تبليغاتX

.....۩۩ ستاد اقامه نماز ۩۩.....
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد!               تماس با مدير سايت !                اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!                  لينک RSS

                                                                                                                صفحه خانگي          ارتباط با مدير        علاقه مندي ها          لينک RSS

پيام مدير

کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت
چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت
چه بیخیال نشستم نه کوششی نه تلاشی
فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی
×××××××××××××××××××
بهمن قربانی
متولد:30/11/66
این وبلاگ رادر تاریخ1386.4.12
باکمک خدا وبا کمک دوستان عزیزم برای ترویج دین ونماز خوانی افتتاح کردیم
امید است بتوانیم با افتتاح این وبلاگ گامی برای ترویج دین اسلام برداریم.
انشاالله
مارا ازنظرات مفید خود بی بهره نگذارید .
سلامتی امام زمان صلوات
التماس دعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

مطالب ويژه

پيوندها


گرفتن کارت اهداء عضو از طریق اینترنت
پاك ترين عشق برای تو
.....۩۩ سـتون دین ۩۩.....
بسم الله الرحمن الرحیم
یا حسین (علیه السلام)
يگانه منجي
بهترين روشهاي ترک خود ارضائي
استان قدس رضوي
ترک هوس
شميم گل نرگس
اسرار دل
نگرشی بر ادیان و مذاهب جهان
خادم امام رضا (علیه السلام)
مسجد علی بن ابی طالب روستای فتح آباد
دايركتوري وبلاگها مذهبی
خدا از پس كه پيداست نا پيبداست
پيداي پنهان
گاهشمار تاریخ ایران و جهان
ساقي نامه
مهربان چون تو
محمد رسول الله
نرم افزار مذهبي
آستانه پاسخگوی شبهات
معرفی سایت های مفید
حديث عشق
موزه های آستان قدس رضوی
بهترین کلیپ های ایرانی
محبت و مهربانی (نقل از پیامبران و امامان)
عاشقانه
هیئت دلدادگان حضرت زهرا (س) تبریز
یا عشق ادرکنی
غدير سبز
حرف های نگفته من کم نیست
سردار بزرگ اسلام حاج عماد مغنیه
تاثیر نماز در زندگی فردی و اجتماعی
صلوات کلید بهشت
دعاهاو اذکار الهی
حزب الله آرمی
عاشقان چهارده معصوم
وبگاه شوشتر
نجوم و صلح
حقیقت
پايگاه اطلاع رساني نماز
شیطان خدایی من است
مجله دانشجویی نماز خرم آباد
جهان نامرئی جن
استاذنا
تخصصی حقوق
تا جمعه ظهور

لوگوي دوستان




>
وبلاگ حجت الاسلام پناهيان
"پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته






___________
Supported by: EleRam.com | Persian Softwares.
___________
::ستاد اقامه نماز::
 

احكام نماز شب
موضوع: نماز ها

 

احكام نماز شب
1) نماز شب مجموعاً يازده ركعت مي‌باشد كه ده ركعت آن هر دو ركعت به يك سلام خوانده مي‌شود و يك ركعت به يك سلام.
هشت ركعت از يازده ركعت را بايد به نيّت نماز شب و سپس دو ركعت ديگر به نيّت نماز شَفع و آنگاه يك ركعت نماز وَتر، كه با فضيلترين نماز شب، نماز وَتر و شَفع است و دو ركعت شَفع برتر از وَتر است.

2) نافله شب پيش از نماز صبح خوانده مي‌‏شود. و وقت آن بعد از گذشتن از نصف شب، به مقدار خواندن يازده ركعت نماز شب است. ولى احتياط آن است كه قبل از فجر اول نخوانند، مگر آن كه بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند، كه‏ در اين صورت مانعى ندارد.
 

3) براي نماز شب مي‌توان به نماز شَفْع و وَتر اكتفا كرد، بلكه هنگام تنگي وقت مي‌توان تنها به نماز وتر اكتفا نمود.

4) وقت نماز شب از نيمه شب (ساعت 12 نيمه شب) تا فجر صادق است. و هنگام سحر از ساير مواقع بهتر (پُر فضيلتتر) است و تمامي ثلث آخر شب سحر محسوب مي‌شود. و افضل از آن خواندن نماز شب نزديكي‌هاي سحر خوانده شود.

5) جايز است انسان نماز شب را نشسته بخواند حتي در حال اختيار.
ولي اگر مي‌خواهد نشسته بخواند بهتر آن است كه هر دو ركعت نشسته را يك ركعت ايستاده حساب كند. بنابراين بايد هشت بار دو ركعت نشسته و هر دو ركعت به يك سلام كه جمعاً شانزده ركعت مي‌شود به نيت نماز شب بخواند و دوباره دو ركعت هر دو ركعت به يك سلام به نيت نماز شفع و دو بار يك ركعت هر يك ركعت به يك سلام به نيت نماز وتر، ولي در حال اضطرار و مريض همان يازده ركعت كفايت مي‌كند.

6) مسافر و كسى كه براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مى‏تواند آن را در اول شب بجا آورد.

7) جواني كه مي‌ترسد خواب بماند و نماز شب از او فوت شود مي‌تواند نماز شب را پيش از نيمه شب (ساعت 12 نيمه شب به بعد) بخواند.

8) كساني كه براي خواندن نماز شب بعد از نيمه شب عذري دارند مانند پير مردان و يا كسي كه از سرد شدن هوا مي‌ترسد و يا از جنب شدن در خواب مي‌ترسد ... مي‌توانند نماز شب را قبل از نيمه شب بخوانند.

9) خواندن سوره در ركعتهاي نماز شب لازم نيست و مي‌تواند فقط به خواندن سوره حمد اكتفا كند. (گرچه با سوره فضيلت ديگرى دارد) هم چنين قنوت در ركعتهاي دوم مستحب است و مي‌تواند بدون قنوت بخواند.

10) نماز وَتر يك ركعت است و مي‌شود آن را بدون قنوت به جا آورد.

11) لازم نيست همه يازده ركعت را در يك مجلس بخواند، بلكه مي‌تواند در دو سه نوبت بخواند، بلكه تفريق افضل است، همان طور كه رسول خدا تهجد مي‌كرد.

12) مستحب است كه نماز شب را بلند بخواند تا اگر از خانواده‌اش كسي مي‌خواهد براي به نماز شب برخيزد بيدار شود.
بديهي است كه استحباب بلند خواندن نماز شب در جايي است كه امن از ريا و سُمعه باشد و اگر خداي ناخواسته خوف ريا و سُمعه در بلند خواندن باشد بايد آهسته بخواند.

13) بعد از فراغ از نماز شفع خواندن دعاى «الهى تعرض لك فى هذا الليل المتعرضون ...» مستحب است كه در مفاتيح در اعمال شب نيمه شعبان آمده است.

14) مستحب است كه انسان در قنوت آن از خوف خدا گريه كند و اگر گريه‏اش نيايد تباكى كند؛ يعنى انسان حالت گريه را به خود بگيرد.

15) مستحب است در قنوت نماز (وتر) براى چهل تن، از مؤمنان چنين دعا (كه كسى كه براى چهل مؤمن دعا كند دعايش مستجاب مى‏شود) كند: (اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِفُلاٰن) و به جاى كلمهٴ (فلان) مؤمنى را نام ببرد. و مستحب است، در قنوت، هفتاد بار استغفار كند، در حالى كه دست چپ خود را بلند نموده و با دست راست، استغفار را مىشمارد: (اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّي وَ أتوبُ إلَيْهِ) گرچه صد بار بهتر است. همچنين مستحب است، هفت بار بگويد: (هٰذٰا مَقٰامُ العٰائِذِ بِكَ مِنَ النٰارِ) و سيصد بار بگو: (اَلْعَفْو) و اگر كلمات (اَلْعَفْو) را به يكديگر متصل كند بهتر است، و آخر كلمه را به فتحه بخواند: (اَلْعَفْوَ اَلْعَفْوَ اَلْعَفْوَ ...).

16) مي‌توانيد در قنوت نماز وَتْر با استفاده از تسبيح يا (با انگشت دست راستتان) چهل مؤمن را به اينگونه دعا كنيد: مثلاً ( اللّهمَّ اغْفِرْ لِرُوح الله الخمينى و ...).

17) در نماز مستحب، شك ميان ركعت اول و دوم، نماز را باطل ‏نمي‌‏كند و نمازگزار مي‌‏تواند تصميم بر هر كدام بگذارد.

18) انجام كم و زيادهاى اشتباهى در نماز مستحب، سجده سهو ندارد.

19) می‌توان نماز شب را کوتاهتر و خلاصه‌ تر نيز خواند به اين صورت: دو رکعت به نيت شَفع و يك ركعت به نيت نماز وَتر يا اينكه فقط به يك ركعت نماز وتر اكتفا كرد.

