|
|
پيام مدير
کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت چه بیخیال نشستم نه کوششی نه تلاشی فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی ××××××××××××××××××× بهمن قربانی متولد:30/11/66 این وبلاگ رادر تاریخ1386.4.12 باکمک خدا وبا کمک دوستان عزیزم برای ترویج دین ونماز خوانی افتتاح کردیم امید است بتوانیم با افتتاح این وبلاگ گامی برای ترویج دین اسلام برداریم. انشاالله مارا ازنظرات مفید خود بی بهره نگذارید . سلامتی امام زمان صلوات التماس دعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ___________ Supported by: EleRam.com | Persian Softwares. ___________ ::ستاد اقامه نماز:: |
در موارد متعددى از آيات قرآن كه نماز مطرح شده، در كنار نماز، فرمان ديگرى نيز آمده است. در برخى موارد، ساير فروع دين و عبادات، و در بعضى آيات صفات و حسنات و شرايط ديگرى بهعنوان ملازم و همراه نماز ذكر شده است. به اين آيات توجه مىكنيم:
1. نماز و امر به معروف و نهى از منكر: يا بُنَّى اقمالصّلوة و امر بالمعروف و انه عنالمنكر... اى پسرك من، نماز را برپا دار و به كار پسنديده وادار و از كار ناپسند بازدار...(1) )آيه 17 سوره لقمان) هم چنين: توبه/ 71
2. نماز و تقواى الهى: و أن أقيمواالصّلوة و اتّقوه... و اين كه نماز برپا داريد و از او بترسيد... )انعام/ 72) هم چنين: روم/ 31
3. نماز و زكات: ... و أقيمواالصّلوة و اتواالزكوة و اقرضوااللّه قرضاً حسناً... ... و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و وام نيكو به خدا دهيد. )مزمل 20) هم چنين: مائده/ 12
4. نماز و اطاعت از خدا و رسول خدا: ... و أقيمواالصّلوة و أتواالزّكوة و أطيعواالرّسول لعلّكم ترحمون. ... و نماز را برپا كنيد و زكات بدهيد و پيامبر را فرمان بريد تا مورد رحمت قرار گيريد. )نور/ 56) هم چنين: احزاب/ 33 و توبه/ 71
5. نماز و انفاق: الّذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصّلوة و ممّا رزقنهم ينفقون آنان كه به غيب ايمان مىآورند و نماز را برپا مىدارند و از آن چه به ايشان روزى دادهايم انفاق مىكنند. )بقره/ 3) هم چنين: حج/ 35، فاطر/ 29
6. نماز و توجه به كيفيت قرار دادن خانه: ... و اجعلوا بيوتكم قبله و أقيمواالصّلوة... ... و سراهايتان را روبهروى هم قرار دهيد و نماز برپا داريد. )يونس/ 87)
7. نماز و مشورت: والّذين استجابوا لرّبهم و اقامواالصّلوة و أمرهم شورى بينهم... و كسانى كه(نداى) پروردگارشان را پاسخ داده و نماز برپا كردهاند و كارشان در ميانشان مشورت است... )شورى/ 38(
8. نماز و كتاب الهى: تلاوت: انّالّذين يتلون كتباللّه و أقامواالصَّلوة... كسانى كه كتاب خدا را مىخوانند و نماز برپا مىدارند.... )فاطر/ 29)
والّذين يمسّكون بالكتب و اقامواالصّلوة انّا لا نضيع أجر المصلحين. و كسانى كه به كتاب (آسمانى) چنگ در مىزنند و نماز برپا داشتهاند. (بدانند كه ) ما اجر درستكاران را تباه نخواهيم كرد. )اعراف/ 170)
9. نماز و قربانى: فصلّ لرّبك وانحر پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن. )كوثر/ 2(
10. نماز و هجرت: ربّنا انّى اسكنت من ذرّيتى بوادٍ غير ذى زرعٍ عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيمواالصّلوة... پروردگارا، من (يكى از) فرزندانم را در درهاى بىكشت، نزد خانه محترم تو، سكونت دادم، پروردگارا تا نماز را به پا دارند... )ابراهيم/ 37(
11. نماز و خشوع : و استعينوا بالصّبر و الصّلوة و انّها لكبيرة الاّ على الخاشعين. از شكيبايى و نماز يارى جوييد. و به راستى اين (كار) گران است، مگر بر فروتنان. )بقره/ 45)، هم چنين: مؤمنون/ 1و2
