلام) ، را سرلوحه برنامه هاي فردي و اجتماعي و سياسي خود قرار داده است.
طرح دو شبهه و پاسخ آن درباره اهل البيت(عليهم السلام) : اهل البيت(عليهم السلام) آسماني هستند ، ولي زميني زندگي كردند... در اين بحث دو شبهه بسيار خطرناك را مطرح مي كنيم و پاسخ آن دو شبهه را ارائه مي دهيم ، كه دانستن آن براي تمامي شيعيان ضروري است و آن اين است كه ، در مورد اهل البيت (عليهم السلام) ، دو گروه افراد وجود دارند كه داراي تفكري غلط مي باشند : گروه اول مي گويند كه ائمه اطهار(عليهم السلام) آنقدر بلند مرتبه هستند كه ما حتي شايسته نيستيم اسمشان را بياوريم، قسمت اول اعتقادشان در عظمت و بزرگي ائمه اطهار(عليهم السلام) كاملاً درست است. ولي آن قسمت از حرفشان غلط است كه مي گويند حالا كه ما در مقايسه با عظمت ايشان مانند خاك پايشان هم نمي شويم بنابراين از تقليد و پيروي سيرة شريفة آنها عاجزيم، يعني اگر حضرت زهرا(سلام الله عليها) شبها تا به صبح آن اندازه به عبادت مي ايستاد كه پاي مباركش آزرده مي شد ما نمي توانيم از او درس بگيريم و شبها به عبادت و بندگي مشغول شويم يا آنكه اگر آن حضرت در برابر ظلم ايستادگي كرد و پهلويش را شكستند ، نبايستي ما جلوي ظلم بايستيم، زيرا ما كه در حد و اندازة حضرت زهرا(سلام الله عليها) نيستيم، پس ما بايد با ظلم و انحراف سازش كنيم يا سكوت كنيم. يعني اين افراد بطور كلي نادانسته فلسفه امامت و شيعه بودن و پيروي از سيره طيبه اهل البيت را انكار مي كنند و اصلاً نادانسته خون سيد الشهدا (عليه السلام) را پايمال مي كنند و مي گويند كه ما سيد الشهداء نيستيم ماكه تقوا و علوم و معارف حضرت حسين (عليه السلام) را نداريم، ما گناه كار و خلافكاريم، لذا استغفار مي كنيم و آن بزرگواران مارا از اين كوتاهي در مقابل ظلم و اين سازشكاري خواهند بخشيد و در قيامت از ما شفاعت خواهند نمود! . گروه دوم مي گويند كه ائمه اطهار(عليهم السلام) اساساً موجوداتي مثل ما هستند و نبايد آنها را آسماني و ملكوتي و سلطان تمام هستي دانست، زيرا اگر چنين باشد براي ما قابل تقليد نخواهند بود، بنا براين انسان كامل وجود ندارد و ساخته ذهن عرفا است، آنها هم مانند ما جايز الخطاء هستند ؛ اين گروه نيز به وادي انكار و حتي كفر كشيده شده اند زيرا با اين حرفهايشان بسياري از آيات قرآن را كه در شان اهل البيت عصمت و طهارت نازل شده است انكار مي كنند.آنجا كه خداوند متعال مي فرمايد: اهل البيت (عليهم السلام) از هرگونه خطا و لغزش منزه هستند(1). و جز به دستور حق و وحي كلمه اي نمي گويند و رفتار نميكنند(2). اين روسياهان انبوه آيات و روايات و زيارات و ادعيه را ، با اين حرفهايشان انكار مي كنند كه يقينأ جز كفر به راه ديگري ختم نمي شود(3)، تا آنجا كه مي گويند: « حتي معصومين(ع) خود به خود بدون نظارت مردم و بطور اصولي در معرض انحراف هستند))(4) پاسخ دو شبهه فوق : گروه اول در شبهه خود به روايات و زيارات مأثوره استدلال مي كنند، بالاخص زيارت جامعه كبيره و رواياتي كه در عظمت ولايت و امامت وارد شده است. پاسخ آنها اين است كه آنچه به آن استدلال مي كنند كاملأ صحيح است ولي آنچه برداشت مي كنند و نتيجه مي گيرند غلط است، زيرا مستندات آنها آسماني بودن و سلطنت اهل البيت (عليهم السلام) را بر كل هستي اثبات مي نمايد اما نتيجه غلطي كه مي گيرند غير قابل دسترس براي تقليد كردن و ناتواني بشر در پيروي كردن از سيرة شريفة اهل البيت(عليهم السلام) است. شبهه ايشان از اين جا ناشي مي شود كه متوجه نيستند كه اهل البيت در عين عظمت و سلطنت بر هستي همچون قرآن از مقام عرش رب العالمين نازل شده اند و آن قدر خود را تنزّل داده اند تا روش و سيرة مطهرة آنها براي فهم ما و تقليد ما و عمل ما آسان باشد، آنها زندگي زميني را بر خود تحميل كرده اند تا ما زميني ها بتوانيم مانند آنها عمل كنيم مانند پدري كه خود قهرمان دوندگي است ولي با كودك دو ساله خود راه مي رود و پا به پاي او گام بر مي دارد تا كودك از او تقليد كند و راه رفتن بياموزد. واضح است كه ما مثل ائمه اطهار (عليهم السلام) نيستيم، آنها مسجود ملائك هستند ؛ ملائك فقط به حضرت آدم سجده نكردند، سجده يعني شدت تسليم ؛ در مقابل ائمه اطهار(عليهم السلام) ، فرشتگان همچون يك غلام برابر رسول خدا و اهل البيت او مانند امام حسين(عليهم السلام) وامام زمان(عج)مي ايستند وسجده مي كنند كه هيچ غلامي مانند ملائك روبروي مولايش چنين عاجزانه سجده نمي كند، امّا اين گروه عليرقم اخلاص و ارادت به اهل البيت(عليهم السلام) ، با اعتقادات غلط خود پشت رسول خدا و امام حسين(عليه السلام) وامام علي(عليه السلام) را مي شكنند و راه را براي هر گونه فتنه و گمراهي و ظلم باز مي گذارند، چون مي گويند ائمه اطهار بزرگتر از آن هستند كه براي ما قابل تقليد باشند و به عنوان نمونه به اين قسمت از روايات استناد مي كنند كه مي فرمايد: « بكم تمسك السماء ان تقع علي الارض))(5) ؛ يعني اگر آسمان و زمين در هم نمي شود به دليل آن است كه شما بر آنها سلطه داريد، و لذا ائمه اطهار(عليهم السلام) لنگر آسمان و زمين هستند، اكنون سوال اين است كه حضرات ايشان لنگر زمين و آسمان هستند كه ما شيعيان چه كاركنيم؟ ايشان در هر لنگر آسمان و زمين هستند. ولي من و تو بايد نقش ايشان را در هدايت بشريت بدانيم. ما بايد در عين اعتقاد به عظمت ايشان بدانيم كه مثلاَ نقش حضرت زهرا(سلام الله عليها) براي هدايت تو و براي من چيست؟ گروه دوم كساني هستند كه مي گويند اهل البيت(عليهم السلام) آسماني نيستند. مشكل آنها آن است كه به اين نكته توجه نكرده اند، زميني زندگي كردن اهل البيت(عليهم السلام) مانع از سلطنت آنها بر كل هستي نيست. و به نكته مهم ديگري نيز توجه نكرده اند كه اگر اهل البيت(عليهم السلام) با ملكوت در ارتباط نباشند فلسفه اطاعت و ولايت و امامت و رسالت همه باطل مي شود و اطاعت از اهل البيت(عليهم السلام) اساساً بي معنا مي شود، زيرا در غير اينصورت (اگر اهل البيت(عليهم السلام) با ملكوت در ارتباط نباشد) مي توان از هر فرد ديگري مثل خلفاي بني اميه و بني عباس اطاعت نمود، چون تفاوت در اساس قضيه ايجاد نمي شود. نتيجه آنكه ائمه اطهار(عليهم السلام) آسماني و ملكوتي بودند، رسول الله(صلي الله عليه وآله) مي فرمايد: حضرت زهرا(سلام الله عليها) ، «حوراء الانسيه» است، او بشر نيست، حضرت رسول مي فرمايد: «هي نور عيني»، يعني من كه پيغمبر هستم اگر زهرا نباشد اصلاً دنيا براي من تاريك خواهد شد نمي توانم ملكوت را ببينم و مي فرمايد: «هي روحي التي بين جنبيّ»، يعني حضرت زهرا همچون روح من است كه بدون او جسم من بي جان خواهد شد. اگر حضرت زهرا(سلام الله عليها) نبود هيچ خانمي در مقايسه با ايشان در حد و اندازة حضرت مولا امير المؤمنين(ع) نبود تا روح او را قوّت بخشد و او را در اطاعت و بندگي حقتعالي در آن مقامات عالي ياري نمايد. و اگر حضرت زهرا سلام الله عليها نبود هيچ كس كفو مولا و هم طراز و هم سطح مولا در عالم ملك نمي شد، نه اينكه حضرت زهرا سلام الله عليها فقط