20) براى نمازهاى واجب، بهتر است انسان به مسجد برود ولى در باره ‏نوافل، چنين دستورى نيست.
(اين ساده‏گيريها براى تشويق افراد به اين عبادت‏هاى سازنده‏ است. حتى اگر نماز مستحب را كسى در وقتش نتوانست‏ بخواند، قضاى‏ آنرا مى‏تواند انجام دهد،كه در اينصورت، طبق حديث، خداوند به فرشتگان مباهات كرده و مي‌‏فرمايد: به بنده‏ام بنگريد! چيزى را كه بر او واجب نكرده‏ام، قضا مى‏كند! (و در حديث ديگرى افزوده شده كه: شما را شاهد مى‏گيرم كه او را آمرزيدم).

21) در روايت صحيح از عبدالرحمن بن ابى نجران از آن حضرت عليه السلام نقل شده كه مى‌گويد: «درباره نماز شب هنگام در سفر، ميان كجاوه پرسيدم، فرمود: هرگاه روبه قبله نبودى به سوى قبله برگرد، سپس تكبير بگو و نماز بخوان به هر جا كه شترت تو را برد مانعى ندارد». در روايت صحيح از معاوية بن عمار از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «باكى نيست كه در سفر انسان نماز را در حال رفتن بخواند و اشكالى ندارد اگر نماز شبش را كه از او فوت شده، روز در حال رفتن رو به قبله كند و همان طور كه راه مى‌رود قضايش را بخواند. و هرگاه خواست ركوع برود، رو به قبله كند و ركوع و سجود را انجام دهد سپس راه برود.

22) قضاي نماز شب را نيز فضيلت بسيار است، چنانكه از امام صادق (ع) روايت است كه شخصي به آن حضرت عرض كرد: فدايت شوم چه بسا اتّفاق مي‌افتد كه يك، دو، يا سه ماه نماز شب از من فوت مي‌شود و من آن را به روز قضا مي‌كنم. آيا اين كار جايز است؟ فرمودند: به خدا قسم اين كار مايه روشني چشم تو است. و آني جمله را سه بار تكرار كرد.


رسول خدا (ص) فرمودند: خداي تعالي به بنده‌اي كه قضاي نماز شب را بجاي مي‌آورد مباهات مي‌كند و مي‌فرمايد:
اي فرشتگان، اين بنده چيزي را كه به او واجب نكرده‌ام قضا مي‌كند. گواه باشيد كه من او را آمرزيدم.


در روايت صحيح از حماد بن عثمان از امام كاظم (ع) نقل شده است كه درباره مردى كه نماز نافله مى‌خواند در حالى كه روى مركبش بين شهرها حركت مى‌كند، سؤ ال شد. فرمود: اشكالى ندارد).


در روايت صحيح از عبدالرحمن بن حجاج از آن حضرت نقل است كه مى‌گويد: «درباره نماز نافله در وطن، بر پشت مركب پرسيدم؛ هرگاه پگاه از كوفه خارج شدم و يا در شهر كوفه شتابان در پى كار بودم (چه كنم؟) فرمود: اگر شتابزده بودى و نتوانستى از مركب پياده شوى و مى‌ترسى كه اگر سواره نماز را نخوانى فوت شود، سواره بخوان، اگر نه نماز خواندنت روى زمين نزد من پسنديده‌تر است».

در روايت صحيح از عبدالرحمن بن ابى عبداللّه به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است كه مى‌فرمايد: «روى مركب كسى حق ندارد نماز واجب را بخواند مگر مريض كه مى‌بايد رو به قبله باشد و به قرائت (فاتحة الكتاب) اكتفا كند و در نماز واجب بر هر چه ممكن باشد صورتش را بنهد و در نماز نافله اشاره مخصوصى بكند».

در روايت صحيح از جميل به دراج از آن حضرت نقل شده كه مى‌گويد: شنيدم كه مى‌فرمود: «رسول خدا صلى اللّه عليه و اله نماز واجب را در يك روز گل آلود و بارانى در كجاوه خواند».

23) اگر مشغول نماز شب بود و صبح طلوع کرد، اگر چهار رکعت از نماز شب را خوانده است و بعد صبح شد، بقيه نماز شب را به طور مخفف و بدون مستحباب مي‌خواند و اگر هنوز چهار رکعت از نماز شب نخوانده بعد صبح شد، همان دو رکعتی را که شروع کرده تمام مي‌کند و پس از آن دو رکعت نافله صبح را مي‌خواند و سپس دو رکعت نماز صبح واجب را مي‌خواند و پس از آن، باقيمانده نماز شب را قضا مي‌کند. اگر اصلا به نماز شب شروع نکرده و بعد صبح طلوع کرده باشد دو رکعت نماز نافله صبح را اول مي‌خواند و پس از آن نماز صبح را و پس از آن قضای نماز شب را بجا مي‌آورد.

تذکر: اگر نماز شب را در بين الطلوعين (يعنی بعد از اذان صبح و پيش طلوع آفتاب) مي‌خواند، بهتر است که نيت ادا يا قضا نکند، بلکه به نيت (ما فی الذمه) بخواند.
توضيح اينکه: (ما فی الذمه) به آن معنی است که نيت کند نماز شب مي‌خوانم (قربه الی الله) خواه ادا باشد خواه قضا، هر چه خدا و رسولش فرموده‌اند.

24) در مواردى كه تقديم نماز شب جايز است سزاوار است كه نيّت اداء نكند بلكه به نيّت (تعجيل) و جلو انداختن بخواند.

25) شخصي به امام صادق (ع) عرض كرد: فدايت شوم؛ من گاهى به خواندن نماز شب موفّق نمى‌شوم، آيا اجازه مى‌فرمائيد پس از خواندن نماز صبح پيش از آنكه آفتاب طلوع كند قضاى نماز شب را بخوانم؟
فرمود: آرى؛ امّا اهل خانه‌ات را از اين كار با خبر مكن زيرا آنان هم از تو ياد مى‌گيرند و اين كار را سنّت قرار مى‌دهند.

26) قضاى نماز شب را بر تقديم آن يعنى پيش از نيمه شب خواندن رجحان دارد. بنابر اين اگر مى‌داند كه قضاى نماز شب از او فوت نخواهد شد قضا اولويت دارد.

27) اگر وقت براى اداى نماز شب تنگ نباشد ولى انسان مى‌خواهد نماز وَتر را بخواند بايد آن را (رجائا) بخواند.

28) نماز وتر يك ركعت است، و كافى است در قنوت سه بار تسبيح گفتن.

29) مستحب است سوره‏هاى بزرگ، در ركعت اول و سوره‏هاى كوتاه را در ركعت دوم بخواند و در نماز (شفع) و (وتر) سوره‏هاى فلق، ناس و توحيد، قرائت كند و يا اينكه، در همهٴ آنها سورهٴ (قل هوالله احد) بخواند.

30) در نماز شَفع و وَتر بهتر است بعد از حمد سوره توحيد را بخواند تا ثواب يك ختم قرآن را ببرد.

 

التماس دعا

 مطلب شماره 442 | توسط بهمن قربانی در شنبه 28 دی1387 |  
راز آیه "ایاك نعبد و ایاك نستعین" در نماز
موضوع: چرا نماز؟

 

راز آیه "ایاك نعبد و ایاك نستعین" در نماز

اياك نعبد و اياك نستعين

چرا در آیه "ایاك نعبد و ایاك نستعین" نون جمع آمده است؟

مفسران در این كه آیه شریفه "ایاك نعبد و ایاك نستعین" «متكلم به» نون جمع است و نمازگزار، در مقام فروتنى و شكستگى؛ چند وجه آورده‌اند، و نیكوترین آنها اینست كه: امام رازى در تفسیر كبیر آورده است. و خلاصه آن چنین است كه:

در شریعت مطهر "اسلام" كسى كه چند جنس گوناگون را در یك معامله بفروشد، و برخى از آنها معیوب باشد، مشترى مى‌تواند، یا همه آنها را بخرد، و یا همه آنها را پس بدهد .اما اختیار ندارد كه معیوب‌ها را پس بدهد و بى عیب‌ها را بردارد و در این مورد، چون نمازگزارى بیند كه عبادت او معیوب و ناقض است، آن را به تنهایى به پیشگاه پروردگار عرضه نمى‌كند، بلكه آن را به انضمام عبادت همه عبادت كنندگان: از انبیا و اولیا و نیكان ضمن یك معامله عرضه مى‌دارد. بدان امید، كه عبادت او در این ضمن پذیرفته شود. زیرا كه تمامى آن عبادات رد نمى‌شود. زیرا هرگاه، برخى پذیرفته شوند، برخى پذیرفته نشوند. پذیرفتن سالم و نپذیرفتن معیوب، تبعیض در یك صفقه (عقد ربیع) است و این، موردى است كه پروردگار، بندگان خویش را از آن، باز داشته است . پس، چگونه شایسته كرم پروردگارى اوست؟ او راهى جز پذیرش همه در پیش ندارد و مراد حاصل است .

 

منبع:

كشكول شیخ بهایی، دفتر اول، با تصرف .