12. صبر بر نماز: و أمر اهلك بالصّلوة و اصطبر عليها... و كسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شكيبا باش. )طه/ 132)
13. نماز و صبر بر مصيبتها: الّذين اذا ذكراللّه و جلت قلوبهم والصبرين على ما اصابهم والمقيمى الصّلوة.. همانان كه چون (نام) خدا ياد شود، دلهايشان خشيت يابد و ( آنان كه )هر چه بر سرشان آيد صبرپيشگانند و برپادارندگان نمازند. )حج/ 35) هم چنين: لقمان/ 17، رعد: 22
14. دعوت اهل خود به نماز: و أمر اهلك بالصلوة و اصطبر عليها... و كسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شكيبا باش. )طه/ 132) هم چنين: لقمان/ 17 و مريم/55
15. تعقيبات نماز: فاذا قضيتم الصّلوة فاذكروااللّه قِيماً و قعوداً و على جنوبكم... و چون نماز را به جاى آورديد خدا را ]در همه حال[ ايستاده و نشسته و بر پهلو آرميده ياد كنيد. )نساء/ آيه 103)
16 ::متن کامل::
ميلاد مسعود و خجسته امام زمان (عج) مبارک باد بسم الله الرحمن الرحيم " اللهم کن لوليک الحجـة بن الحسـن صلواتک عليه و علي آبائـه في هذه السـاعه و فـي کل ساعة ولياً و حافظاً وقائداً وناصراً و دليلاً و عينا حتي تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فيها طويلا " تولد امام زمان (عج) پنهان نگاهداشته شد و امام حسن عسكري (ع) خبر آن را تنها به عده اي از شيعيان داده بود. حضرت در سال 260 هـ ق پس از وفات پدر به امامت رسيد. امامت ايشان بنا به حديثهاي بسياري بود كه از پيامبر (ص) و امامان پيشين روايت شده بود. امام زمان (عج) پس از آنكه بر جنازه پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت اين بود كه خليفه هاي عباسي تصميم به كشتن او داشتند. تولد امام زمان (عج): عن ثقه الاسلام الكليني (ره) في الكافي: ولد (ع) للنصف من شعبان سنه خمس و خمسين و مأتين. شيخ اجل محمد بن يعقوب كليني (ره) در كتاب كافي مي گويد: امام زمان (عج) در نيمه شعبان سال ۲۵۵ هجري قمری متولد شدند. مرحوم شيخ صدوق و شيخ طوسي روايت مي كنند: حكيمه خاتون مي گويد: يك روز به منزل امام حسن عسكري (ع) رفته بودم و تا هنگام غروب آفتاب، خدمت حضرت بودم، چون خواستم برگردم، ايشان به من فرمودند: عمه جان! امشب نزد ما بمان، در اين شب فرزندي متولد مي شود كه خداوند زمين را به وسيله او با علم و ايمان هدايت، زنده مي كند، پس از اين كه با رواج كفر و گمراهي مرده باشد. عرض كردم: از چه كسي؟ من كه در نرجس، آثار حمل نمي بينم. حضرت فرمودند: خداوند حمل او را چون حمل مادر حضرت موسي (ع) مخفي قرار داده است. حكيمه مي گويد: آن شب در منزل حضرت ماندم، افطار كردم و هنگام استراحت، نزديك نرجس خوابيدم و پيوسته مراقب او بودم. او آرام خوابيده بود و من در حيرت بودم. در اين شب زودتر براي نماز شب برخاستم، چون به نماز وتر رسيدم، نرجس از خواب برخاست و وضو گرفت و نماز شب خواند؛ به آسمـان نگاه كردم، فجر كاذب دميده بود و صبـح صادق نزديك بود؛ چيزي نمـانده بود كه شك در دلم پديد آيد، ناگاه امـام حسـن عسكري (ع) از داخل حجره خود صدا زدند: عمه جان! شك مكن، وعده اي كه دادم نزديك است. در اين هنگام آثار درد زايمان در نرجس پديدار شد، من نام خداوند را بر او خواندم. حضرت صدا زدند: براي او سوره قدر بخوان. من شروع به خواندن سوره قدر كردم و شنيدم كه آن كودك از درون شكم مادر با من همراهي نمود و بر من سلام كرد. من ترسيدم. صداي امام بلند شد كه عمه جان! از قدرت خداوند شگفت زده نشو، خداوند، ما را در كودكي به حكمت گويا مي گرداند و در بزرگسالي، حجت خود در روي