تبليغاتX

.....۩۩ ستاد اقامه نماز ۩۩.....
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد!               تماس با مدير سايت !                اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!                  لينک RSS

                                                                                                                صفحه خانگي          ارتباط با مدير        علاقه مندي ها          لينک RSS

پيام مدير

کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت
چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت
چه بیخیال نشستم نه کوششی نه تلاشی
فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی
×××××××××××××××××××
بهمن قربانی
متولد:30/11/66
این وبلاگ رادر تاریخ1386.4.12
باکمک خدا وبا کمک دوستان عزیزم برای ترویج دین ونماز خوانی افتتاح کردیم
امید است بتوانیم با افتتاح این وبلاگ گامی برای ترویج دین اسلام برداریم.
انشاالله
مارا ازنظرات مفید خود بی بهره نگذارید .
سلامتی امام زمان صلوات
التماس دعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

مطالب ويژه

پيوندها


گرفتن کارت اهداء عضو از طریق اینترنت
پاك ترين عشق برای تو
.....۩۩ سـتون دین ۩۩.....
بسم الله الرحمن الرحیم
یا حسین (علیه السلام)
يگانه منجي
بهترين روشهاي ترک خود ارضائي
استان قدس رضوي
ترک هوس
شميم گل نرگس
اسرار دل
نگرشی بر ادیان و مذاهب جهان
خادم امام رضا (علیه السلام)
مسجد علی بن ابی طالب روستای فتح آباد
دايركتوري وبلاگها مذهبی
خدا از پس كه پيداست نا پيبداست
پيداي پنهان
گاهشمار تاریخ ایران و جهان
ساقي نامه
مهربان چون تو
محمد رسول الله
نرم افزار مذهبي
آستانه پاسخگوی شبهات
معرفی سایت های مفید
حديث عشق
موزه های آستان قدس رضوی
بهترین کلیپ های ایرانی
محبت و مهربانی (نقل از پیامبران و امامان)
عاشقانه
هیئت دلدادگان حضرت زهرا (س) تبریز
یا عشق ادرکنی
غدير سبز
حرف های نگفته من کم نیست
سردار بزرگ اسلام حاج عماد مغنیه
تاثیر نماز در زندگی فردی و اجتماعی
صلوات کلید بهشت
دعاهاو اذکار الهی
حزب الله آرمی
عاشقان چهارده معصوم
وبگاه شوشتر
نجوم و صلح
حقیقت
پايگاه اطلاع رساني نماز
شیطان خدایی من است
مجله دانشجویی نماز خرم آباد
جهان نامرئی جن
استاذنا
تخصصی حقوق
تا جمعه ظهور

لوگوي دوستان




>
وبلاگ حجت الاسلام پناهيان
"پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته






___________
Supported by: EleRam.com | Persian Softwares.
___________
::ستاد اقامه نماز::
 

همراهان نماز
موضوع: چرا نماز؟

 

در موارد متعددى از آيات قرآن كه نماز مطرح شده، در كنار نماز، فرمان ديگرى نيز آمده است. در برخى موارد، ساير فروع دين و عبادات، و در بعضى آيات صفات و حسنات و شرايط ديگرى به‏عنوان ملازم و همراه نماز ذكر شده است. به اين آيات توجه مى‏كنيم:

 

 1. نماز و امر به معروف و نهى از منكر:

 يا بُنَّى اقم‏الصّلوة و امر بالمعروف و انه عن‏المنكر...

 اى پسرك من، نماز را برپا دار و به كار پسنديده وادار و از كار ناپسند بازدار...(1)

 )آيه 17 سوره لقمان) هم چنين: توبه/ 71

 

2. نماز و تقواى الهى:

 و أن أقيمواالصّلوة و اتّقوه...

 و اين كه نماز برپا داريد و از او بترسيد...

 )انعام/ 72) هم چنين: روم/ 31

 

3. نماز و زكات:

 ... و أقيمواالصّلوة و اتواالزكوة و اقرضوااللّه قرضاً حسناً...

 ... و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و وام نيكو به خدا دهيد.

 )مزمل 20) هم چنين: مائده/ 12

 

4. نماز و اطاعت از خدا و رسول خدا:

 ... و أقيمواالصّلوة و أتواالزّكوة و أطيعواالرّسول لعلّكم ترحمون.