همسر مولا باشد، حضرت مولا علي(ع) بدون حضرت زهرا(س)نه تنها در خلقت براي همسري و ارائه فرزنداني همچون حضرت ابا عبد الله الحسين(ع) تنها مي ماند، بلكه حتي نمي دانست پس از رسول خدا با چه كسي اسرار غمها و رنجهاي خود را در ميان بگذارد، براي همين است كه مستندات بسياري از روايات اهل تسنن وجود دارد كه، دشمنان حضرت علي(ع) و دشمنان حكومت فرهنگ و انديشه اهل البيت(ع) گفتند : كه تا فاطمه در خانه علي است راهي براي شكست علي وجود ندارد. بعضي فكر مي كنند كه از روي اتفاق و نا آگاهانه درب خانه حضرت زهرا(س) را شكستند و درب خانه را به پهلوي آن خانم بزرگوار زدند تا جان دهد اما چندين روايت حتي از اهل تسنن موجود است كه نقل مي كنند، درب خانه را به عمد و با هدف قتل حضرت زهرا (س) شكستند كه حضرت زهرا(س) را بكشند، تا علي(ع) تنها بشود آنگاه كه علي(ع), فاطمه(س) را از دست داد, از اهل بيت رسول خدا كسي را نداشت تا از حق او دفاع كند زيرا با توجه به آنكه در شان اهل البت رسول خدا آياتي همچون آيات تطهير نازل شده بود, حضور ايشان در صف مدافعين حضرت علي(ع), حجت بر حق و دليل الهي در تاييد حق حضرت علي(ع) بود. آنچه تا كنون ذكر شد درباره زندگي زميني حضرت علي(ع) و حضرت زهرا(س) بود. تنهايي حضرت علي(ع) و ناچاري و بي كسي آن حضرت در زندگي زميني او است تا سرمشقي باشند براي پيروان حق و حقيقت؛ لذا اهل البيت (عليهم لسلام) زميني زندگي كردند تا براي ما خاكي ها قابل تقليد بشوند امّا حيات آسماني آن بزرگواران در دسترس ما نيست و تنها آثار و نشانه هايي از آن حيات نوراني در ادعيه و زيارات و روايات و سيرة طيبة ايشان موجود است كه به قدري بلند و پر از اسرار و معارف مي باشد كه جز آنكه از آن به قرآن صاعد تعبير كنيم هيچ نامي نمي توان بر آن نهاد. بنابراين، ائمه اطهار(عليهم السلام)آسماني هستند ولي زميني زندگي مي كنند. بعضيها وقتي ميخواهند از عظمت و شجاعت امام حسين(ع) حرف بزنند ميگويند كه: «امام حسين(ع) در كربلا، جنگ غرّايي كرد و مثلاً دويست نفر را به خاك افكند»، مفهوم اين جملات آن است كه گويا اينهمه شجاعت و قدرت براي آن حضرت, فضيلتي و امتيازي محسوب مي شود كه توانسته است دويست نفر را به هلاكت برساند؛ در حالي كه امام حسين(ع) با يك اشاره ميتوانست يك ميليارد نفر را هلاك نمايد؛ اما چرا در عاشورا فقط مثلاً دويست نفر را از پاي درميآورد، براي اين كه به منِ روسياه بفهماند، ببين من با شرايط جسم خاكي عمل ميكنم تا تو بتواني راه مرا پيروي كني. به همين دليل به پيشانيام سنگ ميخورد؛ نيزهها به سينهام فرو ميروند و تيرها به چشمانم مينشيند و در سطح تو عمل ميكنم تا تو بلند شوي و از من پيروي كني و در دفاع از دين خدا تيرها را بپذيري؛ سنگها را بر پيشانيت بپذيري؛ پيش چشمت به به سراپرده و نواميس و زن و بچهات حمله كنند و گلوي كودك نوزادت را در آغوشت پاره پاره در عين حال از دين اسلام دفاع كني. گويا حضرت با سيرة طيبة خويش مي فرمايند من از آسمان و عرش آمدهام و در كنار تو و با محدوديتهاي حيات زميني با ظلم و جور مبارزه مي كنم.تا تو هدايت بشوي؛ مثل تو زميني زندگي ميكنم تا تو نگويي كه «امام حسين(ع) آسماني است و من نميتوانم از او پيروي و تقليد كنم» .
پاسخي بر يك شبهه گريه؛ افسردگي يا نشاط روحي روضه و گريه زياد عده اي مي گويند كه گريه زياد در روضه ها موجب خستگي مردم مي شود و بعضي از روزنامه ها هم مي نويسند كه گريه (منظورشان, گريه بر عزاي اهل البت است) افسردگي مي آورد. جواب اين است كه اين مدّعيان يقيناً در طول عمرشان حتي يكبار خالصانه و عاشقانه بر مصائب اهل البت بالاخص حضرت اباعبدالله الحسين گريه نكرده اند تا از نزديك حس كنند گريه بر مصائب آن بزرگواران تا چه اندازه اعتماد به نفس, آرامش روح, احساس توكل و نشاط روحي و معنوي ايجاد مي كنند. شيعه عاشق حسين(ع) است و با يك يا حسين(ع) گفتنش بايد غش كند. روضه براي عاشقان حسين(ع) طراوت مي آورد ولي براي آن كساني كه مي گويند روضه زياد نخوانيد، حتماً قساوت مي آورد. زيرا آنان درد دين ندارند و شكنجه و شهادت اهل البيت در نظر ايشان موضوعي است كه تاريخ آن گذشته است. شيعه تا وقتي امام زمانش نيايد شادي ندارد ما تا وقتي كه انديشه و فرهنگ اهل بيت را در عالم عرضه نكنيم، شادي نداريم. در ميلاد امام رضا(ع) زيارت وارده را زيارت عاشورا قرار داده اند. در ميلاد امام زمان ارواحنا فداه زيارت وارده را ريارت عاشورا قرار داده اند.در بسياري از اعياد اسلامي دستور تلاوت زيارت عاشورا داريم. اين همه سفارش به تلاوت زيارت عاشورا براي اين است كه اشكهايتان خشك نشود و قلبتان آرام نگيرد. اين اسرار است كه شيعه را زنده نگه داشته است. اين حرفهايي كه مي گويند در اعياد و ميلادها نبايد گريه كرد، خطرناك است. مي گويند امروز روز ولادت امام رضا(ع) است و نبايد زيارت عاشورا بخوانيم و گريه كنيم، در حالي كه ما در ايام ولادت اهل بيت به خواندن زيارت عاشورا توصيه شده ايم, براي آنست كه در هر فرصتي فرهنگ و انديشه حضرت اباعبدالله الحسين(ع) را شرح دهيم. شيعه با گريه نشاط پيدا مي كند. جوانان شيعه از شدّت نشاط معنوي به هيجان مي آيند, آنچنان كه براي هرگونه ايثار و تلاش خدمت به اسلام آماده مي شوند. در عاشوراي حسين(ع) نشاط روحي بيشتر است. در عاشورا مريضها خوب مي شوند، پيرها به تحرك وا داشته مي شوند، گنه كاران توبه مي كنندو... . عاشورا يك پارچه تحرك مي شود. بيش از هزار سال است كه شيعه در ايام محرم و صفر به گريه و زاري مشغول است. چه كسي شنيده است, كه عزاداري در ايّام محرم و صفر موجب ايجاد افسردگي شده باشد؟ اين درحاليست كه حتي بسياري از مسيحيان آشنا به فرهنگ شيعه در ايّام محرم و صفر با شركت در عزاداري هاي حسيني به وجد و نشاط معنوي دست مي يابند. گريه هايي كه افسردگي مي آورد گريه اي كه به خاطر شكستهاي دنيايي باشد افسردگي مي آورد. گريه پس از ظلم و نابود كردن زندگي ديگران، افسردگي مي آورد. پس گريه هايي افسردگي مي آورد كه براي از دست دادن دنيا باشد. مكتب گريه نجات بخش است در روايات آمده است كه زيارت عاشورا تو را مستجب الدعوه مي كند. هر حاجتي كه بخواهي به تو مي دهند. اين گريه بر عاشورا است كه روانها را شستشو مي دهد. و دشمن هم با عاشورا مخالف است. حال اين گريه بايد با كسب معارف و حقايق باشد و كسي كه گريه مي كند، بايد تلاش كند كه بتواند معارف اسلام و قرآن را پيدا كند و آنها را گسترش دهد. آيا هميشه بايد گريه كرد؟ زمان انقلاب عده اي مي گفتند كه بايد مبارزه كرد و گريه ضرورتي ندارد و عده اي ديگر مي گفتند كه بر طبق روايات بايد گريه كنيم. اين دو مكتب هر دو اشتباه بودند. جواب اين مسئله اين است كه در مجلس عزاداري بايد گريه كرد و نبايد مبارزه كرد اما همين گريه را در ميدان مبارزه نبايد انجام داد و بايد مبارزه كرد. اگر آمريكا حمله كرد، نبايد گريه كنيم بلكه بايد شمشيرت را آماده كني و بايد مبارزه كني، بايد تبليغات كني. ولي وقتي نگاهت به حضرت ابا عبد الله(ع) افتاد بايد گريه كني...