زمين قرار مي دهد. كلام حضرت كه به پايان رسيد، نرجس از ديده من غايب شد، با شتاب به سوي امام رفتم، حضرت فرمودند: باز گرد، او را خواهي يافت. چون باز گشتم، در نرجس نوري مشاهده كردم كه چشمم را خيره كرد و حضرت صاحب الزمان (عج) را ديدم كه رو به قبله به سجده افتاد و بر زانو نشست و انگشتان سبابه خود را بلند كرد و گفت: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان جدي رسول الله وان ابي اميرالمومنين وصي رسول الله، بعد نام تمامی ائمه را برد تا به نام خودش رسيد و فرمود: اللهم انجزلي وعدي و اتمم لي امري و ثبت وطاتي و املاء الارض بي عدلا و قسطا. (بار خدايا! به وعده اي كه به من فرموده اي، وفا كن و امر امامت مرا كامل كن و قدرت انتقام از دشمنانت را به من عنايت كن و زمين را به وسيله من از عدل و داد پر كن). حضرت امام حسن عسكري (ع) صدا زدند: عمه جان! فرزندم را بياور. من نوازد را گرفتم و ديدم بربازوي دست راستش نوشته شده است: چون نوزاد را به نزد حضرت بردم، او را روي دست گرفت و فرمود: فرزندم! به قدرت الهي سخن بگو. پس صاحب الامر فرمود: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون. (ما اراده كرديم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم و حكومتشان را درزمين پا برجا سازيم؛ و به فرعون و هامان و لشكريانشان؛ آنچه را از آنها (بني اسرائيل) بيم داشتند، نشان دهيم. سوره قصص/ آيه 5) .................. چند تا نوحه برای دانلود
تسبيح فاطمه عليهاالسلام
تسبيح حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام مشتمل بر سه جمله است و آنها عبارتاند از: «اللّهُ اَكْبَرُ» 34 بار. «اَلْحَمْدُ لِلّهِ» 33 بار. «سُبْحانَ اللّهِ» 33 بار. البته در برخى از روايات، جمله «سُبْحانَ اللّهِ» قبل از «اَلْحَمْدُ لِلّهِ» ذكر شده است. اگر چه در جملات تسبيح فاطمه عليهاالسلام ، «تكبير» و «تحميد» نيز وجود دارد، ولى از باب تغليب، مجموع سه جمله به عنوان «تسبيح» ناميده شده است. دليل ناميده شدن اين اذكار به «تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام » اين است كه فاطمه عليهاالسلام از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله درخواست كرد كه كنيزى به او بدهد كه در كارهاى خانه كمك كند. پيامبر صلىاللهعليهوآله در جوابش فرمود: «يا فاطِمَةُ اُعْطِيكِ ما هُوَ خَيْرٌ مِنْ ذلِكَ تُكَبِّرِينَ اللّهَ بَعْدَ كُلِّ صَلاةٍ اَرْبَعا وَثَلاثِينَ تَكْبِيرَةً وَتَحْمَدِينَ اللّهَ ثَلاثا وَثَلاثِينَ تَحْمِيدَةً وَتُسَبِّحِينَ اللّهَ ثَلاثا وَثَلاثِينَ تَسْبِيحَةً ثُمَّ تَخْتِمِينَ ذلِكَ بِلا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ فَذلِكَ خَيْرٌ مِنَ الدُّنِيا وَما فِيها وَمِنَ الَّذِى اَرَدْتِ؛ اى فاطمه! چيزى بهتر از آن به تو عطا مىكنم، [و آن اين است كه] بعد از هر نماز 34 بار تكبير خدا، 33 بار حمد خدا و 33 بار تسبيح خدا را مىگويى و آن را با ذكر لا اِلهَ اِلاَّ اللّه ختم مىكنى. و اين بهتر است از دنيا و هر چه در آن است و بهتر از آن چيزى (كنيزى) است كه مىخواستى.» در پايان حديث، اين مطلب اضافه شده است: «پس فاطمه عليهاالسلام بعد از هر نماز، به گفتن اين ذكرها مداومت كرد و اين ذكرها به آن حضرت منسوب شد.» مفهوم ذكر