 مطلب شماره 441 | توسط بهمن قربانی در جمعه 27 دی1387 |  
تاریخچه پیدایش نماز
موضوع: چرا نماز؟

 

تاریخچه پیدایش نماز

نماز

# نماز از چه زمانى به وجود آمد؟ آیا از اول خلقت بر انسان واجب بوده یا تنها مسلمانان مأمور به آن بوده‌اند، اگر وجود داشته كیفیت و كمیت آن چگونه بوده است؟

 یكى از چیزهایى كه همه پیامبران الهى به آن دعوت مى‌كردند «پرستش خداوند» است. قرآن كریم از زبان پیامبران نقل مى‌كند كه به امّت‌هایشان مى‌گفتند:

«اعبدوالله؛ خدا را پرستش كنید» (مائده، آیه72 و 117؛ اعراف، آیه59 و 65 و 73 و 85؛ هود، آیه50 و 61 و 84 و...)

اصل عبادت و پرستش خداوند در همه شریعت‌هاى الهى وجود داشته، ولى شكل و كیفیت آن متفاوت بود.

از قرآن ‌كریم استفاده مى‌شود كه ‌نماز در امّت‌هاى پیشین هم بوده است؛ همه پیامبران از حضرت آدم تا حضرت خاتم نماز مى خواندند،اما از چگونگى آن اطلاع دقیقى در دست نیست.

خداوند متعال خطاب به حضرت موسى علیه السلام مى‌فرماید: « إنّنى أنا اللَّه لآ إلـهَ إلاّ أنا فاعبدنى و أقم الصّلوة لذكرى؛ من «الله» هستم، معبودى جز من نیست؛ مرا بپرست و نماز را براى یاد من بر پادار» (طه/14)

هم‌چنین قرآن كریم به نقل از حضرت عیسى علیه السلام مى‌فرماید:

«و جعلنِى مبارَكًا أینَ ما كُنتُ و أوصَانى بالصّلوة و الزَّكوة مادُمتُ حیًّا؛ و مرا وجودى پر بركت قرار داده، در هر كجا باشم و [خداوند] مرا به نماز و زكات توصیه كرده مادامى كه زنده‌ام» (مریم/31)

از این آیات شریف روشن مى‌شود كه نماز در مكتب دو پیامبر بزرگ الهى ـ موسى و عیسى علیهما السلام ـ وجود داشته همان‌گونه كه در مكتب دیگر پیامبران بوده است، چنان‌كه درباره حضرت شعیب علیه السلام آمده است:

«قالوا یا شعیب أصلوتكَ تأمرك أن نَّترك ما یعبد ءابآؤنآ؛ گفتند: اى شعیب! آیا نمازت به تو دستور مى‌دهد كه آنچه را پدرانمان مى‌پرستیدند، ترك كنیم...» (هود/87)

هیچ شریعت و دینى از نماز جدا نبوده گرچه صورت ظاهرى آن تفاوت داشته است.

زرتشتیان، پنج نماز دارند كه در هنگام طلوع آفتاب و ظهر و عصر و اوّل شب و هنگام خواب، بپا مى‌دارند. یهودیان در ساعت سوم و ششم و نهم روز و اوّل و آخر شب و هنگام تناول غذا، دعاهایى دارند. مسیحیان، روز یك‌شنبه و برخى روز شنبه در كلیسا جلسه دعاى دسته‌جمعى تشكیل مى‌دهند.

كیفیت و كمیت نماز در شریعت اسلام با شرایع پیشین متفاوت است، لكن در بیشتر آن آیین‌ها، سجده‌ جزیى از این عبادت محسوب مى‌شود.

علاوه بر تشریع نماز در ادیان الهى، بت‌پرستان نیز در برابر بت‌هایشان، وِردهایى مى‌خوانده‌اند. اعراب جاهلى هم در مقابل كعبه مى‌ایستادند و با كف‌زدن و صوت‌ كشیدن اظهار عبادت مى‌كردند:

«وَمَا كَانَ صَلاَتُهُمْ عِندَ الْبَیْتِ إِلاَّ مُكَآءً وَتَصْدِیَةً؛ و نماز و دعاى آنان نزد آن خانه جز سوت كشیدن و كف زدن نیست» (انفال/35)

نتیجه آن که اصل نماز و عبادت در تمامی ادیان الهی وجود داشته ولی کیفیت و کمیت نماز در دین اسلام با ادیان گذشته تفاوتهای دارد که علت اساسی آن تحریفاتی است که در بسیاری از ادیان سابق صورت گرفته است. 


منبع: کتاب پرسمان قرآنی، بااندکی تصرف.

 مطلب شماره 440 | توسط بهمن قربانی در سه شنبه 24 دی1387 |  
تاثیر نماز بر تلقین های سازنده روانی
موضوع: تاثیرات نماز بر بیماری ها

 

تاثیر نماز بر تلقین های سازنده روانی

(قسمت اول)

 

تلقین

پیامبر اكرم  (ص) فرموده اند:

الصلوه قربان كل تقی    

نماز وسیله نزدیكی با تقوایان به خداست.

تلقین و تعریف آن

"تلقین" از گذشته های دور تا عصر حاضر، از پُر رمز و رازترین و شگفت انگیزترین، پدیده های انسانی به شمار می آمده است و از جمله مواردی است كه منطق و دانش بشری حتی در عصر"انفجار علوم" هنوز به توجیه كامل علمی آن نرسیده است.(1)

تلقین به روش های مختلفی انجام می پذیرد، مثلا ممكن است از طرف شخصی به شخص یا اشخاص دیگر و یا حتی گاهی به صورت خود به خود انجام بپذیرد.

در هر صورت، در قاموس تلقین، كلمه "نه" وجود ندارد و به وسیله آن تقریبا هر كار غیر ممكنی، ممكن می نماید. گاه حتی بر اثر تلقین چنان آثار و نتایج شگفت انگیزی پدید می آید كه سبب می شود برخی پدیده های مربوط به آن، به امور غیبی نسبت داده شود و این موضوع گه گاه مورد سوء استفاده عده ای سودجو و فرصت طلب قرار گرفته است تا به وسیله آن خود را اشخاصی مقدس و مرتبط با عالم غیب و ماوراء الطبیعه معرفی نمایند.

به عنوان مثال می توان به جلسات عجیب و غریب احضار روح اشاره نمود كه با كمال تاسف در سطح كشور اسلامی ما و حتی در بین قشر روشنفكر و مسلمان، طرفداران بسیاری پیدا كرده است. حال آن مسائلی كه طرفداران این عملیات مسخره(كه به وسیله حركت یك استكان یا نعلبكی بر حروف درج شده روی یك میز چوبی صورت می گیرد!؟) آن را جزو مسائل عجیب و خارق العاده مربوط به احضار روح! می دانند، از ساده ترین و پیش پا افتاده ترین مسائل قابل توجیه با پدیده تلقین است. هر یك از شركت كنندگان در جلسه احضار روح به وسیله تلقین به خود و البته به صورت ناخودآگاه، اطلاعاتی را ضمن حركت استكان بر حروف روشن می سازد كه دیگران به كلی از آن بی اطلاع بوده اند، در نتیجه شخص با این كه بر اثر تلقین نمودن به خودش، شخصا و ناخودآگاه اطلاعات خصوصی خویش را افشا كرده است، این اثر را به روح نسبت می دهد. در نتیجه این شخص به صحت موضوع احضار ارواح اعتقاد شدید پیدا می كند تا جایی كه همه پیشگویی های روح به اصطلاح حاضر شده! را در مورد آینده نیز باور می كند و هیچ بعید نیست كه مثلا اگر روح پیشگویی كند كه: فردا پای تو خواهد شكست! شخص چنان به خود حتمی بودن وقوع پیشگوئی روح را تلقین نماید كه در كمال تعجب اطرافیان، فردای آن روز پایش بشكند!؟ و در اثر این امر، باز هم بازار تبلیغ برای قضیه و تلقین صحت آن گرم تر شود.

علاوه بر این قبیل مثال ها، سودجویی از پدیده تلقین، طیف گسترده ای از فعالیت های بشری، از تلقین یك فرد و عقیده خاص گرفته تا تبلیغات مختلف مثل تبلیغات تجارتی(كه در همه اشكال خود فقط بر قدرت تلقین تكیه دارند)(2) را در بر می گیرد.

در این مورد، سوء استفاده از تلقین به خصوص در مورد مسائلی كه ادعا می شود جنبه غیر مادی و ماورائی دارند، به كرات به چشم می خورد و گاهی هم به صورت بازاری برای خالی كردن جیب افراد ساده اندیش در می آید، مثلا یك جنبه مهم دیگر از تلقین، "هیپنوتیزم" است که گه گاه با تسخیر اراده افراد، سبب پرده دری های شوم و افشای رازهای شخصی افراد می شود و درست به همین دلیل است كه اموری مثل هیپنوتیزم از سوی بسیاری از فقهای بزرگوار شیعه(جز در مواردی كه ضروریات درمانی ایجاب می كند) حرام اعلام شده است.

اما تلقین همان قدر كه می تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد و سبب ضرر رساندن به مردم به دلیل تحریف اذهان آنها از حقیقت یا كشف اسرار آنها و .. گردد، می تواند در موارد بسیاری به عنوان یك پدیده مفید، مورد استفاده و بهره برداری قرار بگیرد و این امر با قدرت شگفت انگیز تلقین در ممكن نمودن غیر ممكن ها، تحقق می پذیرد.