 ... و نماز را برپا كنيد و زكات بدهيد و پيامبر را فرمان بريد تا مورد رحمت قرار گيريد.

 )نور/ 56) هم چنين: احزاب/ 33 و توبه/ 71

 

 5. نماز و انفاق:

 الّذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصّلوة و ممّا رزقنهم ينفقون

 آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند و نماز را برپا مى‏دارند و از آن چه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند.

 )بقره/ 3) هم چنين: حج/ 35، فاطر/ 29

 

 6.  نماز و توجه به كيفيت قرار دادن خانه:

 ... و اجعلوا بيوتكم قبله و أقيمواالصّلوة...

 ... و سراهايتان را روبه‏روى هم قرار دهيد و نماز برپا داريد.

 )يونس/ 87)

 

 7. نماز و مشورت:

 والّذين استجابوا لرّبهم و اقامواالصّلوة و أمرهم شورى بينهم...

 و كسانى كه(نداى) پروردگارشان را پاسخ داده و نماز برپا كرده‏اند و كارشان در ميانشان مشورت است...

 )شورى/ 38(

 

 8. نماز و كتاب الهى:

 تلاوت: انّ‏الّذين يتلون كتب‏اللّه و أقامواالصَّلوة...

 كسانى كه كتاب خدا را مى‏خوانند و نماز برپا مى‏دارند....

 )فاطر/ 29)

 

 والّذين يمسّكون بالكتب و اقامواالصّلوة انّا لا نضيع أجر المصلحين.

 و كسانى كه به كتاب (آسمانى) چنگ در مى‏زنند و نماز برپا داشته‏اند. (بدانند كه ) ما اجر درستكاران را تباه نخواهيم كرد.

 )اعراف/ 170)

 

9. نماز و قربانى:

 فصلّ لرّبك وانحر

 پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن.

 )كوثر/ 2(

 

 10. نماز و هجرت:

 ربّنا انّى اسكنت من ذرّيتى بوادٍ غير ذى زرعٍ عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيمواالصّلوة...

 پروردگارا، من (يكى از) فرزندانم را در دره‏اى بى‏كشت، نزد خانه محترم تو، سكونت دادم، پروردگارا تا نماز را به پا دارند...

 )ابراهيم/ 37(

 

 11. نماز و خشوع :

 و استعينوا بالصّبر و الصّلوة و انّها لكبيرة الاّ على الخاشعين.

 از شكيبايى و نماز يارى جوييد. و به راستى اين (كار) گران است، مگر بر فروتنان.

 )بقره/ 45)، هم چنين: مؤمنون/ 1و2

 

12. صبر بر نماز:

 و أمر اهلك بالصّلوة و اصطبر عليها...

 و كسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شكيبا باش.

 )طه/ 132)

 

 13. نماز و صبر بر مصيبت‏ها:

 الّذين اذا ذكراللّه و جلت قلوبهم والصبرين على ما اصابهم والمقيمى الصّلوة..

 همانان كه چون (نام) خدا ياد شود، دل‏هايشان خشيت يابد و ( آنان كه )هر چه بر سرشان آيد صبرپيشگانند و برپادارندگان نمازند.

 )حج/ 35) هم چنين: لقمان/ 17، رعد: 22

 

14.  دعوت اهل خود به نماز:

 و أمر اهلك بالصلوة و اصطبر عليها...

 و كسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شكيبا باش.

 )طه/ 132) هم چنين: لقمان/ 17 و مريم/55

 

 15. تعقيبات نماز:

 فاذا قضيتم الصّلوة فاذكروااللّه قِيماً و قعوداً و على جنوبكم...

 و چون نماز را به جاى آورديد خدا را ]در همه حال[ ايستاده و نشسته و بر پهلو آرميده ياد كنيد.