از مفردات راغب، استفاده مىشود كه ذكر، دو معناى اصلى دارد: الف. ذكر، يك حالت نفسانى است كه انسان به وسيله آن مىتواند معلومات خود را نگهدارى نمايد. ذكر، در اين معنا شبيه «حفظ» مىباشد، با اين تفاوت كه به اعتبار نگهدارى يك مطلب در حافظه «حفظ» گفته مىشود و به اعتبار حاضر كردن و به خاطر آوردن آن «ذكر» ناميده مىشود. ب. ذكر، عبارت است از حاضر كردن چيزى در قلب يا زبان و گفتار، از اينرو، گفتهاند: ذكر، يا با زبان است و يا با قلب و هر كدام از آنها يا پس از نسيان و فراموشى است كه به معناى اوّل مىباشد و يا ادامه حفظ و توجه قلبى است بدون اينكه فراموش كرده باشد، در اين صورت به معناى دوم خواهد بود. تفاوت ذكر با علم و خاطر
ابى هلال عسكرى، در فرق «ذكر» و «علم» مىگويد: «اگرچه ذكر، نوعى علم و دانستن است، ولى به هر علمى ذكر گفته نمىشود. تنها آن علمى كه پس از فراموشى يادآورى شود، ذكر ناميده مىشود. و فرق ديگر اينكه علم در مقابل «جهل» قرار دارد؛ ولى ذكر در مقابل «سهو» قرار مىگيرد.» وى در بيان فرق ذكر و خاطر نيز مىگويد: «خاطر عبارت است از خطور و مرور معنا در قلب كه گاهى اين خطور ابتدايى بوده و بدون فراموشى قبلى است و گاهى پس از فراموشى قبلى مىباشد؛ ولى ذكر عبارت است از حضور معنا در نفس پس از فراموشى و غيبت آن، كه اين مفهوم ذكر در مقابل «نسيان» قرار مىگيرد.» از ملاحظه سخنان اهل لغت به اين نتيجه مىرسيم كه ذكر به معناى يادكردن از يك حقيقت و فراموش نكردن آن است. البته در موضوع بحث ما، منظور از ذكر، يادكردن خدا و فراموش نكردن و غافل نشدن از او است. مراتب ذكر خدا
ذكر خدا، مراتب متعدّدى دارد. از جمله آنها مرتبه ذكر زبانى و مرتبه ذكر قلبى مىباشد كه ارزش ذكر قلبى به مراتب بالاتر از ذكر زبانى است. البته ذكر زبانى نيز ارزشمند است و از مقدمات ذكر قلبى محسوب مىشود. و هدف اصلى آن است كه بنده در قلب خود به خدا توجه داشته باشد و از او غافل نباشد و در سايه اين توجه قلبى، دستورات خدا را انجام دهد و از نافرمانى او اجتناب ورزد. ذكر كثير
«ذكر كثير» به معناى بسيار به ياد خدا بودن و از خدا غافل نشدن است. و به معناى واقعى كلمه، يعنى توجه به خدا با تمام وجود و نه تنها با زبان. كسى را مىتوان اهل ذكر كثير دانست كه در هر حال و در هر شرايط، به ياد خدا باشد و پردههاى غفلت از خدا را كنار بزند و وسوسههاى شياطين را دور سازد و اگر لغزشى از او سر زند، فورا به مقام توبه و جبران آيد، تا از صراط مستقيم الهى فاصله نگيرد. مقام اهل ذكر كثير يك مقام رفيع و برتر است. همانگونه كه در روايت ابو سعيد خدرى آمده است كه از پيامبر اسلام سؤال شد: در قيامت، مقام كدام يك از بندگان خدا از همه برتر است؟ فرمود: «اَلذّاكِرُونَ اللّهَ كَثِيرا؛ كسانى كه خدا را بسيار ياد مىكنند.» ابو سعيد مىگويد كه عرض كردم: آيا آنها از رزمندگان در راه خدا نيز والامقامترند؟ فرمود: «لَوْ ضَرَبَ بِسَيْفِهِ فِى الْكُفّارِ وَالْمُشْرِكِينَ حَتّى يَنْكَسِرَ وَيَخْتَضِبَ دَما لَكانَ الذّاكِرُونَ اللّهَ اَفْضَلَ دَرَجَةً مِنْهُ؛ اگر [رزمنده] با شمشيرش آنقدر بر پيكر كفّار و مشركين بزند كه شمشيرش بشكند و با خون رنگين شود، باز هم مقام ذاكران خدا از مقام او برتر است.» در اين حديث، مقام اهل ذكر كثير از مقام رزمندگان اسلام نيز بالاتر و برتر معرفى شده است. دليل آن نيز اين است كه جهاد خالصانه، بدون ياد خدا و توجّه به او ممكن نيست. در كلمات مفسّران قرآن و روايات اسلامى، تفسيرهاى گوناگونى براى ذكر كثير بيان شده كه ظاهرا همه آنها از قبيل بيان مصداق است و مفهوم وسيع ذكر كثير (بسيار به ياد خدا بودن) شامل همه آنها مىشود. بعضى از مفسّران گفتهاند: «ذكر كثير آن است كه در حال قيام و قعود و به هنگامى كه به بستر مىرود، ياد خدا كند.» ودر كلمات بعضى از مفسّران قرآن، ذكر كثير به ذكر صفات عليا و اسماء حسنى و تنزيه پروردگار از آنچه