تلقین هایی كه در جهت شیرین كردن زندگی انسان و موفق نمودن او در كارهایش(مثلا در جهت اهدای سلامتی به او) به كار برده می شوند را می توان "تلقین های سازنده روانی" نامید.

به عنوان مثال چنانچه فرد دائما به خود تلقین كند كه آدم بیمار یا بدبختی است، دیری نمی پاید كه بدبختی و مرض زندگی او را پر می كند(تلقین مخرب روانی)، اما اگر شخصی دائما به خود بگوید كه من فرد سالم و نیرومند و خوشبختی هستم، دیری نمی پاید كه خود را خوشبخت ترین و سالم ترین فرد روی زمین احساس می كند.(3)  در این مورد گاهی حتی خود غربیان، پا را از دایره معقولات هم فراتر نهاده اند و ادعا كرده اند كه آدمی كه در هفت آسمان یك ستاره هم ندارد و حتی ته جیبش یك پول سیاه هم پیدا نمی شود! اگر چند روزی دائما به خود تلقین نماید كه من پول دارترین و سرمایه ترین آدم روی زمین هستم، دیری نمی پاید كه درب گنج های آسمان ها و زمین بر روی این آدم باز می شود و در مدت كوتاهی تبدیل به یك پولدار تمام عیار می شود!؟(4)

توجیه علمی و پزشكی نیز در این قبیل موارد، بدین صورت بیان می شود كه تلقین دائمی و توجه مداوم به سلامت و خوشبختی و یا حتی ثروتمند شدن در یك شخص باعث می شود كه به زبان روان شناسی برخی استعدادهای نهفته او(كه در ضمیر ناخود آگاهش پنهان هستند) و به زبان پزشكی برخی ناقل های عصبی(5) خاص، كه غیر فعال بوده اند، بر اثر توجه و تلقین(اثر قشر مغز و اراده) پیدا و فعال شوند و آن شخص را به سمت سلامتی و خوشبختی هدایت كنند یا شم اقتصادی او را شكوفا سازند و مسبب موفقیت او در جهت ثروتمند شدن گردند.

با این اوصاف بدیهی است كه هر چه شخص از درجه تلقین پذیری بالاتری برخوردار باشد، انواع تلقین از جمله تلقین های سازنده روانی كه منجر به موفقیت او می شوند، به نحو موثرتری عمل می كنند.

از طرفی، علم و تجربه ثابت كرده اند كه انسان در برخی حالات خود، از درجه تلقین پذیری بالاتری برخوردار می شود، به عنوان مثال در اوج فلسفه هیپنوتیزمی(سومنامبولیزم) انسان در شرایطی قرار می گیرد كه حتی اگر به او تلقین كنند كه مثلا آتش سیگار دست تو را هرگز نخواهد سوزاند، شخص هرگز متوجه سوختن شدید پوست و عضلات دست خود نخواهد شد(البته باید توجه داشت كه این مثال ربطی به تلقین های سازنده روانی ندارد).

اما باید دید كه انسان در اوضاع معمولی در چه حالاتی می تواند خود را بیشتر در معرض تلقینات روانی قرار دهد و در چه شرایطی از درجه تلقین پذیری بالاتری برخوردار است. در قسمت بعدی در این باره توضیحاتی خواهیم داد...

پی نوشت:

1- روان پزشكی لینفورد ـ ریس، ترجمه زیر نظر مرحوم دكتر عظیم وهاب زاده، صفحه 388

2- همان منبع صفحه 389

3- در این مورد ظاهرا بودا گفته است: "خوشبختی چیزی نیست جز احساس خوشبختی، ضمنا برخی از امثال و حكم از جمله ضرب المثل مشهور ایرانی : "بخند تا دنیا به رویت بخندد" بر همین موضوع دلالت می كنند.    

4- برای مطالعه بیشتر درباره این موضوع رجوع كنید به كتاب های عجیب و بامزه خانم كاترین پاندر(كشیش آمریكایی) به خصوص در سرتاسر كتاب "قانون توانگری" ترجمه خانم گیتی خوشدل

5- در ادامه این مجموعه مقالات بحث هایی پیرامون ناقل های عصبی و تعادل آنها كه به بهترین شكل توسط نماز حاصل می شود، خواهیم داشت، ضمنا پیشنهاد می كنیم كه برای فهم بهتر مقاله "تاثیر نماز بر تلقین های سازنده روانی" ، آن را یك بار دیگر پس از مطالعه نكته سی و هشتم از این مجموعه مقالات(تاثیر نماز بر تعادل ناقل های عصبی) مطالعه فرمائید. 

دکتر مجید ملک محمدی

 مطلب شماره 439 | توسط بهمن قربانی در شنبه 21 دی1387 |  
چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم
موضوع: احکام نماز

 

با توجه به این که زبان ما فارسی است، چرا نماز را به عربی می خوانیم و نمی توانیم آن را به فارسی بخوانیم؟

  پاسخ :خواندن نماز به صورت عربی و با همان الفاظ و کلماتی که پیامبر ودیگر مسلمانان صدر اسلام می خواندند ، دلائل مختلفی دارد که به برخی ازآن‌ها اشاره می کنیم:
اوّل: تعبدى و توقیفى بودن خواندن نماز به لفظ عربى، به این معنا که شریعت اسلام دستور داده که نماز را به عربى بخوانیم .
با توجه به این که روح عبادت بر تسلیم و تعبد است ، انسانی که می خواهد عبادت خدا کند آن چیزی را انجام می دهد که خداوند خواسته است. طبق آیات و روایات و سیره پیامبر، نماز به این شکل واجب شده است، اگر چه انسان می تواند در غیر اوقات نماز، با هر زبانی با خداوند سخن گوید.
طبیعی است که عدم توجه به خواست الهی و عمل کردن هر شخص بنا بر خواست خود ، با روح تعبد و تسلیم سازگار نیست.
دوم: جهت ایجاد زبانى مشترک میان همه پیروان اسلام و فراهم سازى وحدت و پیوند بین المللى دینى.
سوم: قرائت و اذکاری که در نماز است، به صورت دقیق در هیچ زبانی ترجمه ندارد، یعنی نمی توان مفاهیمی را که در اذکار نماز است، به صورت دقیق ترجمه کرد و آن را بیان نمود . چه بسا برخی از کلمات یا جملات، معانی بسیاری در خود جای داده که با یک یا چند جمله نتوان همه آن‌ها را بیان نمود.(1) به عنوان مثال از سوره حمد نام مى‏بریم که هیچ ترجمه‏اى که بتواند تمام مفاهیم آن را به زبان دیگر بیان کند، نیست، حتى کلمه الله، هیچ معادلى در زبان دیگر ندارد و چیزی مانند کلمه خدا در زبان فارسى معادل الله نمى‏باشد.
در ضمن تجربه زندگی نشان داده آنجا که دست‌ها و سلیقه‌های انسانی در کارهای مختلف دخالت کرده است ، آن را به صورت‌های مختلف در آورده که گاهی با اصل و حقیقت فاصله بسیار دارد. در مورد احکام و تکالیف دینی نیز این مسئله را در ادیان دیگر مشاهده می کنیم که دست بردن انسان‌ها در احکام و دستورهای دینی، آنها را به چه وضعی در آورده و گاهی آن را به صورت کلی پاک کرده و از بین برده است.
هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود: «پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده‌ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آن‌ها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر زنده بماند و این از طریق نماز امکان پذیر است»،(2)یعنی علاوه بر آن که نماز به همین شکل ، عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین است.
شاید یکی از رموز خواندن نماز به زبان عربی و با دیگر شرایط و آداب، حفظ نماز بعد از قرن‌ها است ، در حالی در ادیان دیگر ، ارتباط دائمی و همیشگی که مسلمانان با خدای خویش دارند ، وجود ندارد و این مسئله در افزایش ایمان بسیار موثر است.
اگر چه با توجه به دلیل‌هایی که ذکر کردیم نماز باید به زبان عربی خوانده شود ، اما این بدان معنی نیست که انسان نتواند به هیچ زبان دیگری با خداوند سخن بگوید . انسان می تواند با هر زبانی که خواست در غیر نماز با خدا سخن گفته و با او راز و نیاز کند و درد‌ها و نیاز‌های خود را با او در میان گذارد .حتی در قنوت نماز که جایگاه خواستن حاجت‌ها است ، به فتوای اکثرمراجع، انسان می تواند به فارسی یا هر زبان دیگر با خدا سخن گوید.(3)
پى‏نوشت‏ها:
1 - استاد محمد تقى مصباح یزدى، قرآن‏شناسى، ص 102 - 92، با اقتباس و تلخیص، چاپ مؤسسه آموزشی و پژوهشى امام خمینى؛ تفسیر المیزان، ج11، ص 75؛ تفسیر نمونه، ج1، ص 20 و ج9، ص 299؛ آیت الله صافی گلپایگانی، معارف دین، ص 315.
2- غلامعلی نعیم آبادی، نماز زیباترین الگوی پرستش، ص 35، به نقل از علل الشرایع، ج 2، ص 10.
3 – عروة الوثقی، فصل القنوت، مسئله 3 (ج2، ص 610)؛ رساله عملیه آیت الله بهجت، مسئله 922؛ آیت الله خامنه‌ای، اجوبة الاستفتائات، س 488.