 )نساء/ آيه 103)

 

 16


::متن کامل::

 مطلب شماره 465 | توسط بهمن قربانی در دوشنبه 26 مرداد1388 |  
اسراری از نماز و نیایش
موضوع: چرا نماز؟

 

. نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با همۀ مراتب خضوع و خشوع. [در محضر بهجت:1/222]

84. نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! [در محضر بهجت:1/222]

85. نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می شود. [در محضر بهجت:2/377]

86. تمام لذتها روحی است؛ و آن چه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است. [در محضر بهجت:2/392]

87. قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است. [نکته های ناب: 78]

88. نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد. [نکته های ناب: 82]

89. ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می کنیم؛ و بعد به سجده و خاک بر می گردیم. [نکته های ناب:83]

90. شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه ساز نماز بعدی باشد.[نکته های ناب:81]

91. قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.[نکته های ناب:83]

92. سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟

جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.[به سوی محبوب:62]

93. سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید![به سوی محبوب:63]

94. اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر (عج) است.[به سوی محبوب:64]

95. گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه![به سوی محبوب:68]

96. سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟

جواب: با قرائت آیۀ آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.] [به سوی محبوب:77]

97. سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77]

98. از آیِۀ شریفۀ (اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ [عنکبوت:45] نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد.) استفاده می شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر: کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی کند، واقعاً نمازش نماز نیست!) [در محضر بهجت:2/83]

99. این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.[برگی از دفتر آفتاب:133]

100. یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم![برگی از دفتر آفتاب:133]

101. اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطۀ خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است![برگی از دفتر آفتاب:139]

102. همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است! [در محضر بهجت:1/122]

103. همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین! [در محضر بهجت:1/283]

104. سؤال: می خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم.

جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست![به سوی محبوب:62]

105. سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.[فیضی از ورای سکوت:77]

106. سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟

جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.[به سوی محبوب:63]

107. سؤال: مستدعی است جملۀ کوتاه و رسایی دربارۀ نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.

جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتبۀ عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم السلام) است: (الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن: نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...[به سوی محبوب:64]

108. اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره مند نشود، در عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلواخوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی شوند.[نکته های ناب:82]

109. در کلمات امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ: بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می باشد.)

مشاهده کرده ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند! [در محضر بهجت:1/92]

110. از حدیث (تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.) بر می آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم. [در محضر بهجت:1/350]

111. سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم؛ علاج آن چیست؟

جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ (فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه: این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!)[به سوی محبوب:70]

112. معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است![در خلوت عارفان:103]

113. وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ باز می گردد، اولین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحیۀ او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: (اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَیَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام: خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیۀ تو است و به سوی تو باز می گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیۀ خود تحیّت گوی!)[نکته های ناب:83]

114. چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و همۀ بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛ ولی ما چه می دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که: (لَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه: اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی گرداند!)[نکته های ناب:84]

115. ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزلۀ کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.[نکته های ناب:84]

116. در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می کند، خالق هم با او خلوت کرده است![نکته های ناب:88]

117. بلی می شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً: خداوندا، زن شایسته ای را روزی من کن!) یا بگوید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً: خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!)[فریادگر توحید:213]


 مطلب شماره 459 | توسط بهمن قربانی در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 |  
همراهان نماز
موضوع: چرا نماز؟

 

در موارد متعددى از آيات قرآن كه نماز مطرح شده، در كنار نماز، فرمان ديگرى نيز آمده است. در برخى موارد، ساير فروع دين و عبادات، و در بعضى آيات صفات و حسنات و شرايط ديگرى به‏عنوان ملازم و همراه نماز ذكر شده است. به اين آيات توجه مى‏كنيم:

 

 1. نماز و امر به معروف و نهى از منكر:

 يا بُنَّى اقم‏الصّلوة و امر بالمعروف و انه عن‏المنكر...

 اى پسرك من، نماز را برپا دار و به كار پسنديده وادار و از كار ناپسند بازدار...(1)

 )آيه 17 سوره لقمان) هم چنين: توبه/ 71

 

2. نماز و تقواى الهى:

 و أن أقيمواالصّلوة و اتّقوه...

 و اين كه نماز برپا داريد و از او بترسيد...

 )انعام/ 72) هم چنين: روم/ 31

 

3. نماز و زكات:

 ... و أقيمواالصّلوة و اتواالزكوة و اقرضوااللّه قرضاً حسناً...

 ... و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و وام نيكو به خدا دهيد.

 )مزمل 20) هم چنين: مائده/ 12

 

4. نماز و اطاعت از خدا و رسول خدا:

 ... و أقيمواالصّلوة و أتواالزّكوة و أطيعواالرّسول لعلّكم ترحمون.

 ... و نماز را برپا كنيد و زكات بدهيد و پيامبر را فرمان بريد تا مورد رحمت قرار گيريد.