شايسته او نيست، يا مانند آن تفسير شده است. در حديثى از پيامبر اسلام صلىاللهعليهوآله چنين نقل شده است: «اِذا اَيْقَظَ الرَّجُلُ اَهْلَهُ مِنَ اللَّيْلِ وَتَوَضَّئا وَصَلَّيْا كُتِبا مِنَ الذاكِرِينَ اللّهَ كَثِيرا وَالذّاكِراتِ؛ هرگاه مرد همسرش را شبانگاه بيدار كند و هر دو وضو بگيرند و نماز (شب) بخوانند، از مردان و زنانى خواهند بود كه بسيار ياد خدا مىكنند.» در تفسير آياتى از قرآن كه به ذكر كثير دستور داده يا آن را از صفات مؤمنان شمردهاند، رواياتى وارد شده است كه آن آيات را با تسبيح فاطمه عليهاالسلام تطبيق داده و از مصاديق ذكر كثير شمردهاند. البته درست است كه ذكر كثير به معناى توجه قلبى به خدا و بلكه توجّه با تمام وجود به او است و تسبيح فاطمه عليهاالسلام در ظاهر تنها چند ذكر لفظى و زبانى است كه در مجموع صد بار تكرار مىشود، ولى اگر همين ذكرهاى زبانى، با توجه كامل ادا شود، مىتواند مقدمه توجّه قلبى قرار گيرد. همانگونه كه در نماز و امثال آن نيز مطلب از اين قرار است. در ادامه بحث ضمن ارائه برخى از آيات كه درباره ذكر نازل شدهاند، به رواياتى از معصومان عليهمالسلام اشاره مىكنيم كه مصداق ذكر كثير را تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام معرفى كردهاند. تسبيح فاطمه عليهاالسلام از مصاديق ذكر كثير
1. خداى مهربان، پس از بيان بزرگترين نعمت الهى، يعنى رسالت پيامبر عظيم الشأن اسلام كه مردم را با تعليم و تزكيه به راه صحيح هدايت مىكند، مىفرمايد: «فَاذْكُرُونِىآ أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِى وَ لاَ تَكْفُرُونِ »؛ «پس به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم. و شكر مرا گوييد و (در برابر نعمتهايم) كفران نكنيد.» بديهى است كه منظور از اين آيه، وجود يك حالت عاطفى ميان خدا و بندگان نيست، آنگونه كه در ميان انسانها معمول است كه به همديگر مىگويند: «به ياد ما باشيد تا به ياد شما باشيم»؛ بلكه اشاره به يك اصل تربيتى و تكوينى است. «به ياد من باشيد» يعنى به ياد ذات پاكى كه سرچشمه تمام خوبيها و نيكيها است، باشيد و بدين وسيله روح و جان خود را پاك و آماده پذيرش رحمت پروردگار سازيد. توجه به اين ذات پاك، بنده را در فعاليتهايش مخلصتر، متحدتر و نيرومندتر مىسازد. منظور از «ذكر خدا» تنها يادآورى به زبان نيست، بلكه منظور اين است كه بنده با تمام دل و جان به ذات پاك خدا توجه داشته باشد؛ توجهى كه انسان را از گناه باز مىدارد و به اطاعت از دستورات او دعوت مىكند. در ذيل اين آيه، محمّد بن مسلم از امام باقر عليهالسلام روايت كرده است كه فرمود: «تَسْبِيحُ فاطِمَةَ عليهاالسلام مِنْ ذِكْرِ اللّهِ الْكَثِيرِ الَّذِى قال اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ «فَاذْكُرُونِىآ أَذْكُرْكُمْ»؛ تسبيح فاطمه عليهاالسلام از [اقسام] در تفسير آياتى از قرآن كه به ذكر كثير دستور داده يا آن را از صفات مؤمنان شمردهاند، رواياتى وارد شده است كه آن آيات را با تسبيح فاطمه عليهاالسلام تطبيق داده و از مصاديق ذكر كثير شمردهاند ذكر بسيار است كه خدا [به آن دستور داده و] فرموده است كه به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم.» ازاين حديث چنين استنباط مىشود كه تسبيح حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ، مصداقى از ذكر كثير خدا است. شايد منظور اين باشد كه گفتن تسبيح فاطمه عليهاالسلام اگر همراه با توجّه قلبى باشد، مصداق ذكر كثير است. 2. قرآن كريم پس از مذمّت شاعران بىهدف، مىفرمايد: «إِلاَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّــلِحَـتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُواْ مِن بَعْدِ مَا ظُـلِمُواْ»؛ «مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دهند و خدا را بسيار ياد كنند و به هنگامى كه مورد ستم واقع شوند، به دفاع از خويشتن [و مؤمنان] برخيزند [و از شعر در اين راه كمك گيرند].» در اين آيه شريفه، چهار صفت شاعران با هدف بيان شده است: 1. ايمان؛ 2. عمل صالح؛ 3. بسيار به ياد خدا بودن و 4. با نيرو گرفتن از قدرت شعر، در برابر ستمها به پا خواستن. در تفسير اين آيه آمده است كه شخصى از امام صادق عليهالسلام پرسيد: مراد از ذكر كثير در اين آيه چيست؟ حضرت فرمود: «مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فاطِمَةَ عليهاالسلام فَقَدْ ذَكَرَ اللّهَ الذِّكْرَ الْكَثِيرَ؛ هر كس با تسبيح فاطمه عليهاالسلام تسبيح گويد، در حقيقت خدا را با ذكر كثير ياد كرده است.» 3. خداوند در قرآن كريم مىفرمايد: «إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَـتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَـتِ وَ الْقَـنِتِينَ وَ الْقَـنِتَـتِ وَ الصَّـدِقِينَ وَ الصَّـدِقَـتِ وَ الصَّـبِرِينَ وَالصَّـبِرَ تِ وَ الْخَـشِعِينَ وَ الْخَـشِعَـتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقَـتِ وَ الصَّـآلـءِمِينَ وَالصَّـآلـءِمَـتِ وَ الْحَـفِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَـفِظَـتِ وَ الذَّ كِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَ الذَّ كِرَ تِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظِيمًا »؛ «به يقين، مردان مسلمان و زنان مسلمان، و مردان با ايمان و زنان با ايمان، و مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، و مردان راستگو و زنان راستگو، و مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا، و مردان با خشوع و زنان با خشوع، و مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، و مردان روزه دار و زنان روزه دار، و مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار ياد خدا مىكنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است.» جمعى از مفسران گفتهاند: هنگامى كه «اسماء بنت عميس» همراه شوهرش «جعفر بن ابى طالب» از «حبشه» بازگشت و به ديدن همسران پيامبر آمد، يكى از سؤالاتى كه مطرح كرد، اين بود كه آيا چيزى از آيات قرآن درباره زنان نازل شده است؟ آنها در پاسخ گفتند: نه! «اسماء» به خدمت پيامبر صلىاللهعليهوآله آمد و عرض كرد: «اى رسول خدا! جنس زن گرفتار خسران و زيان است!» پيامبر فرمود: «چرا؟» عرض كرد: «به خاطر اينكه در اسلام و قرآن فضيلتى درباره آنها همانند مردان نيامده است.» اينجا بود كه آيه فوق نازل شد. (و به زنها اطمينان داد كه زن و مرد در پيشگاه خدا از نظر قرب و منزلت يكساناند. مهم آن است كه از نظر اعتقاد و عمل و اخلاق اسلامى واجد فضيلت باشند.) در رابطه اينكه منظور از ذكر كثير در اين آيه چيست، در روايات اسلامى و كلمات مفسّرين، تفسيرهاى گوناگونى بيان شده است؛ ولى همانگونه كه در گذشته نيز گفته شد، ظاهرا همه آن تفسيرها از قبيل بيان مصداق است و مفهوم وسيع اين كلمه، شامل همه آنها مىشود. در حديثى از امام صادق عليهالسلام چنين روايت شده است: «مَنْ باتَ عَلى تَسْبِيحِ فاطِمَةَ عليهاالسلام كانَ مِنَ «الذّاكِرِينَ اللّهَ كَثِيرا وَالذّاكِراتِ»؛ كسى كه با تسبيح فاطمه عليهاالسلام بخوابد، از [مصاديق اين آيه شريفه كه مىفرمايد:] «مردان و زنانى كه خدا را فراوان ياد مىكنند» مىباشد.» ملاحظه