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
بسم الله الرحمن الرحیم
در ((عیون اخبار الرضا))(ع) در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) می خوانیم خدای متعال چنین فرموده: ((من سوره ی حمد را میان خود و بنده ام تقسیم کرده ام نیمی از آن برای من ، و نیمی از آن برای بنده ی من است ، و بنده ی من حق دارد هر چه را می خواهد از من بخواهد : هنگامی که بنده می گوید ((بسم الله الرحمن الرحیم ))خداوند بزرگ می فرماید بنام من آغاز کرد ، و بر من است که کارهای او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر برکت کنم ، و هنگامی که می گوید ((الحمدالله رب العالمین)) خداوند بزرگ می گوید بنده ام مرا حمد و ستایش کرد ، و دانست نعمتهایی که دارد از ناحیه ی من است ، و بلاها را نیز من از او دور کردم گواه باشید که من نعمتهای سرای آخرت را بر نعمتهای دنیا او می افزایم ، و بلاهای آن جهان را نیز از او دفع کنم ، همانگونه که بلاهای دنیا را دفع کردم. و هنگامی که می گوید ((الرحمن الرحیم)) خداوند می گوید : بنده ام گواهی داد که من رحمان و رحیمم ، گواه باشید بهره ی او را از رحمتم فراوان می کنم ، و سهم او را از عطایم افزون می سازم و هنگامی که می گوید (( مالک یوم الدین)) او می فرماید گواه باشید همانگونه که او حاکمیت و مالکیت روز جزا را از آن من دانست ، من در روز حساب ، حسابش را آسان می کنم ، حسناتش را می پذیرم ، و از سیئاتش صرف نظر می کنم. و هنگامی می گوید (( ایاک نعبد)) خداوند بزرگ می گوید بنده ام راست می گوید ، تنها مرا پرستش می کند ، من شما را گواه می گیرم بر این عبادت خالص ثوابی به او می دهم که همه ی کسانی که مخالف این بودند به حال او غبطه می خورند. و هنگامی که می گوید (( ایاک نستعین )) خدا می گوید بنده ام از من یاری جسته ، و تنها به من پناه آورده گواه باشید من او را در کارهایش کمک می کنم ، در سختیها به فریادش می رسم ، و در روز پریشانی دستش را می گیرم. و هنگامی که می گوید (( اهدنا الصراط المستقیم ...)) (تا آخر سوره) خداوند می گوید این خواسته ی بنده ام برآورده است ، و او هر چه می خواهد از من بخواهد که من اجابت خواهم کرد آنچه امید دارد ، به او بچشم و از آنچه بیم دارد ایمنش سازم.))
نماز شب سوم شعبان : نماز این شب دو رکعت است که در هر رکعت بعد از حمد بیست و پنج مرتبه سوره ی توحید خوانده می شود . هر کس این نماز را بخواند در اخرت انشالله از بهشتیان خواهد بود و پاداش زیادی به او مرحمت خواهد شد .
امیدوارم در هنگام خوندن نماز منو هم به یاد بیارید و واسم دعا کنید . و انشالله هر ارزو و حاجتی هم که دارید خداوند بزرگ به شما عنایت بکند. التماس دعا - یا الله
فرا رسيدن ماه مبارك شعبان را به همه شما عزيزان تبريك عرض نموده اميدواريم در اين ماهى كه در روايات وارد شده است كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به روزه آن و قيام براى عبادت در شب ها اهتمام خاصى داشتند و دعا در آن مستجاب است و ماه رسول خدا ناميده شده است همه ما موفق به عبادت و بندگى خدا و ترك معصيت باشيم. توفيق همه شما عزيزان را از خداوند متعال خواسته و در ضمن اعمال ماه شعبان برگرفته از مفاتيح الجنان مرحوم محدث قمى (قدس سره) براى استفاده در اين ايام در ذيل مى آوريم. در فضيلت و اعمال ماه شعبان استبدان كه شعبان ماه بسيار شريفى است و منسوب است به حضرت سيد انبياء صلى الله عليه و آله و آن حضرت اين ماه را روزه مى داشت و وصل مى كرد به ماه رمضان و مى فرمود: شعبان ماه من است هر كه يك روز از ماه مرا روزه بدارد بهشت او را واجب شود و از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه: چون ماه شعبان داخل مى شد حضرت امام زين العابدين عليه السلام اصحاب خود را جمع مى نمود و مى فرمود اى گروه اصحاب من مى دانيد اين چه ماهى است اين ماه شعبان است و حضرت رسول صلى الله عليه و آله مى فرمود شعبان ماه من است پس روزه بداريد در اين ماه براى محبت پيغمبر خود و براى تقرب به سوى پروردگار خود به حق آن خدائى كه جان على بن الحسين بدست قدرت اوست سوگند ياد مى كنم كه از پدرم حسين بن على عليهما السلام شنيدم كه فرمود شنيدم از امير المؤمنين عليه السلام كه هر كه روزه دارد شعبان را براى محبت پيغمبر خدا و تقرب به سوى خدا دوست دارد خدا او را و نزديك گرداند او را به كرامت خود در روز قيامت و بهشت را براى او واجب گرداند و شيخ روايت كرده از صفوان جمال كه گفت: فرمود به من حضرت صادق عليه السلام كه وادار كن كسانى را كه در ناحيه و اطراف تو هستند بر روزه شعبان گفتم فدايت شوم مگر مى بينى در فضيلت آن چيزى فرمود بلى بدرستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله هر گاه مى ديد هلال شعبان را امر مى فرمود منادى را كه ندا مى كرد در مدينه اى اهل مدينه من رسولم از جانب رسول خدا صلى الله عليه و آله بسوى شما مى فرمايد آگاه باشيد بدرستى كه شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه يارى كند مرا بر ماه من يعنى روزه بدارد آن را پس گفت حضرت صادق عليه السلام كه امير المؤمنين عليه السلام مى فرمود كه فوت نشد از من روزه شعبان از زمانى كه شنيدم منادى رسول خدا صلى الله عليه و آله ندا كرد در شعبان و فوت نخواهد شد از من تا مدتى كه حيات دارم إن شاء الله تعالى پس مى فرمود كه روزه دو ماه كه شعبان و رمضان باشد توبه و مغفرت است از خدا و روايت كرده اسماعيل بن عبد الخالق كه گفت: بودم نزد حضرت صادق عليه السلام كه در ميان آمد ذكر روزه شعبان حضرت فرمود كه در فضيلت روزه شعبان چنين و چنان است حتى آنكه مردى مرتكب خون حرام مى شود پس روزه مى گيرد شعبان را نفع مى بخشد او را و آمرزيده مى شود و بدان كه اعمال اين ماه شريف بر دو قسم است اعمال مشتركه و اعمال مختصه اما اعمال مشتركه پس آن چند امر است:........ اعمال ماه هم ذکر شده است ::متن کامل::
مختصری از شرح ولادت امام حسین(ع) در ولادت امام، مورخين شيعه و سني اختلافاتي دارند كه حضرت در چه روز ، چه ماهي ، چه سالي بوده است عده اي گفته اند سوم، پنجم شعبان يا پنجم جمادي الاول يا آخر ربيع الاول سال سوم هجري متولد شده اند. البته همگي بالاتفاق گفته اند امام در طول 6 ماه و 10 روز تولد يافته اند. چون شيرخوارگي 2 سال (24ماه) طول مي كشد حضرت صفيه (عمه پيامبر و علي) مي گويد وقتي حسين تولد يافت پيامبر فرمود عمه جان فرزندم را بياور عرض كرد هنوز پاكيزه اش نكرده ام پيامبر فرمود آيا تو ميخواهي او را پاكيزه كني؟ خداوند او را پاكيزه و مطهر به دنيا آورده سپس پيامبر گريه نمودند و فرمودند خداوند لعنت كند مردمي را كه كشندگان تو هستند. صفيه عرض كرد كشندگان او چه كساني هستند؟ فرمود: دنباله گروهي از نسل بني اميه، سپس در گوش راست حضرت اذان و در گوش چپ حضرت اقامه قرائت نمودند. روز هفتم تولد حضرت امام حسين (ع) سر ايشان را تراشيدند و به وزن مويش نقره صدقه دادند و به سرش عطر ماليدند امام صادق (ع) فرمودند بعد از تولد امام حسين (ع) خداوند به جبرئيل امر كرد كه با 1000 ملك (فرشه) به زمين فرود آيند و به رسول الله تهنيت عرض نمايند جبرئيل در راه بر جزيره اي در ميان دريا، فرود آمد فرشته اي را به نام فطرس در آنجا ديد (فطرس فرشته اي بود كه خداوند او را به كاري فرستاده بود و در اين ماموريت الهي كند نمود و پرش را خداوند شكاند و او را در آن جزيره انداخت و 700 سال در آن جزيره خداوند را پرستيد تا زمان امام حسين كه متولد گشت ) آن فرشته به جبرئيل گفت كجا مي رويد؟ حضرت جبرئيل فرمود به خدمت پيامبر مي رويم تا به او تبريك و تهنيت عرض نمائيم فرشته گفت مرا با خودتان ببريد تا شايد محمد(ص) دعايم كند او را با خودشان بردند و جبرئيل پيغام خداوند را رساند و به پيامبر تبريك عرض نمود. و جريان فطرس را گفت: پيامبر فرمود خود را به اين نوزاد برسان و بدن خود را به بدن مبارك او بمال فطرس بعد از انجام آن عمل ، بالش درست شد و بالا رفت سپس حضرت جبرائيل به پيامبر پيغام داد امتت او را شهيد مي كنند و پيامبر براي همين گريست. اما م حسين (ع) در دوران كودكي: از برا هين و نشانه هاي روشن اوج كمال امام حسن (ع)و امام حسين (ع) يكي اين بود كه كه پيامبر (ص)با انها بعيت كردو ان حضرت درظاهر با هيچ كودكي غير از انها بعيت ننمود. و ديگر انكه : آيات قرآن در شان آنها بخاطر كردار نيك شان بر پيامبر (ص) نازل گرديد. با اين كه خورد سال بودندو و نظير آن در مورد هيچ كس نازل نشده است. گفتار نيكي كه در قرآن گنجيده شده است شامل امام حسن (ع) ، حسين(ع) و پدر مادرشان (س) بود و در ضمن بيانگر گفتار آن و دو بزرگوار و حالت دروني آن هاست و اين دو نشانه آشكار امامت و حجت بزرگ امام حسن (ع) و امام حسين (ع) بر مردم مي باشد،چنان چه در قرآن خبر از سخن گفتن حضرت مسيح(ع) در گهواره ميدهد. همين معجزه و نشانه صدق نبوت او بود و حكايت از آن داشت او را در پيشگاه خدا از ويژگي مخصوص بر خوردار است،به خاطر ان كرامتي كه بيانگر مقام ارجمند او در پيشگاه خدا و برتري او بر ديگران است. رسول الله (ص) با صراحت به امامت امام حسين (ع) و برادرش تصريح كرده است كه(دو امام مي توانندخواه بپا خيزند (بجنگد)و خواه سكوت نمايند. زندگاني امام حسين (ع) امام حسن(ع) پس از شهادت پدر شان زمام امور را به دست گرفته در حال كه اين امر را پيشه كرده بودند شهر ها داراي آشوب و ناهنجاري هاي بود و نا آرامي آنجا را فرا گرفته بود. امام حسن (ع) پيشگامان سپاهيان امام علي (ع) را دور هم گرد آورده و صحبت را در مورد جنگ با معاويه شروع كردند. از سوي ديگر معاويه از مال واموال افراد تحت سلطه خود حمايت مي كرد و آن ها را پرورش مي داد . و معاويه هيئتي متشكل از سه نفرنزد امام حسن (ع) فرستاد و اينان بر حضرت وارد شدند و پس از مدتي شور و مصلحت از مجلس خارج شدند در ميان بازارو مردم رفته و شايع كردند كه امام حسن (ع) آماده صلح است. در اين ميان امام و سپاهيان تصميم گرفتندكه نبرد خرد كننده اي را شروع كنند ولي امام اوضاع را سنجيده و حلاجي كرد ند كه لشگريان ايشان وحدت لازم را ندارند و حيله معاويه كار خود را ساخته و توان سپاه را گرفته شده است . در اين ميان معاويه خواهان صلح با امام بود ، امام حسن (ع) نامه نوشت و شرايط خويش را در آن نگارش كرد ، امام مشورتي كه با يلران خويش داشتند صلاح و مصلحت اوضاع را بر اين دانسته كه بر صلح اقدام نمايند چرا كه پذيرش صلح براي آن حضرت ،جلوگيري از كشتا ر و خونريزي ، امري درست به لحاظ رعايت مصالح مردم و جامعه اسلامي تلقي مي گرديد . جانشيني : پس از انكه امام حسن (ع) به شهادت رسيدند، امام حسين (ع) جانشين ايشان شدند . ادامه صلح برادر : جمعي بر هم گرد آمدند و نامه اي برا ي امام حسين (ع) نوشته هم به وي تسليت وهم براي ابراز آمادگي د رجهت مقابله با دشمنان ايشان اظهار داشتند . اما در جواب ، امام حسين(ع) نوشتند : من اميد دارم نظر برادرم را كه به صلح ، و فكر من در رويائي با ظالمان هر دو به مصلحت امت است . پس مادام كه پسر هند زنده است مي ايستيم و تا وقتي كه از دنيا رفت منتظر نظر من با شيد. ورود هياتهاي مختلف به محضرامام حسين (ع) به گوش معاويه رسيد و هراس آنها را بر انگيخت. پس نامه اي به امام حسين (ع) نوشت : به من خبر رسيد هياتهائي از عراق تو را نسبت به ايجاد تفرقه در ميان امت نسبت به من فرا خوانده اند و اگر قصد حمله را داشته باشيد من هم چنين خواهم كرد. جواب امام به او چنين بود: من قصد نبرد با تو را ندارم .د ر عين حال گمان نمي نمايم كه عذري در پيشگاه خداوند درترك اين كار را داشته باشم و هيچ فتنه اي از اين بالاتر نيست تو بر اين امت حكومت كني. و اما كوفه در ايام سختي به سر مي برد و هياتهاي عراقي منتظر نظر امام بودنددر اين ميان معاويه قرا ر بود ولايتعهدي را به زور تصاحب كندو مردم از اين كار او نا راحت شده بودند و معاويه آرزو داشت كه يزيد را به جانشيني خويش تعيين كند ، و اولين كسي بود كه نظام ولايتعهدي و استقرار در حكومت و سلطنت را در خاندان اموي بنيان نهاد . ولادت باشکوه امام حسین (ع) مبارکباد.
میلاد سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) و روز پاسدار
ولادت حضرت عباس (ع) و روز جانباز میلاد حضرت امام زین العابدین (ع) بر تمام شیعیان و مسلمین جهان مبارکباد
مسلمانی که داند رمز دین را نساید پیش غیر الله جبین را اگر گردون به کام او نگردد به کام خود بگرداند زمین را «اقبال لاهوری»
لذت نماز را چگونه می توان ابجاد کرد؟ شخصی که تازه مسلمان شده بود به محضر پیامبر اکرم (ص) آمد. عرض کرد من نمی توانم نماز های پنجگانه را انجام دهم ، ولی می توانم شبانه روزی دو رکعت نماز بخوانم . پیامبر اکرم(ص) دریافت که آن شخص هنوز نماز را نشناخته و به اهمیت آن پی نبرده است ، از این رو به گونه ای به نماز می نگرد که گویا به او تحمیل شده است و بدون رغبت و میل باید انجام دهد. پیامبر (ص) بر او سخت نگرفت و با او موافقت کرد که او روزی دو رکعت نماز بخواند . آن شخص مدتی به همین دو رکعت نماز اکتفا کرد تا این که حلاوت و شیرینی نماز را چشید و اهمیت آن را شناخت و کم کم آماده گردید و نمازهای پنجگانه را با خشوع و خلوص تمام انجام می داد. ::متن کامل::
اگر مایلید از قرآن بدون هیچ اتلاف وقتی استخاره بگیرید روی لینک زیر کلیک کنید. (انشاءالله خیر است)
نماز در برخی ادیان غیروحیانی از آن جایی که خداوند سرشت انسان را خداپرست آفریده و خداشناسی و خدا گرایی فطری است، لذا بشر در طول تاریخ همواره به دنبال پرستش و عبادت معبودی بوده است که مظهر و نمود عینی آن ، در ادیان الهی ، در نماز تجلی یافته است. باید گفت که مسأله نیایش به ویژه نماز مخصوص ادیان وحیانی نبوده بلکه در ادیان غیر وحیانی یا غیر الهی هم مطرح بوده که به برخی از آن ها اشاره می شود.در تاریخ ، در مواقعی که در دیر یا صومعه ی تبتیان جشن معینی برپا می شد ، زوار از هر طرف به آن جا روی می آوردند و هدایایی مثل قماش ، کره و ... برای راهبان می آوردند ودر آن جا چند روز اقامت کرده ، به طواف و نماز و دعا و رقص مشغول می شدند و پس از یک سلسله مراحل سحر آمیز به سرزمین خود برمی گشتند و نیز یادآور شده بعد ازاین که امپراتوری مغول از دیار چین محو و منقرض گردید، یکی از راهبان تبتی به نام تسونگ- خا-پا در صدد اصلاحاتی در دین «لاما» برآمد و شریعتی بنیان نهاد که به نام «معبد زرد» موسوم است . این اصلاح مذهبی انتظامات دیر ها را شدید تر و سخت تر گرداند و استعمال نوشابه ها به کلی حرام و عبادت و نماز ها بیشتر معمول گردید .طبق آماری که جان ناس در کتاب تاریخ ادیان خود می آورد ، تعداد معابد مذهبی شینتو در سال 1945 میلادی، به بیش از یکصد هزار می رسید. این معابد هرکدام دارای صحن و حیاطی بودند و در ضلع مرکزی مدخل ورود و دروازه ی معروف شینتو توری گشوده شده بود.این دروازه ها ، بناهایی مقدس شمرده می شدند و زائران پاکنهاد ازآنجا می گذشتند و به ضریح مرکزی راه می یافتند. شخص زائر در آنجا بعد از شست وشوی دست و دهان ، دست هارا به علامت استرحام به سبک مخصوص ژاپنی ها با یکدیگر جفت کرده ، تعظیمی می کرد و سپس زنگ را می نواخت وبا خضوع و خشوع هدایایش را در محل مخصوص می گذاشت. پس از دعا ونیایش ، در حال رکوع به تفکر و مراقبه مشغول می گردیدو سپس با همان سکون و ادب مراجعت می کرد ودر عبور از دروازه با تعظیم خارج می گردید. درباره کنفوسیوس آمده است که او به پیامبری اش و این که به او وحی می شده است ، اشاره ای نکرده است و در واقع بیشتر حکیم بوده تا این که مرد دین باشد ، ولی با این همه اعتقاد او به امور مذهبی محدود به نوعی خودداری و احتیاط است و چه در اعتقادات نفسانی و چه در اعمال ظاهری وی ، پیوسته روح ایمان یعنی یک حقیقت مذهبی نمودار است.او نماز می خواند ، در حالی که ساکت بوده ، حرف نمی زده است. برخلاف عادت مردم در زمان خودش و زشت می دانست نماز بخواند تا این که خداوند اورا ببخشد و یا نعمتی به او بدهد، زیرا او معتقد بود نماز هدفی جز تنظیم سلوک افراد و الفت میان آن ها نمی باشد. همچنین در مورد مذهب او آمده است که وقتی او به سختی بیمار شده بود و شاگردش«تسو – یو» رخصت طلبید تا برای شفای او نماز بخواند ، او به طفره گفت:آیا آمادگی چنان که باید دارید؟ تسو – یو گفت: آری و درکتاب دعا آمده است به ارواح زبرین و ارواح زیرین نماز آورید. کنفوسیوس بی درنگ گفت: نماز من باید راهی بس دراز بپیماید. از مطالب فوق چنین می توان برداشت نمود که مسأله عبادت و پرستش ، در طول تاریخ همیشه همراه بشر بوده است، چون این امر ریشه در سرشت و فطرت انسان داشته و نماز هم به عنوان عبادت خاص از مصادیق همان عبادت و پرستش بوده که تمامی انسان ها در طول تاریخ آن را به گونه ای مخصوص اقامه می کردند.