 مطلب شماره 438 | توسط بهمن قربانی در جمعه 20 دی1387 |  
اسرای کربلا سفیران فرهنگی عاشورای حسینی
موضوع: پژوهش و مقاله ها

 

 اسرای کربلا سفیران فرهنگی عاشورای حسینی

 

حضرت ابا عبدالله(ع) هنگام خروج از شهر مدینه جمعی از اهل بیت و گروهی از بنی هاشم را همراه نمود که این کار مورد اعتراض عدّه‏ای قرار گرفت حضرت(ع) در جواب فرمود: در آخرین شبی که در کنار قبر جدّم به صبح رساندم در عالم رؤیا پیامبر(ص) را دیدم که می‏فرمود: «یا حسین! إنّ اللّه شاء أن یراک قتیلا و شاءَ أنّ یراهُنَّ سبایا» ای حسین خداوند خواسته تو را کشته و اهل بیت تو را اسیر ببیند.1

آری اراده خداوندی بر این تعلق گرفته بود تا خون شهیدان احیا گر اسلام و اسارت مظلومانه اهل بیت، گواهی صادق بر عمق فاجعه جانگداز کربلا برای آیندگان باشد.

کوفیان با دیدن وضعیت دلخراش اسراء در مدخل ورودی کوفه دچار شگفتی و عده‏ای نیزد دچار احساسات شدیدی شده بودند. زینب کبری(س) با بیانی شیوا خطاب به آنان می‏فرماید:

«ای کوفیان! ای حیله گران و دغلبازانی که به هنگام یاری دریغ می‏ورزید! هان که اشکتان خشک مباد. بگریید که سزاوار گریه‏اید، کجا می‏توانید ننگ کشتن زاده ختم نبوّت و معدن رسالت و سرور جوانان بهشتی و حجت و مشعلگاه راهتان را بشویید. وای بر شما! می‏دانید چه پیمانی شکستید و چه دخترانی از او در معرض دیدگان قرار دادید و چه حرمتی از او دریدید؟ و چه خونی از او ریختید؟»2

با این بیان زینب(س) با هدف قرار دادن کوفیان بنیان قیامِ توّابین را پایه گذاری نمودند.

امام سجاد(ع) نیز به رسالت عمیق خود اقدام می‏نماید و در حالی که یزید فاتحانه در مقابل اسرای در بند، خطاب به اجداد مشرک خود، از پیروزی بر فرزند رسول خدا یاد می‏کند. امام(ع) در طی خطبه‏ای رسا می‏فرماید:

«ای مردم آن کسی که مرا می‏شناسد که شناخت و آنکه مرا نمی‏شناسد پس بشناسد، منا، فرزند مکه و منا، منم فرزند زمزم و صفا، منم فرزند قتیل کرب و بلاء، منم فرزند علی مرتضی(ع)، منم فرزند محمد مصطفی(ص)، منم فرزند فاطمه زهرا(س)، منم فرزند آنکسی که در شهادت او مرغان هوا، جن و انس گریستند.

سخن امام که به اینجا رسید صدای گریه و ناله از مردم شنیده شد، یزید مضطربانه خطاب به مؤذن گفت: مؤذن اذان بگو؛ مؤذن اذان گفت تا به شهادت رسالت پیامبر(ص) رسید امام(ع) فرمود: «مؤذن به حق این محمد(ص) که نام او بردی لحظه‏ای خاموش باش»، آنگاه امام(ع) رو به یزید نمود و فرمود: «ای یزید این پیغمبر جدّ من است یا تو، اگر بگویی جدّ توست. همه می‏دانند که دروغ می‏گویی و اگر جدّ من است پس چرا پدرم را به ستم کشتی و مال او را به غارت بردی و زنان او را با اسارت آوردی؛ ای یزید با انجام این کارها باز می‏گویی محمد رسول خداست و رو به قبله می‏ایستی؛ و ای بر تو از روز قیامت...

کلام امام(ع) که به اینجا رسید، یزید دوباره به مؤذن گفت: ای مؤذن اقامه بگو، ولی هیاهوی غریبی مجلس را فرا گرفته و تیغ کلام امام اثرش خودش را بر قلب همگان گذاشت.3

 

پی نوشت ها

1 ـ حماسه حسینی، شهید مطهری، ج 3، ص 348.

2 ـ تلخیص از حماسه حسینی، ج 3، شهید مطهری، ص 2 ـ 351 [و] مع السجّوم ترجمه نفس المهموم، شیخ عباس قمی، ص 216.

3 ـ دمع السجّوم، ترجمه نفس المهموم، شیخ عباس قمی، ص 261 ـ 262 با تلخیص

 مطلب شماره 437 | توسط بهمن قربانی در چهارشنبه 18 دی1387 |  
· امام حسین از دید دانشمند بزرگ تاریخ ایران(دکتر علی شریعتی)
موضوع: سخن بزرگان

 

·   امام حسین از دید دانشمند بزرگ تاریخ ایران(دکتر علی شریعتی)   

 «دكتر در طول چند سال حساس، هیجان مؤثرى در جوّ اسلامى و انقلاب اسلامى به وجود آورد و در جذب نیروهاى جوان درس خوانده و پر شور و پر احساس به سوى اسلام اصیل، نقش سازنده‏اى داشت و دل‏هاى زیادى را با انقلاب اسلامى همراه كرد. این انقلاب و جامعه باید قدردان این نقش مؤثر باشد.»(1)

آثار دكتر شریعتى از فراز و فرودهاى بسیارى برخوردار است؛ برخى آثار وى همچون «اسلام‏شناسى متعهد با مخاطب‏هاى آشنا» و «تشیع علوى، تشیع صفوى» داراى ضعف‏هاى ساختارى و اساسى مى‏باشد، و برخى از آثار وى از جمله «على‏علیه السلام»، «فاطمه، فاطمه است» و «نیایش» را باید در رده كتاب هاى خوب و تأثیرگذار وى محسوب كرد.

برخى از سخنرانى‏ها و نوشته‏هاى دكتر شریعتى در مورد شهادت امام حسین‏علیه السلام و حادثه كربلا، از جمله آثار خوب وى به شمار مى‏رود. در این نوشتار سعى خواهیم نمود به حدّ وسع خود، دیدگاه دكتر شریعتى را در این موارد به تصویر كشیم:

شهید در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستین و امین و هم چنین به معنى آگاه و نیز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشم‏ها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است.


1. شهید
نوع فهم دكتر شریعتى از مفهوم عالى شهید، برداشتى خالص، عمیق و ناب از فرهنگ اصیل اسلامى است. وى در تعریف كلمه «شهید» مى‏گوید:

"شهید در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستین و امین و هم چنین به معنى آگاه و نیز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشم‏ها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است."(2)

«شهید» زنده، جاوید، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخاب‏گر و روزى خوار نعم الهى است و این اصیل‏ترین دریافت از متون و فرهنگ اسلامى به شمار مى‏رود، چنانچه قرآن كریم نیز بدان اشاره مى‏كند. دكتر شریعتى در جاى دیگر مى‏نویسد:

"شهید، قلب تاریخ است؛ هم چنان كه قلب به رگ هاى خشك اندام، خون، حیات و زندگى مى‏دهد، جامعه‏اى كه رو به مردن مى‏رود، جامعه‏اى كه فرزندانش ایمان خویش را به خویش، از دست داده‏اند و جامعه‏اى كه به مرگ تدریجى گرفتار است، جامعه‏اى كه تسلیم را تمكین كرده است، جامعه‏اى كه احساس مسئولیت را از یاد برده است و جامعه‏اى كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخى كه از حیات و جنبش و حركت و زایش بازمانده است؛ شهید همچون قلبى، به اندام‏هاى خشك مرده بى‏رمق این جامعه، خون خویش را مى‏رساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است كه به یك نسل، ایمان جدید به خویشتن را مى‏بخشد. شهید حاضر است و همیشه جاوید؛ كى غائب است؟"(3)

بخش فوق بیشتر رویكردى كربلایى دارد، بدین معنا كه دكتر با نگاه به شهیدان كربلا و فضاى حاكم بر آن، به وصف شهید پرداخته است و الا همیشه اینگونه نیست كه در جامعه‏اى منحط و رو به عقب، سیماى تابناك شهید رخ نماید. شهداى جهادهاى نبى ‏اكرم ‏صلى الله علیه و آله و امام على‏علیه السلام شاهد این ادعاست. البته مرحوم شریعتى بدین موضوع پرداخته است كه در جاى دیگر بدان اشاره مى‏كنیم.

یكى از بهترین و حیات بخش‏ترین سرمایه‏هایى كه در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است.


2. شهادت‏
شهادت، بُرنده‏ترین سلاحى است....