مىشود كه در اين حديث، گوينده تسبيح فاطمه عليهاالسلام ـ اعم از مرد و زن ـ از مصاديق بسيار ذكر كنندگان شمرده شده است. 4. قرآن كريم مىفرمايد: «يَـآأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً »؛ «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خدا را بسيار ياد كنيد، و صبح و شام او را تسبيح گوييد.» اين آيه، همه مؤمنان را موظّف مىكند كه در همه حال به ياد خدا باشند؛ يعنى اى مؤمنان! به هنگام عبادت، او را ياد كنيد و حضور قلب و اخلاص داشته باشيد. به هنگام حضور در صحنههاى گناه، او را ياد كنيد و چشم بپوشيد. اگر لغزشى روى داد، توبه كنيد و به راه حق بازگرديد. به هنگام نعمت، ا و را ياد كنيد و شكرگزار باشيد. به هنگام بلا و مصيبت، او را ياد كنيد و صبور و شكيبا باشيد. خلاصه، ياد او را در هيچ صحنهاى از صحنههاى زندگى فراموش نكنيد. همانگونه كه از سياق آيات استفاده مىشود؛ منظور از «تسبيح خدا در هر صبح و شام» همان دوام تسبيح است. و ذكر خصوص اين دو وقت، به عنوان آغاز و پايان روز مىباشد. و اينكه بعضى آن را به نماز صبح و عصر و يا مانند آن تفسير كردهاند، باز از قبيل ذكر مصداق است. اسماعيل بن عمار مىگويد: به امام صادق عليهالسلام عرض كردم كه حدّ و اندازه ذكر كثير (ذكر بسيار) كه خداوند در قرآن فرموده است، چقدر است؟ فرمود: «اِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلىاللهعليهوآله عَلَّمَ فاطِمَةَ عليهاالسلام اَنْ تُكَبِّرَ اَرْبَعا وَثَلاثِينَ تَكْبِيرَةً وَتُسَبِّحَ ثَلاثا وَثَلاثِينَ تَسْبِيحَةً وَتُحَمِّدَ ثَلاثا وَثَلاثِينَ تَحْمِيدَةً فَاِذا فَعَلْتَ ذَلِكَ بِاللَّيْلِ مَرَّةً وَبِالنَّهارِ مَرَّةً فَقَدْ ذَكَرْتَ اللّهَ ذِكْرا كَثِيرا؛ رسول خدا صلىاللهعليهوآله به فاطمه عليهاالسلام ياد داد كه 34 بار تكبير، 33 بار تسبيح و 33 بار تحميد بگويد. پس اگر تو يك بار شب و يك بار روز اين كار را انجام دهى، در حقيقت خدا را با ذكر بسيار ياد كردهاى.» البته بايد توجه داشت كه منظور از ذكر بسيار اين نيست كه شخصى آن را به زبان بگويد، ولى در صحنه زندگى يادى از خدا نكند و مرتكب گناه شود؛ بلكه همانگونه كه در گذشته اشاره شد، منظور از ذكر كثير آن است كه بنده در همه حال به ياد خدا باشد و هرگز او را فراموش نكند. تسبيح فاطمه عليهاالسلام نيز در مرحله لفظ و ذكر زبانى از مصاديق ذكر كثير است كه خود مقدمه ذكر قلبى و به ياد خدا بودن است و آن نيز مقدمه انجام وظايف بندگى و ترك معصيت مىباشد. فضيلت تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام
در خاتمه براى تكميل مطلب، نظر خوانندگان عزيز را به چند حديث درباره اهميت تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام جلب مىكنيم: 1. از امير مؤمنان على عليهالسلام روايت شده است كه فرمودند: «فَوَ اللّهِ ما تَرَكْتُهُنَّ مُنْذُ عَلَّمَنِيهِنَّ رَسُولُ اللّهِ؛ به خدا سوگند! از آن روزى كه رسول خدا آن ذكرها را به من ياد داده است، هيچگاه آنها را ترك نكردهام.» شخصى پرسيد: حتّى در شبهاى جنگ صفين هم ترك نكردهاى؟! فرمود: «نَعَمْ وَلا لَيْلَةَ صِفَّيْنِ؛ آرى! حتى در شبهاى جنگ صفين هم ترك نكردهام.» 2. از امام باقر عليهالسلام روايت شده است: «ما عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْىءٍ مِنَ التَّحْمِيدِ اَفْضَلَ مِنْ تَسْبِيحِ فاطِمَةَ عليهاالسلام وَلَوْ كانَ شَيْىءٌ اَفْضَلَ مِنْهُ لَنَحَلَهُ رَسُولُ اللّهِ فاطِمَةَ عليهاالسلام ؛ از جهت حمد و ذكر، خدا با چيزى بهتر از تسبيح حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام عبادت نشده است. اگر عملى بهتر از آن بود، پيامبر خدا آن را به زهرا عليهاالسلام عطا مىكرد.» 