نماز در آیین یهود قرآن کریم متقن ترین منبعی است که از گذشتگان خبر می دهد و درآن شواهدی درباره نماز درشریعت حضرت موسی آمده است.وقتی حضرت موسی(ع) در راه رسالت الهی با همسرش از وطن هجرت نمود و سر به بیابان گذاشت ودر تاریکی وظلمت شب، به طوفان و باران برخورد کرد وبه خاطر سختی ها و مشکلات فراوان دستخوش اضطراب وناراحتی گشت، پروردگار مهربان برای آرامش او به او وحی نمود که:«همانا من الله هستم و معبودی جز من نیست، پس مرا عبادت کن و نماز رابرای یاد من به پادار.»در این آیه پس از بیان عبادت خدای یکتا به حضرت موسی (ع)مسأله نماز یادآوری شده است.درآیه دیگری به موسی و برادرش هارون دستور داده شده که:«...شما و پیروانتان در مصر منزل گیرید وخانه هایتان را قبله و معبد قرار دهید و نماز بپادارید...». در این آیه هم خطاب به موسی(ع) و هارون به پاداشتن نماز مطرح گردیده است. درتأیید این مطالب که یهودیان باید نماز هایشان را درمعابدشان اقامه کنند درکتاب«گنجینه تلمود»آمده است که:«علاوه بر عبادتها و نمازهای فردی و خصوصی که انسان به وسیله آن حاجات خود را ازخدا می طلبد ، نمازهای جماعتی نیز هستند که افراد موظف هستند در آن شرکت جویند.»ودرتاریخ ادبی و فکری قوم یهود، کتاب تلمود بزرگترین و جامع ترین کتاب شمرده شده است.این کتاب درقرن پنجم میلادی توسط«یوخاس» فردی که از روحانیون یهود وبا همکاری کاهنان یهودی ، باترکیب و تلفیق دو کتاب میشنا و گبارا و چند کتاب کوچک دیگر ،تدوین گردید و این کتاب ترکیبی را تلمود خواندند. در باره برگزاری نماز جماعت در کنیسه نیز گفته شده است :«هرآن کس که در شهر او کنیسه ای وجود دارد و برای خواندن نماز به آن جا نمی رود وی را «همسایه بد»می خوانند وبه شدت ، این همسایگان بد را مورد نکوهش و مذمت قرار می دهند .» در روایتی هم که ازائمه (ع) به ما رسیده وجود نماز را در این شریعت آسمانی تأیید می کند؛از جمله ، روایتی است در ارشادالقلوب دیلمی که می گوید:«خداوند سبحان به موسی بن عمران (ع) وحی فرمود:ای موسی... اگر ببینی آن کسانی را که نماز می خوانند درتاریکی شب و خود را به من نزدیک می نمایند به حدی که گویی مرا می بینند و با من سخن می گویند ، من به آن ها جلال و عزت می دهم.» همچنین در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمودند:« خداوند به موسی (ع) وحی کرد می دانی چرا از میان بندگانم ترا برای شنیدن کلامم به طریق مستقیم انتخاب کردم؟گفت:خیرای پروردگارم.خطاب رسیدبه خاطر این که در عبادت و بندگی همانندت را نیافتم که نسبت به من در نفس خود به این اندازه با تواضع باشد.ای موسی تو بنده ای هستی که درپیشگاه من به وقت نماز صورت بر خاک می گذاری.» از دقت در روایات می توان چنین نتیجه گرفت که نماز یکی از دستورات ضروری و با اهمیتی بوده است که توسط حضرت موسی(ع) از طرف خداوند به مردم ابلاغ شده است. یهودیان در شبانه روز ۳مرتبه نماز می خوانند که آنهارا نماز صبحگاه ،نیمروز و شامگاه می گویند.و همچنین نمازشان دارای مقدماتی است ،ازجمله این که : در حال جنابت نمی توان نماز خواند و بدن و لباس باید از هرگونه کثافت و پلیدی پاک باشد.آنان دستها و صورت را به عنوان وضو شسته و به طرف بیت المقدس ایستاده و با خضوع و خشوع نماز می خوانند. از مجموع آن چه گفته شد به خوبی می توان دریافت که نماز در آیین یهود از دستورات قطعی و واجبی بوده که توسط حضرت موسی(ع) به مردم ابلاغ شده است و خود آن حضرت اهتمام زیادی بر انجام آن داشته اند.
نماز در آیین مسیحیت قرآن در آیات متعددی چندین بار از حضرت عیسی(ع) سخن به میان آورده است.آنگاه که مریم پاکدامن به قدرت و معجزه خداوندی بدون داشتن همسر حامله گردید و فرزندش حضرت عیسی(ع) را به دنیا آورد ، این وضع موجب شگفتی و حتی باعث تهمت ناروا به او گردید که این هنگام مریم به فرمان خدا سکوت کردو تنها کاری که اشاره به نوزادش کرد و افراد ماجراجو را به اطراف گهواره عیسی(ع)ارجاع داد.اما این کار بیشتر تعجب آن هارا برانگیخت و برخی آنرا حمل بر سخریه گرفته و خشمناک شدند ، ولی این وضع چندان به طول نکشید ، چرا که آن نوزاد ربان به سخن گشود و گفت :«به درستی که من بنده خدایم که به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است. مرا هرکجا باشم مایه برکت قرار داد وتا زنده ام به زکات و نماز سفارش کرد.» دراین آیات حضرت عیسی(ع) پس از بیان این که فرستاده خداست و کتاب آسمانی به او داده شده ازمیان برنامه ها، توصیه به نماز و زکات را مطرح می کند آن هم با این بیان:مادامی که زنده باشم ،واین به خاطر اهمیت فوق العاده این دو برنامه است چرا که این دو ، رمز ارتباط خالق و خلق است. در مورد خود مریم نیز در قرآن آمده است:«ای مریم ! برای پروردگارت خضوع کن و سجده به جا بیاور و با رکوع کنندگان رکوع نما.»این آیات به خوبی مؤید این مطلب می باشد که در شریعت آسمانی حضرت عیسی(ع) نماز و اقامه آن ، از واجبات مهمی بوده که از طرف خداوند از ابتدای تولد به آن حضرت توصیه شده بود و مادرش حضرت مریم(ع) از طرف فرشتگان امر به اقامه نماز شده بود. دکتر احمد شبلی در کتاب مقارنة الادیان خود می گوید :«مهم ترین عبادت نزد مسیحیان روزه ونماز است، ولی محمدوده آن متفق علیه نیست. بسیاری از مسیحیان معتقدند که انتظامات و قانون در روزه و نماز توجیه اختیاری است نه اجباری. اما نماز، پس هفت نماز در روز و شب دارند که عبارتند از :نماز صبحگاهان و نماز ساعت سوم و ششم نهم و یازدهم و دوازدهم و نیمه شب، و اهتمام و توجه آنان به نماز ، بیشتر از روزه است و نماز، ترتیبی خاص ندارد.» مسیحیان در روز یکشنبه در کلیسا، جلسات دعای دسته جمعی تشکیل می دهند.بعلاوه، روحانیون و وابستگان آنان دعاهایی دارند و معتقدند که باید دعا کنند و با دلی پاک ، حاجات خود را از خدا بخواهند. با وجود این ، آخرین نمازی را که مسیح با حواریون به جای آورد ، بهترین صورت دعا می دانند و این دعا یا نماز، مشتمل بر تمجید خداست و آنگاه شش فقره آن به بیان حاجات که طلب نان روزانه، یکی از آنهاست، اختصاص دارد و پس از اظهار حوائج، باز به تسبیح مقام ربوبیت می پردازند. در قاموس کتاب مقدس در مورد کیفیت نماز عیسویان آمده است :«اما لازم به ذکر است که وضع هیئت بدن در قیام و قعود نزد عیسویان مراعات نمی شود و دارای اهمیت نمی باشد که شخص نماز گزار در قیام باشد یا در قعود یا در رکوع یا در سجود ، با چشم های بسته یا گشاده بلکه قصد کلی ، نیت خالص و پاکی و طهارت فکر می باشد و البته باید ملتفت این معنی نیز شد که استجابت دعا یا نماز البته به کثرت کلمات مکرر و طولانی نماز نیست، بلکه بهترین نماز آن است که مختصر و مفید و با نهایت گرمی و حرارت تقدیم شود.»مسیحیان کتاب مخصوصی برای نماز دارند و بر حسب آن چه در آن مکتوب است نماز باید بخوانند و اما درباره نماز ارتجالی (فرادی) که شخص نماز گزار به خودی خود نماز کند این است که افکار و خواسته های مخصوص خود را به نوع مخصوص در حضور خالق خود می آورد و البته در این صورت با اختلاف ظروف و حرارت نفس نماز گزار ، تفاوت کلی خواهد داشت و به هیچ وجه مقید به قیود مخصوص نخواهد بود.در پایان باید گفت صرف نظر از بعضی تحریفات و اضافاتی که در کتاب آسمانی انجیل شده وبه حضرت عیسی (ع) نسبت داده شده است، نماز در این شریعت الهی ، جایگاه خاصی داشته و از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است و نمی توان منکر اصل نماز در شریعت آسمانی عیسی(ع)شد و از دیدگاه اسلام حضرت مسیح(ع) یکی از پیامبران بزرگ الهی است.