 )نور/ 56) هم چنين: احزاب/ 33 و توبه/ 71

 

 5. نماز و انفاق:

 الّذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصّلوة و ممّا رزقنهم ينفقون

 آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند و نماز را برپا مى‏دارند و از آن چه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند.

 )بقره/ 3) هم چنين: حج/ 35، فاطر/ 29

 

 6.  نماز و توجه به كيفيت قرار دادن خانه:

 ... و اجعلوا بيوتكم قبله و أقيمواالصّلوة...

 ... و سراهايتان را روبه‏روى هم قرار دهيد و نماز برپا داريد.

 )يونس/ 87)


::متن کامل::

 مطلب شماره 458 | توسط بهمن قربانی در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388 |  
نماز
موضوع: چرا نماز؟

 

ذره‏اى بى‏نهايت كوچك، در فضايى بس گسترده بودم. خود را بى‏پناه احساس مى‏كردم. نه قدرتى داشتم كه بر خود مسلط شوم و سكون يابم و نه در مقابل تلاطم و هياهوى جنجالى محيط پيرامون، توان مقابله و حفظ خويشتن خويش داشتم. آواره بودم و سرگردان، تشويش و نگرانى، آينده‏ام را تاريك ساخته بود.

 نمى‏دانستم چه كنم و به كدامين سو، راه خود را پيش گيرم. در انتظار نشسته بودم؛ و در اين انديشه كه بايد نگرانى و اضطراب پايان يابد. بايد از اين همه تحقير و بيگانگى از خود و در هم شكستگى، رها شوم. اما چگونه؟ گوش به زنگ، چشمان در انتظار، همانند هر منتظر نگرانِ چشم‏به‏راه،صداهايى پيرامون ‏تن ‏لرزيده‏ام ‏مى‏پيچيد و هر از گاهى مرا به سوى خود فرا مى‏خواند و با ظاهر فريبنده‏اش قصد ربودنم را داشت. من ذره‏ام به دنبال قدرت بودم. قطره‏ام دنبال اقيانوس، تا با اتصالم بر آن، قوى شوم و همانند آن آرام گيرم.

 

 گاهى خيال مى‏كنم كه اين صداهاى پيچيده در پيرامونم، مرا آرامش خواهند داد. لرزش را از من دور و سكون و آرامش، به من خواهد بخشيد. ليك، با اندك نزديكى به آن، احساس دورى در من پيدا مى‏شود و سرگردان‏تر مى‏گردم. چيزى از اسارت من نكاست، بلكه قيدهاى اسارت بر گردنم زيادتر شد. انتظار، صد افزون شد تا در ميان صداها كه از هر سو به سراغ من مى‏آيند نداى دلنشينم را دريابم. لحظه‏ها مى‏گذرد. من بى‏تابى‏ام افزون‏تر و انتظارم بيش‏تر مى‏شود. ديگر فراق را تحمل نيست. ناگهان ندايى سر داده مى‏شود كه بوى اميد از آن مى‏آيد و نويد پايان انتظار را دارد. آن ندا خيلى جذاب است. گويى در كنارم با من است، اما من غافل و بى‏خبر. كيست، چيست، كه اين چنين آرامش و سكون را برايم به ارمغان مى‏آورد؟ آرى اين مؤذن است كه بر بالاى بام عشق، نام معشوقم «اللّه»را با توصيف به بزرگى بر زبان جارى مى‏كند.

 الله‏اكبر! گويا از ذره بودن، بوى خلاصى و از قطره بودن بوى نجات مى‏آيد. از شوقِ شنيدن نام يار، سر به راه به سوى او مى‏روم. تا آن كه بر در جايگاهى كه اذان گفته شد، برسم. حال با دلى سرشار از اراده و تصميم و مملو از عشق و ارادت سر به آستان بايد گذاشت و بايد از خود گذشت و تسليم معبود خويش شد.