3. در روايت ديگرى از آن حضرت نقل شده است: «مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فاطِمَةَ عليهاالسلام ثُمَّ اسْتَغْفَرَ غُفِرَ لَهُ وَهِىَ مِائَةٌ بِالّلِسانِ وَاَلْفٌ فِى الْمِيزانِ وَتَطْرُدُ الشَّيْطانَ وَتُرْضِىَ الرَّحْمانَ؛ هر كس تسبيح حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام را بگويد و بعد از آن استغفار نمايد، بخشيده مىشود. و آن در زبان صد ذكر است؛ ولى در ميزان اعمال هزار به حساب مىآيد. شيطان را دور مىكند و خدا را راضى مىنمايد.» 4. از امام صادق عليهالسلام روايت شده است: «مَنْ سَبَّحَ اللّهَ فِى دُبُرِ الْفَرِيضَةِ تَسْبِيحَ فاطِمَةَ الْمِائَةَ مَرَّةً وَاَتْبَعَها بِلا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ مَرَّةً غُفِرَ لَهُ؛ هر كس پس از نماز واجب، با تسبيح فاطمه عليهاالسلام صد بار به تسبيح خدا بپردازد، و به دنبال آن يك بار «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» بگويد، آمرزيده مىشود.» 5. در حديث ديگرى از آن حضرت روايت شده است: «تَسْبِيحُ فاطِمَةَ عليهاالسلام فِى كُلِّ يَوْمٍ فِى دُبُرِ كُلِّ صَلاةٍ اَحَبُّ اِلَى اللَّهِ مِنْ صَلاةِ اَلْفِ رَكْعَةٍ فِى كُلِّ يَوْمٍ؛ تسبيح فاطمه زهرا هر روز بعد از هر نماز، از هزار ركعت نماز در هر روز، نزد خدا محبوبتر است.» 6. از امام صادق عليهالسلام روايت شده است: «مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ عليهاالسلام فِى دُبُرِ الْفَرِيضَةِ قَبْلَ اَنْ يَثْنِىَ رِجْلَيْهِ غَفَرَ اللّهُ لَهُ؛ هر كس بعد از نماز واجب، پيش از آنكه پاهاى خود را جفت كند (قبل از به هم خوردن حالت جلوس تشهد و سلام)، تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام بگويد، خداوند او را مىآمرزد.» از اين احاديث معلوم مىشود كه گفتن تسبيح حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ارزش فوق العادهاى دارد و بهترين زمان گفتن آن، بعد از نماز واجب، بدون فاصله و پيش از به هم خوردن حالت نماز مىباشد. |
فهرست اصلي آرشيو موضوعي
اشعار
نماز ها چرا نماز؟ احکام نماز آموزش نماز مناسبت ها دریافت فایل سخن بزرگان معرفی کتاب قرآن و حدیث اعمال ماه ها آرشیو تصاویر اطلاعیه ها نظرات جالب دانلود نرم افزار پرسش و پاسخ لینک های مفید نمازدر سخن گهربار بزرگان پژوهش و مقاله ها داستان های آموزنده تاثیرات نماز بر بیماری ها بايگاني کل مطالب
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 مطالب پيشين شب سرنوشت آغاز شبهاي قدر در جمعه 20 شهریور1388 ویژه نامه ماه مبارک رمضان در چهارشنبه 11 شهریور1388 خوف و رجا در دوشنبه 9 شهریور1388 در جمعه 30 مرداد1388 همراهان نماز در دوشنبه 26 مرداد1388 ميلاد مسعود و خجسته امام زمان (عج) مبارک باد در پنجشنبه 15 مرداد1388 تسبیح فاطمه علیهاالسلام، مصداقی از ذکر کثیر در پنجشنبه 1 مرداد1388 اسراری از نماز و نیایش در دوشنبه 29 تیر1388 اسراری از نماز و نیایش در جمعه 5 تیر1388 تسنيم وصال در دوشنبه 4 خرداد1388 اسراری از نماز و نیایش در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 همراهان نماز در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388 نماز در پنجشنبه 20 فروردین1388 هفت سین خدا! در پنجشنبه 29 اسفند1387 لوگوي ما منابع
امکانات امار وبلاگ
نظر سنجي
|
حقوق کليه مطالب محفوظ است براي ستاد اقامه نماز. [ Designed by : EleRam.com ]