۱) باعث خشنودي خدا و دوستي ملائكه است.
پس از پايان اين نيايش آموزنده و پر محتوا، نمازگزار بايد يك سوره كامل از قرآن را تلاوت كند. اين كار، بخشى از قرآن را كه وى آزادانه و به دلخواه انتخاب كرده، در ياد او زنده مىكند، يعنى فصل ديگرى از معارف اسلامى را پيش روى او مىگشايد. فريضه تلاوت قرآن در نماز-چنانكه امام على بن موسى عليه السلام در حديثى به فضل بن شاذان فرموده است-قرآن را از متروك شدن و نافهميده ماندن به در مىآورد در خاطرهها و ذهنها حاضر مىسازد. (1) در اين گفتار، ما به ترجمه سوره توحيد-كه به طور معمول در نمازها تلاوت مىشود-بسنده مىكنيم. بسم الله الرحمن الرحيم-به نام خداى رحمان و رحيم.قل.بگو. (اى پيامبر) خود بدان و به ديگران نيز، همچون پيامى بايسته، برسان كه: هو الله احد-اوستخداى يكتا. (2) مانند خدايانى كه عقايد تحريف شده اديان معرفى مىكنند شريك و رقيب و هماورد ندارد. پس صحنه آفرينش ميدان تنازع و پيكار خدايان نيست.بلكه همه سنتها و قوانين عالم ناشى از يك اراده و يك قدرت است و به همين دليل است كه در جهان آفرينش نظم و هماهنگى و يكنواختى برقرار است و قوانين و تحولات و حركات طبيعى عالم همه به يك سو و در يك جهت در عمل و حركتاند.و در اين ميان فقط انسان است كه چون از«اراده»و«اختيار»و قدرت تصميمگيرى برخوردارش ساختهاند، مىتواند از اين نظم كلى سرپيچى نمايد و چون سازى ناهماهنگ، نغمهاى جدا بنوازد.و نيز مىتواند يكسره بر طبق اين قوانين، زندگى خود را بسازد. الله الصمد-خدا از همه رو بىنياز است (از همه چيز و همه كس) . يعنى خدايى كه من در برابر او به كرنش و تعظيم و ستايش برخاستهام، همچون خدايان پندارى نيست كه پديد آمدنش، ادامه حياتش، و توان بودن و زيستنش به كمك و مراقبت و رعايت كسى نيازمند باشد.آن چنان خدايى شايسته تكريم و تعظيم انساننيست، زيرا كه خود موجودى است در طراز انسان يا فروتر از آن.انسان، اين موجود عظيم و ژرف، تعظيم و ستايش و عبوديتش فقط در برابر قدرتى مىسزد كه به هيچ وجودى و هيچ عنصرى كمترين نيازى نداشته باشد و بودن و قدرتمند بودن و هميشه بودنش از ذات او مايه گرفته باشد. لم يلد-نزاده و فرزند نياورده است. آن نيست كه در پندارها و خرافههاى اديان تحريف شده و عقايد شركآميز، معرفى مىكنند. خداى پندارى مسيحيان و مشركان نيست كه فرزند يا فرزندانى داشته باشد.او آفريننده و پديدآورنده همه چيز و همه كس است و نه پدر آنان.و همه آنان كه در آسمانها و در زمين زندگى مىكنند، بندگان اويند و نه فرزندان او. و همين نسبت«بندگى و ربوبيت»ميان انسان و خداست كه بندگان واقعى خدا را از بندگى هر چيز و هر كس بجز خدا باز مىدارد، زيرا بنده دو ارباب نمىتوان بود. آنان كه خدا را پدر مهربان خلايق و انسانها را فرزندان او پنداشتهاند و نسبت«بندگى و ربوبيت»ميان خدا و خلق را شايسته انسان و مقام او و كرامت او ندانستهاند در حقيقت راه را براى بندگى غير خدا گشودهاند و خود در عمل، بنده بسيارى از اربابان بىمروت دنيا و آلت دستبردهگيريها و بردهپروريها شدند.و لم يولد-و خود زاييده نشده است. او پديدهاى نيست كه روزى نبوده و روز ديگرى قدم به جهان هستى نهاده باشد.نه زاييده كسى است و نه زاييده انديشهاى يا پندارى و نه زاييده نظامى و طبقهاى و شكلى از شكلهاى زندگى بشر.او ارجمندترين و والاترين واقعيتهاست.واقعيتى لا يزال است. همواره بوده و همواره خواهد بود. و لم يكن له كفوا احد-و او را انباز و همتا و هماوردى نبوده و نيست. به كسى نمىتوان همانندش كرد، و كسى را نمىتوان در طراز و همپايه او دانست. نمىتوان منطقه نفوذ و قلمرو فرمان او را-كه سراسر جهان هستى است-ميان او و كس ديگرى تقسيم كرد.بخشى از جهان يا از صحنه زندگى انسان را از او دانست و بخشى را به كسان ديگر، به خداوندگاران جاندار و بيجان يا به مدعيان الوهيت و قدرت، واگذار نمود. اين سوره، چنانكه از نامگذارى آن پيداست، به راستى سوره توحيد است.ايده توحيد كه در سراسر قرآن و در صدها آيه به لحنها و بيانهاى گوناگون بازگو شده، در اين سوره به صورتى فشرده و با عباراتى ناظر به عقايد خرافى و شركآميز رايج آن روزگار و با صراحتى كه نفى كننده هر داعيه الوهيتى مىتواند بود، براى آخرين بار ايراد شده است. اين سوره از سويى به مسلمانان و به همه جهانيان خدايىرا كه از نظر اسلام، شايسته پرستش و ستايش است معرفى مىكند:خدايى كه يكتا نباشد.خدايى كه شبيه او را صدها و هزارها در ميان خلق عالم بتوان يافتشايسته ربوبيت و الوهيت نيست. قدرتمندى و قدرتى كه براى بودن و ادامه يافتن خود به كمك موجود ديگرى نيازمند باشد، نمىتواند و نمىبايد بر بشر تحميل شود.آن كس كه در برابر خدايان پوشالى و نيازمند و پديد آمده و قابل زوال به كرنش و تعظيم برمىخيزد پا بر سر كرامت انسانى خويش مىگذارد و خود را و انسانيت را به قهقرا مىكشاند.اين جنبه مثبتسوره توحيد است كه نشانهها و مميزات معبود و خداوندگار انسان را ارائه مىدهد و پوشالى بودن خداوندگاران تاريخ را به اثبات مىرساند. و از سوى ديگر به خدا پرستان و پذيرندگان اسلام هشدار مىدهد كه درباره ذات و صفات خدا خود را به كنجكاويهاى عقلى كه شبههخيز و وسوسهانگيز است آلوده نسازند. خدا را به كوتهسخنى-كه مدعيان ياوه را از مقام قدس ربوبيتبتواند راند-بخوانند و ياد كنند و به جاى غرق شدن در فلسفه بافيها و ذهنيتها، به تعهدهايى كه از عقيده به توحيد برمىخيزد بينديشند. بنابر حديثى كه از امام على بن الحسين عليه السلام رسيده است، خداى متعال مىدانست كه در آينده تاريخ، مردمى كنجكاو خواهند آمد و بدين علتسوره توحيد و آياتى از سوره حديد-تا آيه عليم بذات الصدور-را نازل ساخت تا حدود مجاز براى بررسى در ذات و صفات خدا را مشخص كند.پس هر كه به ماوراىاين حدود بپردازد خود را به هلاكت افكنده است. (3) گويا سوره قل هو الله...به نمازگزار مىگويد:خدا قدرتى استيكتا و والا و برترين، ذاتا مستغنى و بىنياز، نزاييده و زاده نشده، بىهمانند و بىهمال و، همين و بس. دانايى و بينايى و حكمت و ديگر صفات خداوند تا آنجا كه دانستن و شناختن آن براى مسلمان لازم است و در شكل بندى زندگى و عروج روح او مؤثر تواند بود در آيات ديگرى از قرآن باز گفته شده است.بيش از اين در ذات خدا و چگونگى صفات او غور مكن، معرفتبيشتر را در عمل به دستخواهى آورد.در پى آن مباش كه با بحث و تعمق ذهنى به معرفتبيشتر دستيابى.در پى آن باش كه معرفت را از راه ايجاد صفا و روحانيت در باطن روح و از راه عمل كردن به لوازم توحيد كسب كنى. ...و چنين بودند پيامبران و صديقان، بندگان راستين خدا و موحدان صادق و عارف.