 بايد به نماز ايستاد؛ بايد با خدا بدون واسطه سخن گفت. آرى بايد نماز خواند، نماز:

 محنت اين سرا بكش، ريح نجات مى‏رسد

 در ظلمات صبر كن، آب حيات مى‏رسد

 گر تو كنى به دوست رو، تن بدهى به حكم او

 صد مددش به جان تو از جذبات مى‏رسد

 بهر حلاوت حيات، تن به نبات عشق ده

 چوب، چو در شكر رسد، شاخ نبات مى‏شود

 بار صلات را بكش، تلخى صوم را بچش

 بهر صلات و صوم از او، صد صلوات مى‏رسد

 حج بگذار اگر تو را هست توان و طاقتى

 در ره كعبه حاج را، صد بركات مى‏رسد

 عشق بورز اى پسر، در ره عشق باز سر

 كشته عشق دوست را، تازه حيات مى‏رسد

 در ره حق ثبات ورز تا برسى به دوست فيض

 عذر فتور خواستن، كى به ثبات مى‏رسد(1)

 

 گفت پيغمبر، ركوع است و سجود

 بر در حق كوفتن، حلقه وجود

 حلقه آن در، هر آن كو مى‏زند

 بهر او، دولت سرى بيرون كند(2)

 

 نماز، محبوب عارفان، بهشت خلوص اُنس و معراج‏السالكين و صلوةالعارفين است. نماز، موهبت و سرچشمه فيض است كه لايزال در اختيار ما قرار داده است.

 نماز، دروازه‏اى است، گشاده به عرصه پهناور و مصفا. دريغ است كه آدمى عمرى را در جوار بهشت مصفايى بگذراند و سرى بدان نكشد و عزيزان و دلبندان خود را بدان سوق ندهد.

 هيچ وسيله‏اى مستحكم‏تر و دائم‏تر از نماز براى ارتباط ميان انسان با خدا نيست. نماز ستون دين است. اسلام در حكم يك بناى برافراشته و يك ساختمان هماهنگ و پابرجاست و در ميان معارف اسلامى، تنها نماز است كه نقش اساسى را در حفظ آن ايفا مى‏كند و حكم ستون براى اين مجموعه دارد. بدين ترتيب به آنان كه نمازشان ترك شده است، يا از اول تارك‏الصلوة بوده‏اند و آنان كه نمازشان فقط ايستادن و خم شدن و سر بر مهر گذاردن است و از روح و محتواى نماز بهره‏اى نبرده‏اند، بايد گفت كه: گنجينه بس ارزشمندى را از دست داده‏ايد و بر مابقى معارف و دستورهاى دينى خود لطمه وارد ساخته‏ايد.

 اما اين نماز حقيقتى است كه رسول خدا را به معراج برد و مؤمنين را به معراج مى‏برد. نماز دومين اصلى است كه همه انبياى  الهى و خود قرآن نيز بعد از ايمان به خدا برشمرده است.

 نماز نور چشم مؤمن است.

 

پی نوشت ها

1. ديوان فيض كاشانى

2.مولوى

 مطلب شماره 457 | توسط بهمن قربانی در پنجشنبه 20 فروردین1388 |  
راز آیه "ایاك نعبد و ایاك نستعین" در نماز
موضوع: چرا نماز؟

 

راز آیه "ایاك نعبد و ایاك نستعین" در نماز

اياك نعبد و اياك نستعين

چرا در آیه "ایاك نعبد و ایاك نستعین" نون جمع آمده است؟

مفسران در این كه آیه شریفه "ایاك نعبد و ایاك نستعین" «متكلم به» نون جمع است و نمازگزار، در مقام فروتنى و شكستگى؛ چند وجه آورده‌اند، و نیكوترین آنها اینست كه: امام رازى در تفسیر كبیر آورده است. و خلاصه آن چنین است كه:

در شریعت مطهر "اسلام" كسى كه چند جنس گوناگون را در یك معامله بفروشد، و برخى از آنها معیوب باشد، مشترى مى‌تواند، یا همه آنها را بخرد، و یا همه آنها را پس بدهد .اما اختیار ندارد كه معیوب‌ها را پس بدهد و بى عیب‌ها را بردارد و در این مورد، چون نمازگزارى بیند كه عبادت او معیوب و ناقض است، آن را به تنهایى به پیشگاه پروردگار عرضه نمى‌كند، بلكه آن را به انضمام عبادت همه عبادت كنندگان: از انبیا و اولیا و نیكان ضمن یك معامله عرضه مى‌دارد. بدان امید، كه عبادت او در این ضمن پذیرفته شود. زیرا كه تمامى آن عبادات رد نمى‌شود. زیرا هرگاه، برخى پذیرفته شوند، برخى پذیرفته نشوند. پذیرفتن سالم و نپذیرفتن معیوب، تبعیض در یك صفقه (عقد ربیع) است و این، موردى است كه پروردگار، بندگان خویش را از آن، باز داشته است . پس، چگونه شایسته كرم پروردگارى اوست؟ او راهى جز پذیرش همه در پیش ندارد و مراد حاصل است .