::متن کامل::

 مطلب شماره 436 | توسط بهمن قربانی در یکشنبه 15 دی1387 |  
امام حسین (ع) از نظر بزرگان و دانشمندان غیر مسلمان
موضوع: سخن بزرگان

 

مهاتماگاندي (رهبر استقلال هند): من زندگي امام حسين، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده‌ام و توجه كافي به صفحات كربلا نموده‌ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از امام حسين پيروي كند.

 

ـ محمد علي جناح (قائد اعظم پاكستان): هيچ نمونه‌اي از شجاعت، بهتر از آنكه امام حسين از لحاظ فداكاري و تهور نشان داد در عالم پيدا نمي‌شود. به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد پيروي نمايد.

 

ـ چارلزديكنز (نويسنده معروف انگليسي): اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواسته‌هاي دنيايي بود، من نمي‌فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مي‌نمايد كه او فقط به خاطر اسلام، فداكاري خويش را انجام داد.

 

ـ توماس كارلايل (فيلسوف و مورخ انگيسي): بهترين درسي كه از تراژدي كربلا مي‌گيريم، اين است كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددي در جايي كه حق با باطل رو برو مي‌شود اهميت ندارد و پيروزي حسين با وجود اقليتي كه داشت، باعث شگفتي من است.

 

ـ ادوارد براون (مستشرق معروف انگليسي): آيا قلبي پيدا مي‌شود كه وقتي درباره كربلا سخن مي‌شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتي غير مسلمانان نيز نمي‌توانند پاكي روحي را كه در اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انكار كنند.

 

ـ فردر جمس: درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند و همچنين مي‌رساند كه هرگاه كسي براي اين صفات مقاومت كند و در راه آن پافشاري نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.

 

ـ ل.م.بويد: در طي قرون، افراد بشر هميشه جرأت و پردلي و عظمت روح، بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشته‌اند و در همين هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نمي‌شود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين. و من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا مي‌گويند شركت كرده‌ام، هر چند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است.

 

ـ واشنگتن ايروينگ (مورخ مشهور آمريكايي): براي امام حسين (عليه‌السلام) ممكن بود كه زندگي خود را با تسليم شدن به يزيد نجات بخشد، ليكن مسؤوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمي‌داد كه او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روي ريگهاي تفتيده عربستان، روح حسين فنا ناپذير است. اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، اي حسين!

 

ـ توماس ماساريك: گرچه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح مردم را متأثر مي‌سازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان حسين (عليه‌السلام) يافت مي‌شود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابر مصائب
حسين (عليه‌السلام) مانند پر كاهي است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.

 

ـ موريس دوكبري: در مجالس عزاداري حسين گفته مي‌شود كه حسين، براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زيربار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده، از زيردست استعمارگران خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي ذلت ترجيح دهيم.

ـ ماربين آلماني (خاورشناس): حسين (عليه‌السلام) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، به دنيا درس فداكاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت. اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست و بناي ستم هرچه ظاهرا عظيم و استوار باشد، در برابر حق و حقيقت چون پر كاهي بر باد خواهد رفت.

 

ـ بنت الشاطي: زينب، خواهر حسين بن علي (عليهماالسلام) لذت پيروزي را در كام ابن زياد و بني اميه خراب كرد و در جام پيروزي آنان قطرات زهر ريخت، در همه حوادث سياسي پس از عاشورا، همچون قيام مختار و عبدالله بن زبير و سقوط دولت امويان و برپايي حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيع، زينب قهرمان كربلا نقش برانگيزنده داشت.

 

ـ لياقت علي خان (نخست وزير پاكستان): اين روز محرم: براي مسلمانان سراسر جهان معني بزرگ دارد. در اين روز، يكي از حزن آورترين و تراژديك ترين وقايع اسلام اتفاق افتاد، شهادت حضرت امام حسين (عليه‌السلام) در عين حزن، نشانه فتح نهايي روح واقعي اسلامي بود، زيرا تسليم كامل به اراده الهي به شمار مي‌رفت. اين درس به ما مي‌آموزد كه مشكلات و خطرها هرچه باشد، نبايستي ما پروا كنيم و از راه حق و عدالت منحرف شويم.

 

ـ جرج جرداق (دانشمند و اديب مسيحي): وقتي يزيد، مردم را تشويق به قتل حسين و مأمور به خونريزي مي‌كرد، آنها مي‌گفتند: «چه مبلغ مي‌دهي»؟ اما انصار حسين به او گفتند: ما با تو هستيم. اگر هفتاد بار كشته شويم، باز مي‌خواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.

 

ـ احمد محمود صبحي: اگر چه حسين بن علي (عليهماالسلام) در ميدان نظامي يا سياسي شكست خورد، اما تاريخ، هرگز شكستي را سراغ ندارد كه مثل خون حسين (عليه‌السلام) به نفع شكست خوردگان تمام شده باشد. خون حسين، انقلاب پسر زبير و خروج مختار و نهضتهاي ديگر را در پي داشت، تا آنجا كه حكومت اموي ساقط شد و نداي خونخواهي حسين، فريادي شد كه آن تختها و حكومتها را به لرزه در آورد.

 

ـ آنطون بارا (مسيحي): اگر حسين از آن ما بود، در هر سرزميني براي او بيرقي بر مي‌افراشتيم و در هر روستايي براي او منبري بر پا مي‌نموديم و مردم را با نام حسين به مسيحيت فرا مي‌خوانديم.

 

ـ گيبون (مورخ انگليسي): با آنكه مدتي از واقعه كربلا گذشته و ما با صاحب واقعه هم وطن نيستيم، مع ذلك مشقات و مشكلاتي كه حضرت حسين (عليه‌السلام) تحمل نموده، احساساست سنگين دل ترين خواننده را بر مي‌انگيزد، چندانكه يك نوع عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مي‌يابد.

 

ـ نيكلسون (خاورشناس معروف): بني اميه، سركش و مستبد بودند، قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند... و چون تاريخ را بررسي كنيم، گويد: دين بر ضد فرمانفرمايي تشريفاتي قيام كرد و حكومت ديني در مقابل امپراتوري ايستادگي نمود. بنابراين، تاريخ از روي انصاف حكم مي‌كند كه خون حسين (عليه‌السلام) به گردن بني اميه است.

 

ـ سرپرسي سايكس (خاورشناس انگليسي): حقيقتا آن شجاعت و دلاوري كه اين عده قليل از خود بروز دادند، به درجه‌اي بوده است كه در تمام اين قرون متمادي هر كسي آن را شنيد، بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود. اين يك مشت مردم دلير غيرتمند، نامي بلند غير قابل زوال براي خود تا ابد باقي گذاشتند.

 

ـ تاملاس توندون (هندو، رئيس كنگره ملي هندوستان): اين فداكاريهاي عالي از قبيل شهادت امام حسين (عليه‌السلام)، سطح فكر بشريت را ارتقا بخشيده است و خاطره آن شايسته است هميشه باقي بماند و يادآوري شود.

 

ـ محمد زغلول پاشا (در مصر، در تكيه ايرانيان): حسين (عليه‌السلام) در اين كار، به واجب ديني و سياسي خود قيام كرده و اينگونه مجالس عزاداري، روح شهامت را در مردم پرورش مي‌دهد و مايه قوت اراده آنها در راه حق و حقيقت مي‌گردد.

ـ عبدالرحمان شرقاوي (نويسنده مصري): حسين (عليه‌السلام)، شهيد راه دين و آزادگي است. نه تنها شيعه بايد به نام حسين ببالد، بلكه تمام آزاد مردان دنيا بايد به اين نام شريف افتخار كنند.

 

ـ طه حسين (دانشمند و اديب مصري): حسين (عليه‌السلام)، براي به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد، در آتش شوق مي‌سوخت. او زبان را درباره معاويه و عمالش آزاد كرد، تا به حدي كه معاويه تهديدش نمود. اما حسين، حزب خود را وادار كرد كه در طرفداري حق سختگير باشند.

 

ـ عبدالحميد جودة السحار (نويسنده مصري): حسين (عليه‌السلام) نمي‌توانست با يزيد بيعت كند و به حكومت او تن بدهد، زيرا در آن صورت، بر فسق و فجور، صحه مي‌گذاشت و اركان ظلم و طغيان را محكم مي‌كرد و بر فرمانروايي باطل تمكين مي‌نمود. امام حسين به اين كارها راضي نمي‌شد، گرچه اهل و عيالش به اسارت افتند و خود و يارانش كشته شوند.

 

ـ علامه طنطاوي (دانشمند و فيلسوف مصري): (داستان حسيني) عشق آزادگان را به فداكاري در راه خدا بر مي‌انگيزد و استقبال مرگ را بهترين آرزوها به شمار مي‌آورد، چندانكه بر شتاب به قربانگاه، بر يكديگر پيشي جويند.