بسم الله الرحمن الرحيم -به نام خداى رحمان و رحيم.به نام خداوندى كه دارنده رحمتى همگانى و بخشنده رحمتى هميشگى است. اين جمله، سرآغاز همه سورههاى قرآن، سرآغاز نماز، سرآغاز همه كارها و فعاليتهاى يك مسلمان است.يعنى شروع همه كارها فقط به نام خداست، همه چيز انسان، آغاز زندگىاش و تمامى جلوههاى زنده بودنش به نام خداست.مسلمان به نام خدا روزش را شروع مىكند و به نام او بر تلاش روزانه خود نقطه پايان مىگذارد.با ياد او به بستر مىرود و با استعانت او سر از بستر برمىدارد و فعاليت روزانه خود را از سر مىگيرد و سرانجام با نام او و ياد او چشم از اين جهان برمىگيرد و رهسپار سراى جاويدان مىشود. ::متن کامل::
براى پرداختن به اين موضوع كه نماز در ساختار شخصيت جوان، موجد چه آثارى بوده و نقش و تأثير آن تا چه حدى است به نظر مىرسد كه تبيين و توضيح چند مطلب در اين باب لازم و ضرورى باشد. نخست حقيقت و روح نماز است و ديگرى اهميت دوران نوجوانى و جوانى و نيز روحيه انفعالى و تأثير پذيرى اين نسل (نسل جوان) در مقابل عوامل خارجى است. به نظر مىرسد تا وقتى كه مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جايگاه خود را پيدا نكنند فوايد و آثار اين امر عبادى يعنى نماز در زندگى جوانان در پردهاى از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جايگاه حقيقى خود را پيدا نكند. لذا به همين خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعديل و تكامل شخصيتى و ايفاى نقش آن در زندگى فردى و اجتماعى جوانان را بيان خواهيم كرد.
اذا تم العقل نقص الکلام .
ترجمه :هنگامی که عقل انسان کامل گردد ، گفتارش کوتاه می شود . شرح: انسان ، هر اندازه که عقل و شعورش بیشتر شود و به سوی کمال برود ، به همان نسبت ، کمتر حرف میزند و در عوض بیشتر فکر میکند . کسانیکه زیاد حرف میزنند و جلوی زبان خودرا نمی گیرند ، عقلشان کم و فکرشان کوتاه است . به همین دلیل ، هنگام سخن گفتن ، درباره آنچه می گویند ، فکر نمی کنند ، و هر چه به زبانشان آید ، بدون فکر و اندیشه ، بیان می کنند. اما بر عکس ، افراد عاقل ، تا زمانی که موضوعی را خوب بررسی نکرده اند ، و درباره خوب وبد آن نیندیشیده اند ، سخنی بر زبان نمی آورند . به همین دلیل ، شخص عاقل ، کمتر حرف می زند ، چون مقداری ازوقت خود را ، به فکر کردن در باره گفتاری که می خواهد بر زبان آورد ، می گذراند . حضرت علی علیه السلام ، در جمله دیگری میفرماید :((زبان عاقل ، در پشت عقل او قرار دارد )) . یعنی : شخص عاقل ، عقل خود را پیش از زبانش بکار می اندازد . ودر هر کاری ، اول فکرمیکند ، عقل و شعور خود را به کار می گیرد ، و هنگامی که به درستی سخن خود مطمئن شد ، زبان به گفتار می گشاید . در حالیکه شخص نادان ، پیش از آنکه فکر خود را بکار بیاندازد ، شروع به حرف زدن می کند ، و چه بسا که با سخنان بی معنی وحساب نشده اش ، هم خود وهم دیگران را به زحمت و ناراحتی دچار می سازد . ومن الله توفیق
من که صلوات می فرستم ثواب آن برای پیغمبر است یا برای من؟ اگر برای پیغمبراست مگر او نیاز دارد که من صلوات برای او بفرستم؟ درجواب باید عرض کنیم حتماً می دانی که خدای بزرگ، پیامبر و اهل بیتش را عزیز و گرامی داشته و آنان را بر تمام آفریده های خود برتری بخشیده است. آنان معدن رحمت و مهربانی و دانش هستند و جهان هستی به خاطر ایشان خلق شده است. این بزرگواران، واسطه لطف و مهر خداوند هستند و اگر لطف و محبت خداوند شامل حال موجودات میشود - که میشود - به طفیل وجود آنان است. زیرا این بزرگواران به عنایت خدا قابلیت و ظرفیت پذیرش رحمت الهی را دارند و باران رحمت خداوند بر ظرف وجود آنان می بارد و از آنجا برای سایر موجودات سرازیر میشود. وقتی بر محمد و آل محمد صلوات میفرستیم در حقیقت از خدای مهربان طلب میکنیم که رحمتش را بر ایشان نازل گرداند تا از طریق آنان ما نیز مشمول رحمت گردیم. به عبارت دیگر چون خداوند آنان را پذیرای لطف و رحمت خویش قرار داده و صلوات را دعایی مستجاب شمرده، با فرستادن صلوات چشمه لطف پروردگار به سوی آن بزرگواران می جوشد و آنگاه به برکت وجود آنان، فیض الهی شامل حال ما هم می شود. پس این ما هستیم که محتاج ثوابیم و پیامبر و آلش علیهم السلام واسطه رساندن ثوابند به ما. از سوی دیگر به بهانه صلوات ما، خداوند رحمتش را بر محمد و آل محمد علیهم السلام افزون میکند. در این افزایش، مانیز سهیم میشویم و ثواب میبریم، هر چند که خدا می تواند رحمتش را بدون این بهانه ها بر ایشان نازل کند و نیازی به صلوات ما ندارد. و پیامبر هم چون مخلوق است، نیازمند رحمت خداست نه صلوات ما.
آیا پیامبر و امامان بزرگوار (علیهم السلام) به همین صورت که ما نمازمی خوانیم نماز می خواندند؟ در هرصورت دلیل شما چیست؟ پاسخ خود را ابتدا می کنیم به ذکر فرازی از خطبه غدیر رسول خدا صلی الله علیه وآله. ایشان فرموده اند: «هان ای مردمان! نماز را به پا داريد و زكات بپردازيد همان سان كه خداوند عزّوجل امر فرموده است. پس اگر زمان بر شما دراز شد و كوتاهي كرديد يا مسائل را از ياد برديد، علي صاحب اختيار و تبيين كننده برای شماست. خداوند عزّوجل او را پس از من امانتدار خويش در ميان آفريدگانش نهاده. همانا او از من و من از اويم. و او و فرزندان من از جانشينان او، پرسش هاي شما را پاسخ می دهند و آن چه را نمي دانيد به شما مي آموزند. بدانید! حلال و حرام بيش از آن است كه من شمارش كنم و بشناسانم و در اينجا يكباره به حلال فرمان دهم و از حرام بازدارم. از اين روي مأمورم از شما بيعت بگيرم... دربارۀ علي اميرالمؤمنين و اوصياي پس از او... . و اين امامت به وراثت پايدار است و فرجام امامان، مهدي است.» متأسفانه با این همه سفارش اکید، می بینیم پس از رسول خدا صلی الله علیه وآله در اوایل دوران خلافت، از سوی حاکمان وقت، نقل حدیث پیامبر ممنوع می شود و از سوی دیگر، فتوحات زیاد و بی رویه دراین فضای مسموم باعث می شود مسلمانان زیادی پیدا شوند که از سنت نبوی بی خبر بمانند و حتی پس از مدتها از پیشرفت اسلام، احکام اولیه خودرا ندانند. آیات قرآن، با تفاسیر مورد دلخواه خلفای جور برای مردم بیان می شود. این منع حدیث حدود یک قرن ادامه می یابد و شکاف میان توده مردم و احادیث پیامبر عمیق تر می گردد. پس از آن بازار نقل احادیث جعلی رونق می گیرد. بدین سان دامنه ی بی خبری مردم از سنت نبوی بیشتر می شود. در این مدت، امامان بزرگوار ما علیهم السلام که حاملان علوم و معارف پیامبرند، مهمترین وظیفه خود را احیای سنت نبوی می دانند. طبیعتاً مسلمانانی که با ایشان مرتبط می شوند(شیعیان) مسائل دینی خود را بی کم و کاست از ایشان می آموزند که آموختند. این آموزه ها به تدریج مکتوب شد و جوامع حدیثی شیعی مانند کتب اربعه با زحمت فراوان علما و محدثین شکل گرفت. مسلماً این جوامع حدیثی برای ما که فاصله زیادی با صدر اسلام داریم، نسبت به جوامع حدیثی پیروان مکتب خلفا (به اصطلاح، اهل سنت) بسیار پاکیزه و قابل اعتماد است . چرا که آنان از نعمت وجود امامانی معصوم و مرتبط با وحی محروم بوده و هستند و از سوی دیگر با خلأ یک قرن منع نقل حدیث و پس از آن هم بازار جعل حدیث مواجهند. از این رو سنّت مکتوب آنان دستخوش تغییر و تبدیل و تحریف قرار گرفت و با چالش فراوانی روبرو گردید بطوری که پشتوانه علمی و فقهی پاک و استواری پیدا نکرد. لذا قابل اتکاء و اطمینان آور برای ما نیست. به همین دلیل هم شیوه نماز خواندن آنها برای ما ملاک نیست، هر چند تعدادشان بیش از ماست. امّا فقهای شیعه باتکیه بر همان جوامع حدیثی پاکیزه و با تمسّک به آموزه های اهل بیت علیهم السلام به سنت نبوی دسترسی پیدا می کنند و در دورانی که ما به امامان علیهم السلام دسترسی مستقیم نداریم، محل رجوع ما می شوند. آنها تلاش میکنند احکام دین را بفهمند و در اختیار ما قرار دهند. بدین ترتیب می توان گفت که سنت پیامبر در امر نماز به همین صورتی است که میان فقا و محدثین شیعه رایج است. اختلافاتی هم که در برخی مسائل فقهی می بینیم ناشی از اختلاف مبانی استنباط است، نه جوامع حدیثی متفاوت.