 

منبع:

كشكول شیخ بهایی، دفتر اول، با تصرف .

 مطلب شماره 441 | توسط بهمن قربانی در جمعه 27 دی1387 |  
تاریخچه پیدایش نماز
موضوع: چرا نماز؟

 

تاریخچه پیدایش نماز

نماز

# نماز از چه زمانى به وجود آمد؟ آیا از اول خلقت بر انسان واجب بوده یا تنها مسلمانان مأمور به آن بوده‌اند، اگر وجود داشته كیفیت و كمیت آن چگونه بوده است؟

 یكى از چیزهایى كه همه پیامبران الهى به آن دعوت مى‌كردند «پرستش خداوند» است. قرآن كریم از زبان پیامبران نقل مى‌كند كه به امّت‌هایشان مى‌گفتند:

«اعبدوالله؛ خدا را پرستش كنید» (مائده، آیه72 و 117؛ اعراف، آیه59 و 65 و 73 و 85؛ هود، آیه50 و 61 و 84 و...)

اصل عبادت و پرستش خداوند در همه شریعت‌هاى الهى وجود داشته، ولى شكل و كیفیت آن متفاوت بود.

از قرآن ‌كریم استفاده مى‌شود كه ‌نماز در امّت‌هاى پیشین هم بوده است؛ همه پیامبران از حضرت آدم تا حضرت خاتم نماز مى خواندند،اما از چگونگى آن اطلاع دقیقى در دست نیست.

خداوند متعال خطاب به حضرت موسى علیه السلام مى‌فرماید: « إنّنى أنا اللَّه لآ إلـهَ إلاّ أنا فاعبدنى و أقم الصّلوة لذكرى؛ من «الله» هستم، معبودى جز من نیست؛ مرا بپرست و نماز را براى یاد من بر پادار» (طه/14)

هم‌چنین قرآن كریم به نقل از حضرت عیسى علیه السلام مى‌فرماید:

«و جعلنِى مبارَكًا أینَ ما كُنتُ و أوصَانى بالصّلوة و الزَّكوة مادُمتُ حیًّا؛ و مرا وجودى پر بركت قرار داده، در هر كجا باشم و [خداوند] مرا به نماز و زكات توصیه كرده مادامى كه زنده‌ام» (مریم/31)

از این آیات شریف روشن مى‌شود كه نماز در مكتب دو پیامبر بزرگ الهى ـ موسى و عیسى علیهما السلام ـ وجود داشته همان‌گونه كه در مكتب دیگر پیامبران بوده است، چنان‌كه درباره حضرت شعیب علیه السلام آمده است:

«قالوا یا شعیب أصلوتكَ تأمرك أن نَّترك ما یعبد ءابآؤنآ؛ گفتند: اى شعیب! آیا نمازت به تو دستور مى‌دهد كه آنچه را پدرانمان مى‌پرستیدند، ترك كنیم...» (هود/87)

هیچ شریعت و دینى از نماز جدا نبوده گرچه صورت ظاهرى آن تفاوت داشته است.

زرتشتیان، پنج نماز دارند كه در هنگام طلوع آفتاب و ظهر و عصر و اوّل شب و هنگام خواب، بپا مى‌دارند. یهودیان در ساعت سوم و ششم و نهم روز و اوّل و آخر شب و هنگام تناول غذا، دعاهایى دارند. مسیحیان، روز یك‌شنبه و برخى روز شنبه در كلیسا جلسه دعاى دسته‌جمعى تشكیل مى‌دهند.

كیفیت و كمیت نماز در شریعت اسلام با شرایع پیشین متفاوت است، لكن در بیشتر آن آیین‌ها، سجده‌ جزیى از این عبادت محسوب مى‌شود.