 

ـ العبيدي (مفتي موصل): فاجعه كربلا در تاريخ بشر نادره‌اي است، همچنان كه مسببين آن نيز نادره‌اند... حسين بن علي (عليهماالسلام) سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پيامبر اكرم وظيفه خويش ديد و از اقدام به آن تسامحي نورزيد. هستي خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا كرد و بدين سبب نزد پروردگار، «سرور شهيدان» محسوب شد و در تاريخ ايام، «پيشواي اصلاح طلبان» به شمار رفت. آري، به آنچه خواسته بود و بلكه برتر از آن، كامياب گرديد

 مطلب شماره 435 | توسط بهمن قربانی در شنبه 14 دی1387 |  
اعمال ماه محرم
موضوع: اعمال ماه ها

 

اعمال مشترک :

روزه گرفتن در تمام ماه ، به جز عاشورا که ثواب این روزه آمرزش تمام گناهان است.

اعمال دهه اول ماه محرم :

1. شيخ طوسى فرموده كه مستحب است روزه دهه اول محرم و لكن روز عاشورا امساك نمايد از طعام و شراب تا بعد از عصر آن وقت به قدر كمى تربت تناول نمايد.

اعمال روز اول :

1. از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله روز اول محرم دو ركعت نماز مى ‏كرد و چون فارغ مى ‏شد دستها را بلند مى ‏كرد و اين دعا را سه دفعه مى ‏خواند :

اللَّهُمَّ أَنتَ الْإِلَهُ الْقَدِيمُ وَ هَذِهِ سَنَةٌ جَدِيدَةٌ فَأَسْأَلُكَ فِيهَا الْعِصْمَةَ مِنَ الشَّيْطَانِ‏ * وَ الْقُوَّةَ عَلَى هَذِهِ النَّفْسِ الْأَمَّارَةِ  بِالسُّوءِ وَ الاِشْتِغَالَ بِمَا يُقَرِّبُنِي إِلَيْكَ يَا كَرِيمُ‏ * يَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ يَا عِمَادَ مَنْ لاَ عِمَادَ لَهُ يَا ذَخِيرَةَ مَنْ لاَ ذَخِيرَةَ لَهُ يَا حِرْزَ مَنْ لاَ حِرْزَ لَهُ‏ * يَا غِيَاثَ مَنْ لاَ غِيَاثَ لَهُ يَا سَنَدَ مَنْ لاَ سَنَدَ لَهُ يَا كَنْزَ مَنْ لاَ كَنْزَ لَهُ‏ * يَا حَسَنَ الْبَلاَءِ يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ يَا عِزَّ الضُّعَفَاءِ * يَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى(ا) يَا مُنْجِيَ الْهَلْكَى يَا مُنْعِمُ  يَا مُجْمِلُ  يَا مُفْضِلُ  يَا مُحْسِنُ‏ * أَنتَ الَّذِي سَجَدَ لَكَ سَوَادُ اللَّيْلِ وَ نُورُ النَّهَارِ وَ ضَوْءُ الْقَمَرِ وَ شُعَاعُ الشَّمْسِ‏ * وَ دَوِيُّ الْمَاءِ وَ حَفِيفُ الشَّجَرِ يَا اللَّهُ لاَ شَرِيكَ لَكَ‏.
اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَيْراً مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لاَ يَعْلَمُونَ وَ لاَ تُؤاخِذ ْ نَا بِمَا يَقُولُونَ‏ حَسْبِيَ اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ‏ * آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبَابِ‏ * رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذ ْ هَدَيْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُ نكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّاب.

خدايا تو معبود قديمى و اين است سال تازه ‏اى ؛ پس از تو در آن درخواست حفظ از شيطان و نيرو و قوت بر اين نفس اماره بدخواه دارم و نيز اشتغال بدانچه مرا (در عمل) به تو نزديك گرداند.
اى كريم !
اى صاحب جلال و بزرگوارى !
اى پشتيبان كسى که نگهدارنده و پشتبانى ندارد.
اى ذخيره كسى که ذخيره‏ اى ندارد.
اى پناه بى ‏پناهان ! اى دادرس بى ‏كسان اى پشتوان بى ‏پشتوانان اى گنجينه بى ‏گنجان !
اى نيك آزمايش اى بزرگ اميدوارى و از عز و شكوه ناتوانان
اى نجات دهنده غريقان اى نجات بخش هالكان اى نعمت ده اى نيكو اى بخشنده اى خوشرفتار ! تويى كه ‏براى تو سياهى شب و روشنى روز و تابش ماه و شعاع خورشيد و شرشر آب و صداى درخت سجده كرد.
اى خدا انبازى براى تو نيست ! بار خدايا ما را به از آنچه گمان برند بگردان و آنچه از (بدي هاى) ما ندانند بيامرز و بدانچه گويند از ما بازخواست مفرماى .
بس است مرا خداى نيست معبود حقى جز او بر او توكل كردم و اوست پروردگار عرش بزرگ ! به او گرويديم هر چه هست از نزد پروردگار ما است و ياد آور نشود جز صاحبان خرد.
پروردگارا كج مكن دلهاى ما را پس از آنكه راه نمودى ما را و ببخش براى ما از پيش خودت رحمت زيرا كه تويى پر بخشش.

اعمال روز نهم :

1. اگر كسى را توفيق شامل حال شود در اين شب در كربلا باشد و زيارت امام حسين عليه السلام كند و بيتوته نزد آن جناب نمايد تا صبح خدا او را محشور فرمايد آلوده به خون امام حسين عليه السلام در جمله شهدا با آن حضرت.

2. روز دهم روز شهادت ابو عبد الله الحسين عليه السلام و روز مصيبت و حزن ائمه اطهار عليهم السلام و شيعيان ايشان است و شايسته است كه شيعيان در اين روز مشغول كارى از كارهاى دنيا نگردند و از براى خانه خود چيزى ذخيره نكنند و مشغول گريه و نوحه و مصيبت باشند و تعزيت حضرت امام حسين عليه السلام را اقامه نمايند و به ماتم اشتغال نمايند به نحوى كه در ماتم عزيزترين اولاد و اقارب خود اشتغال مى ‏نمايند و زيارت كنند آن حضرت را به زيارت عاشورا كه بعد از اين بيايد إن شاء الله تعالى‏

3. و سعى كنند در نفرين و لعن بر قاتلان آن حضرت و يكديگر را تعزيت گويند در مصيبت آن جناب و بگويند :

أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَ نَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‏ وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِيِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ (عَلَيْهِ) السَّلاَمُ‏

و شايسته است در اين روز مقتل بخوانند و يكديگر را بگريانند.
روايت شده كه چون حضرت موسى عليه السلام مأمور شد به ملاقات جناب خضر و تعلم از او اول چيزى كه در وقت ملاقات بين ايشان مذاكره شد آن بود كه آن عالم حديث نمود براى حضرت موسى مصيبت‏ ها و بلاهايى كه بر آل محمد عليهم السلام وارد مى‏ شود پس گريستند هر دو و سخت شد گريستن ايشان و روايت شده از ابن عباس كه گفت در ذيقار خدمت امير المؤمنين عليه السلام رسيدم صحيفه‏ اى بيرون آورد به خط خود و املاى پيغمبر صلى الله عليه و آله و خواند براى من از آن و در آن صحيفه بود مقتل امام حسين عليه السلام و آنكه چگونه كشته مى ‏شود و كى مى ‏كشد او را و كى يارى مى‏ كند او را و كى با او شهيد مى ‏شود پس گريه كرد آن حضرت گريه سختى و مرا به گريه درآورد.
فقير گويد كه اگر مقام را گنجايش بود مختصر مقتلى در اينجا ذكر مى ‏كردم لكن محل را گنجايش نيست هر كه خواهد رجوع كند به كتب ما در مقتل و بالجملة اگر كسى در اين روز نزد قبر امام حسين عليه السلام باشد و مردم را آب دهد مثل كسى باشد كه لشكر آن حضرت را آب داده باشد و با آن جناب در كربلا حاضر شده باشد.

4. و در فضيلت احياى اين شب روايت كرده كه مثل آن است كه عبادت كرده باشد به عبادت جميع ملائكه و عبادت در آن مقابل هفتاد سال است‏.
شيخ طوسى فرموده كه مستحب است روزه دهه اول محرم و لكن روز عاشورا امساك نمايد از طعام و شراب تا بعد از عصر آن وقت به قدر كمى تربت تناول نمايد.

5. علامه مجلسى


::متن کامل::

 مطلب شماره 434 | توسط بهمن قربانی در یکشنبه 8 دی1387 |  
نمازهاي ماه محرم
موضوع: اعمال ماه ها

 

فضيلت ماه محرم

 

محرم ماه غصه و اندوه اهل بيت و ماه اقامه تعزيه و مجالس سوگ به خاطر بزرگداشت ياد حسين(ع) و يارانش و برخورداري از هدف و انگيزه قيام آنان و آشنا شدن به روح مذهب و مرام حسين و پي بردن به دعوت هاي آموزنده قرآن و مکتب تشيّع و تربيت روح ملت با روش و طريقت سرور آزادگان است .(المصباح المنير،        ص 498)

از امام رضا (ع) روايت است که چون ماه محرم داخل مي شد، پدرم را کسي خندان نمي ديد .