آیا در روز قیامت، هر کسی در مذهب خود (مسیحی،زرتشتی،شیعه....) بازخواست میشود؟ دین راستین و تحریف نشده همواره نزد خداوند، اسلام بوده و هست. چنانچه خداوند در آیاتی چنین می فرماید:
یعنی: همانا دین، نزد خداوند اسلام است.
یعنی: و هرکس غیر از اسلام دینی را اختیار کند، هرگز از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران است. بدین ترتیب هرکس در زمان خود موظّف به پیروی از پیامبر زمان خودش است تا دین مقبولی نزد خداوند داشته باشد. و روشن است که هر فردی بر مبنای آیین و شریعت پیامبر زمان خود بازخواست می شود. با آمدن رسول جدید از جانب خدا ، نسخه قبلی اسلام منسوخ می شود و پیروان او موظف به پیروی از رسول و نسخه ی جدیدند و بر مبنای آیین جدید هم مؤاخذه می شوند. (البته اگر پیام رسول جدید به آنها رسیده و حجت بر آنها تمام گشته باشد) مسلماً پس از خاتم انبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه وآله همه پیروان ادیان گذشته مطابق دستور الهی دین خودشان، مأمور به پیروی از آن حضرت شده اند و بر همان مبنا در قیامت بازخواست می شوند.
چرا به خدا رسيدن مشكل ولي كار شيطاني كردن اسان است؟ همیشه سربالایی رفتن سخت تر از سرازیری است. این یک سنت الهی وقانون طبیعی است. ما به عالم دنیا که «اسفل سالفین» است، آمده ایم تا با انجام اعمال صالحه به «اعلی علیین» برسیم و درعالم آخرت پاداش بگیریم( اجر غیر ممنون – سوره تین ) در این مدّتی که خداوند ما را در این دنیا مهلت داده، چنین تقدیر کرده که ما با راهنمایی فرستادگان الهی در کشاکش دهر بکوشیم و بالا رویم و در این مسیر با آزمایش های سخت هم آزمایش شویم. مردان نیک نیز آزمایش های سخت تری دارند. تا هم رتبه اطاعتشان معلوم شود (برای خودشان) و هم مقامشان بوسیله این آزمایش ها بالاتر رود. پس بجاست که این راه با مشکلاتی همراه باشد. علاوه بر این شیطان نیز در این راه قسم خورده که تمام مردم غیر از معصومین علیهم السلام را گمراه کند. پس ما در این دنیا با مشکلات زیادی در راه خدا روبرو خواهیم بود و به قول معروف هر که طاووس خواهد، باید جور هندوستان کشد! مسلما فردی که می خواهد در کاری موفق شود بایستی از یک سری لذت های آنی بگذرد و سختی هایی بر خود هموار سازد تا به آن لذت نهایی و هدف عالی خویش دست یابد. البته درست است که راه شیطان پر از لذائذ نفسانی است و آسان به نظر می رسد؛ ولی حرکت در صراط مستقیم برای گروهی نیز لذت بخش و ملایم طبع است. و وقتی در اثر اعمال صالحه ملایم طبع شد، انجامش آسان می شود. همچنانکه برای گروهی دیگر کار شیطانی ملایم طبع است. لذت عبادت بالاترین لذت هاست که تا فرد آن را درک نکند، فهم کاملی از آن نخواهدداشت. انشاء الله خداوند درک این لذت را نیز به ما عنایت فرماید. اگر لذت ترک لذت بدانی دگر لذت نفس لذت نخوانی در آن صورت دیگر کار شیطانی کردن برای فرد سخت و مشکل است. چرا که پلیدی و پلشتی و کثافت و نجاست آن را می بیند و از آن تنفر دارد همچنانکه از مدفوع متنفر است و نزدیکی به آن برایش مشکل است.
از کجا بدونم امام دوازدهم هست؟ نشونش چیه؟ الان جسم مادی امام کجاست؟ 1-ایمان و اعتقاد به وجود امام غائب علیه السلام مبتنی بر آیات و روایات است. دراین قسمت عقل تابع نقل است. پیامبرصلی الله علیه و آله فرموده اند:
2- از مهمترین نشانه های حضرت، داشتن علم بیکران و قدرت الهی ایشان است که پس از ظهور، برهمگان آشکار می گردد و با ارائه بیّنات، خود را معرفی می نمایند. اما در زمان غیبت، چون بنابر ناشناخته زندگی کردن ایشان است، بیان علامت های ظاهری بی فایده است. 3- آنچه از اخبار و روایات برمی آید، مکان سکونت آن حضرت در زمان غیبت، دور از شهرهاست، اما به صورت ناشناس در میان مردم رفت و آمد دارند. چه بسا افرادی ایشان را هم می بینند ولی نمی شناسند. چون بنا، بر غیبت و پنهان زیستی است. حتّی در زمان های خاصی به مکان های مشخصی هم می روند مانند صحرای عرفات در روز عرفه، حضور هر ساله در مراسم حج، شب های جمعه در کربلا برای زیارت جدّ بزرگوارشان و... ولی در همه حال به صورت ناشناس حاضر می شوند. البته گاهی بنا بر حکمت هایی برعده ای خاص، جلوه ای می کنند اما دوباره پنهان می شوند، که خدا روزی ما نیز گرداند. انشاء الله.
لركعتان في جوف اللّيل اَحَبُّ اِليّ مِن الدنيا و ما فيها . نزد من دو ركعت نماز در دل شب از دنيا و آنچه در آن است محبوب تر است (وسائل الشيعه/ ج5/ ص276) پيامبراکرم (ص) |
فهرست اصلي آرشيو موضوعي
اشعار
نماز ها چرا نماز؟ احکام نماز آموزش نماز مناسبت ها دریافت فایل سخن بزرگان معرفی کتاب قرآن و حدیث اعمال ماه ها آرشیو تصاویر اطلاعیه ها نظرات جالب دانلود نرم افزار پرسش و پاسخ لینک های مفید نمازدر سخن گهربار بزرگان پژوهش و مقاله ها داستان های آموزنده تاثیرات نماز بر بیماری ها بايگاني کل مطالب
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 مطالب پيشين شب سرنوشت آغاز شبهاي قدر در جمعه 20 شهریور1388 ویژه نامه ماه مبارک رمضان در چهارشنبه 11 شهریور1388 خوف و رجا در دوشنبه 9 شهریور1388 در جمعه 30 مرداد1388 همراهان نماز در دوشنبه 26 مرداد1388 ميلاد مسعود و خجسته امام زمان (عج) مبارک باد در پنجشنبه 15 مرداد1388 تسبیح فاطمه علیهاالسلام، مصداقی از ذکر کثیر در پنجشنبه 1 مرداد1388 اسراری از نماز و نیایش در دوشنبه 29 تیر1388 اسراری از نماز و نیایش در جمعه 5 تیر1388 تسنيم وصال در دوشنبه 4 خرداد1388 اسراری از نماز و نیایش در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 همراهان نماز در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388 نماز در پنجشنبه 20 فروردین1388 هفت سین خدا! در پنجشنبه 29 اسفند1387 لوگوي ما منابع
امکانات امار وبلاگ
نظر سنجي
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
حقوق کليه مطالب محفوظ است براي ستاد اقامه نماز. [ Designed by : EleRam.com ]