علاوه بر تشریع نماز در ادیان الهى، بت‌پرستان نیز در برابر بت‌هایشان، وِردهایى مى‌خوانده‌اند. اعراب جاهلى هم در مقابل كعبه مى‌ایستادند و با كف‌زدن و صوت‌ كشیدن اظهار عبادت مى‌كردند:

«وَمَا كَانَ صَلاَتُهُمْ عِندَ الْبَیْتِ إِلاَّ مُكَآءً وَتَصْدِیَةً؛ و نماز و دعاى آنان نزد آن خانه جز سوت كشیدن و كف زدن نیست» (انفال/35)

نتیجه آن که اصل نماز و عبادت در تمامی ادیان الهی وجود داشته ولی کیفیت و کمیت نماز در دین اسلام با ادیان گذشته تفاوتهای دارد که علت اساسی آن تحریفاتی است که در بسیاری از ادیان سابق صورت گرفته است. 


منبع: کتاب پرسمان قرآنی، بااندکی تصرف.

 مطلب شماره 440 | توسط بهمن قربانی در سه شنبه 24 دی1387 |  
اقامه نماز مؤلفه چه کسانی است؟
موضوع: چرا نماز؟

 

اقامه نماز مؤلفه چه کسانی است؟

نمازگزاران چه کسانی هستند؟نماز؛ نشانه مومن

نماز؛ از ویژگیهای متقیننماز از علامتهای اولوالالباب

نماز از نشانه های محسنیننماز، ویژگی مصلحان

مولفه ای از مخبتیننشانه ای از دانشمندان

و اما نشانه ای از یاران خدا

خدای منان از روی لطف بی پایان بر آدمیان منّت نهاده، به آنها اجازه معراج به عالم ملک و ملکوت عطا فرموده و نماز را نردبان ترقی و ابزار ارتقاء به عالم بالا قرار داده است.

انسان خاکی که همواره اسیر امیال نفسانی و غرایز حیوانی است، به هنگام نماز پرده های ظلمانی جهان ماده را کنار می زند، جاذبه دست و پاگیر کره خاکی را می شکند، موانع نیرومند عالم شغلی را از جلوی پایش بر می دارد         و به جهان بالا راه می یابد، با خدای خود بی واسطه سخن می گوید، و درد دل می نماید و خود را از چنگال نفس و شیطان می رهاند.

نماز اوج معراج انسان، راز و نیاز با خدای سبحان، موجب نزول رحمت یزدان، سنگر مبارزه با نفس و شیطان، بازدارنده انسان از خطا و عصیان، وسیله ی تقرب پارسایان و رمز بندگی مخلصان است.

نمازگزاران چه کسانی هستند؟در قرآن کریم  ضمن آیاتی خدای متعال نمازگزاران واقعی را معرفی می نماید و اینکه اقامه نماز چه تأثیری در زندگی مادی و معنوی انسان دارد را ذکر می کند که بدین وسیله اهمیت اقامه نماز را بیان می دارد.

نماز؛ نشانه مومن" قل لعبادی الذین امنوا یقیمواالصلوة و ینفقوا مما رزقناهم سراً و علانیة من قبل ان یاتی یوم لا بیع فیه ولا خلال." (ابراهیم / 31)

بگو به بندگان من که ایمان آورده اند، نماز را بر پا دارند و از آنچه به آنها روزی داده ایم پنهان و آشکار انفاق کنند، پیش از آن که روزی فرا رسد که نه چیزی توان خرید و نه دوستی کسی "جز خدا" به کار آید .

در این آیه خداوند به وسیله پیامبراکرم(ص) به بندگانی که ایمان آورده اند دستور می دهد که تا روز قیامت او را رها نکنند کهدر آن روز هیچ مجالی برای جبران از دست داده ها نیست و از میان تمام راههایی که به خدا می رسد، اقامه نماز و انفاق – یقیمواالصلوة و ینفقوا – را بیان می کند.چرا که تمام دستورات دیگر (که اصلاح بین خدا و بندگان و بنده با بندگان دیگر است) از این دو رکن منشعب می شود و این تاکیدی دیگر بر اهمیت نماز است.

در جای دیگر می فرماید:

"انماالمومنون الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و… . الذین یقیمون الصلوة و مما رزقناهم ینفقون." (انفال / 2- 3)

مومنان کسانی هستند که چون ذکری از خدا شود، "از عظمت و جلال خدا " دلهایشان ترسان می شود و … . کسانی که نماز را به پا می دارند و از هر چه روزی آنها کردیم انفاق می کنند.