 

نماز شب اول

از رسول اکرم(ص) روايت شده: کسي که در شب اول ماه محرم دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت بعد از حمد يازده مرتبه سوره توحيد را بخواند .

ثواب: خواندن اين نماز و روزه داشتن روزش، موجب امنيت است و کسي که اين عمل را انجام دهد، گويا تمام سال مداومت بر کار نيک داشته است .(اقبال، ص 553)

سيد در اقبال براي اين شب چند نماز ذکر فرموده است . از جمله صد رکعت، در هر رکعت حمد و توحيد بخواند .(وسائل الشيعه، ج5، ص 294)

 

نماز روز اول

از حضرت امام رضا(ع) منقول است که حضرت رسول(ص) روز اول ماه محرم دو رکعت نماز مي کرد و چون فارغ مي شد دست ها را بلند مي کرد و اين دعا را سه دفعه    مي خواند : «اللّهُمَّ اَنتَ الإ لهُ القَديمُ وَ هذِهِ سَنَةٌ جَديدَةٌ فَاَسئَلُکَ فيهَا العِصمَةَ مِنَ الشَّيطانِ وَالقُوَّةَ عَلي هَذِهِ النَّفسِ الاَمّارَةِ بِالسُّوءِ» . (بار الها! تو خداي قديم و جاوداني و اين سال، سال نو است. از تو مي خواهم که از شيطان مصون بمانم و بر نفس امّاره چيره گردم .(بحارالانوار، ج98، ص 334)

 

نماز شب دهم

براي اين شب دعا و نمازهاي بسيار با فضيلتهاي بسيار نقل شده است . از جمله چهار رکعت نماز، در هر رکعت بعد از سوره حمد پنجاه بار سوره اخلاص خوانده شود، پس از پايان نماز هفتاد مرتبه بگويد : «سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلَّا اللهُ وَ اللهُ اَکبُر وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّﺓَ اُلّا بِاللهِ العَليِّ العَظيمِ» (وسائل الشيعه، ج5،ص495. مفاتيح الجنان،ص 585.)

 

نماز ديگر شب دهم

چهار رکعت در آخر شب، در هر رکعت بعد از حمد آيه الکرسي و توحيد و فلق و ناس را ده مرتبه بخواند و بعد از سلام صد مرتبه توحيد را بخواند .(بحارالانوار، ج98، ص 334. مفاتيح الجنان، ص 585)

 

نماز ديگر شب دهم

سيد در اقبال از براي اين شب دعا و نمازهاي بسيار با فضيلت هاي بسيار نقل کرده، از جمله صد رکعت نماز در هر رکعت، يک مرتبه حمد و سه مرتبه توحيد بخواند و بعد از نماز نيز فرموده ذکر خدا بسيار کند و صلوات بسيار بفرستد .( مفاتيح الجنان، ص585)

 

 

 

 

 

 

5- نماز امام حسين (ع)

نماز حضرت امام حسين(ع) چهار رکعت است، در هر رکعت سوره فاتحه پنجاه مرتبه و سوره توحيد پنجاه مرتبه، و در رکوع فاتحه و توحيد هر يک ده مرتبه، و چون از رکوع سربردارد هر يک را ده مرتبه، و همچنين دو سجده اولي و در بين دو سجده و در سجده دوم هر يک ده مرتبه، و چون از چهار رکعت فارغ شدي و سلام گفتي اين دعا بخوان: « اَللّهُمَّ اَنتَ الّذي اَستَجَبتَ لِآدَمَ وَ حَوّاءَ...» تا آخر دعا که في الجمله طولاني است .

 

 

 مطلب شماره 433 | توسط بهمن قربانی در یکشنبه 8 دی1387 |  
تاثیر نماز بر شخصیت منزوی(اسكیزوئید)
موضوع: تاثیرات نماز بر بیماری ها

 

تاثیر نماز بر شخصیت منزوی(اسكیزوئید)

اسکیزوئید

 برخی روان پزشكان ایرانی" شخصیت منزوی" را به عنوان بهترین ترجمه، به جای"شخصیت"اسكیزوئید"(Schizoid) پیشنهاد كرده اند، چرا كه مبتلایان به این اختلال، عمری را در كناره گیری از اجتماع گذرانده اند و در نظر دیگران آدم هایی مردم گریز، منزوی و تنها هستند.(1) مطالعات آماری در ایالات متحده آمریكا، احتمال این كه از هر 100 آمریكایی، حدود 7 نفر مبتلا به این اختلال باشند را مطرح كرده است كه دلالت بر شیوع بالای آن دارد.

مبتلایان به این حالت بیشتر مشاغل انفرادی كه حداقل تماس با دیگران را ایجاب می كند، انتخاب می كنند و حتی برخی كار شبانه را به كار روزانه ترجیح می دهند تا مجبور به مدارا با افراد بیشتری نباشند.

این افراد آرام، مردم گریز، درون گرا و غیر اجتماعی هستند و ضمن كناره گیری و عدم دخالت در امور روزمره، به دیگران چنان اهمیتی نمی دهند و شاید اگر مختصر ذوق ادبی هم داشته باشند، با برداشتی سطحی از این بیت مشهور عارفانه، پیوسته زمزمه می كنند:

دلا خوكن به تنهایی كه از تن ها بلا خیزد            سعادت آن كسی دارد كه از تن ها بپرهیزد

همین وضعیت آنهاست كه باعث می شود، غیر از بستگان درجه یك، دوستان نزدیك یا محرم خاصی نداشته باشند و علاوه بر آن هیچ میلی نیز برای ایجاد روابط نزدیك با دیگران در خود احساس نكنند.

روش های مورد استفاده در روان پزشكی امروز، برای درمان این عارضه اعم از روان درمانی، گروه درمانی و یا حتی دارو درمانی، به خصوص در شرایط و امكانات كشور ما چندان عملی و كاربردی نمی باشند. اما چنانچه در پیشگیری یا درمان این اختلال شخصیتی، روش عملی بی نظیری را جویا باشیم، كلمه درخشان" نماز" باز هم راه گشا خواهد بود.

توصیه مؤكد اسلام مبنی بر اقامه نمازهای واجب یومیه به جماعت و علاوه بر آن، بانگ روح افزای نماز جمعه در فرا خواندن به یك اجتماع شكوهمند و پر شور هفتگی به عنوان سمبل بزرگی از اصالت "اجتماعی بودن" و ترك رهبانیت در همه تعالیم اسلامی مطرح اند و گویی همه این قبیل تعالیم، خود به خود نمازگزار را از گوشه نشینی و تنهایی، به بطن اجتماع می كشاند.

به علاوه، نكته مهم دیگری كه در آموزش های متعالی نماز در زدودن روحیه انزوا و مردم گریزی در انسان، خودنمایی می كند، این مطلب است كه فعل های موجود در سوره مباركه" حمد" (به عنوان"ام الكتاب" و هسته اصلی نماز و تعالیم اسلامی)، همه به صورت جمع ادا می شوند:(ایاك نعبد و ایاك نستعین، اهدنا صراط المستقیم)

به قول استاد ارجمند، جناب آقای" دكتر حسن توانایان فرد" در كتاب ارزشمند "بهره وری در آموزش های نماز": این كه "نعبد" می گوییم و نه "اعبد" و این كه "نستعین" می گوییم و نه "استعین"، به عبارت دیگر این كه می گوییم "می پرستیم" و نه "می پرستم" و می گوییم "كمك می جوییم" و نه "كمك می جویم"، یعنی ضمیر جمع به كار رفته و نه ضمیر متكلم وحده، به این دلیل است كه به ما بیاموزد، در اسلام، جمع مقدم بر فرد است.(2)

این مطلب، یعنی وجود ضمایر جمع و تكرار"ما بودن" و نه "من بودن" در جای جای نماز عمومیت دارد و در اساسی ترین اذكار نماز به چشم می خورد؛ مثلا در سلام دوم نماز می گوییم:(السلام علینا و علی عباد الله الصالحین) و یا حتی در معروف ترین دعاهای مستحب در قنوت، دعا می كنیم:( ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار)

 نماز نه تنها از ابتلا به اختلال اسكیزوئید پیشگیری می كند، بلكه توانایی آن را دارد كه مبتلایان به این عارضه را برای همیشه از كنج عزلت، به قلب جامعه بكشاند.

پی نوشت ها:

(1) مطالب علمی این مقاله از ترجمه فارسی كاپلان ـ سادوك جلد سوم صفحات 275- 278   گرفته شده است.

(2) بهره وری در آموزش های نماز، صفحه 162

نویسنده : دكتر مجید ملك محمدی

 مطلب شماره 432 | توسط بهمن قربانی در چهارشنبه 4 دی1387 |  

فهرست اصلي

آرشيو موضوعي

بايگاني کل مطالب

مطالب پيشين

لوگوي ما

منابع



» قرآن کريم

» نهج البلاغه

» صحيفه سجاديه

» مفاتيح الجنان


امکانات

امار وبلاگ نظر سنجي

حقوق کليه مطالب محفوظ است براي ستاد اقامه نماز. [ Designed by : EleRam.com ]