در این آیه از جمله صفات بارز مومنان را اقامه نماز می داند. چرا که وقتی ایمان در دل مستقر گردید، انسان به سوی عبودیت معطوف شده و با اخلاص و خضوع، پروردگار خود را عبادت می کند که از بهترین مظاهر آن نماز است. "وجل" همان حالت خوف و ترسی است که به انسان دست می دهد که سرچشمه آن یکی از این دو چیز است: گاهی به خاطر درک مسئولیتها و احتمال عدم قیام به وظایف لازم در برابر خدا می باشد، و گاهی به خاطر درک عظمت مقام و توجه به وجود بی انتهای او است.مومنان در پرتو احساس مسئولیت و درک عظمت پروردگار و همچنین ایمان فزاینده و بلندنگری توکل، از نظر عمل دارای دو پیوند محکمند، پیوند و رابطه نیرومندی با خدا و پیوند و رابطه نیرومندی با بندگان خدا.


::متن کامل::

 مطلب شماره 415 | توسط بهمن قربانی در چهارشنبه 24 مهر1387 |  
نمازهایی كه رفع تكلیف است
موضوع: چرا نماز؟

 

نمازهایی كه رفع تكلیف است

نماز

اشاره:

دم دمای غروب بود؛ غروب یك روز دل انگیز بهاری، شتابزده و سراسیمه وارد مسجد شد. با عجله وضویی ساخت و به نماز ایستا د. من كه از نزدیك ناظر این منظره بودم نا خود آگاه به یاد حدیثی افتادم از امام صادق علیه السلام كه در واپسین لحظات زندگی به اقوام و كسان خود فرموده بودند:

مردم بدانید هر كه نماز را خوار و سبك بشمارد از شفاعت ما محروم خواهد شد.

یكی از مصادیق كوچك شمردن نماز همین است كه انسان نمازش را در آخر وقت بخواند.

مرحوم سید علی قاضی استاد اخلاق و عرفان علامه طباطبایی روزی خطاب به شاگردانشان بدین مضمون فرموده بودند:

اگر كسی بخواهد به درجات بالایی از عرفان نایل شود راهش این است كه نمازش را در اول وقت بخواند. شما تجربه كنید اگر خلاف این بود مرا تا ابد لعن كنید.

در باب اهمیت اقامه نماز در اول وقت و نیز آثار و پیامدهای سبك شمردن نماز سخن بسیار گفته اند. در این رابطه بخشی از سخنان استاد مطهری را در زیر آورده ایم.این سخنان از زبان عالمی عامل و فرزانه چون استاد شهید مطهری، شنیدنی و نكته آموز است.

                                                                                                                بهمن قربانی

***********

 

«یكی از گناهان، استخفاف نماز یعنی سبك شمردن نماز است. نماز نخواندن یك گناه بزرگ است و نماز خواندن اما نماز را خفیف شمردن، استخفاف كردن، بی اهمیت تلقی كردن گناه دیگری است.

پس از وفات امام صادق علیه السلام، ابوبصیر آمد به ام حمیده تسلیتی عرض كند. ام حمیده گریست.

ابوبصیر هم كه كور بود گریست. بعد ام حمیده به ابوبصیر گفت:

ابوبصیر! نبودی و لحظه آخر امام را ندیدی، جریان عجیبی رخ داد.

شما اگر بخواهید واقعا نماز خوان باشید و بچه هایتان نماز خوان باشند نماز را محترم بشمارید، نمی گویم نماز بخوانید، بالاتر ازنماز خواندن، نماز را محترم بشمارید.

امام در یك حالی فرو رفت كه تقریبا حال غشوه ای بود. بعد چشمهایش را باز كرد و فرمود:

تمام خویشان نزدیك مرا بگوئید بیایند بالای سر من حاضر شوند. ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت كردیم. وقتی همه جمع شدند، امام در همان حالات كه لحظات آخر عمرش را طی می كرد یك مرتبه چشمش را باز كرد، رو كرد به جمعیت و همین یك جمله را گفت: «ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلوة» هرگز شفاعت ما به مردمی كه نماز را سبك بشمارند، نخواهد رسید. این را گفت و جان بجان آفرین تسلیم كرد.

امام نفرمود كه شفاعت ما به مردمی كه نماز نمی خوانند نمی رسد آن كه تكلیفش خیلی روشن است، بلكه فرمود به كسانی كه نماز را سبك می شمارند. یعنی چه نماز راسبك می شمارند؟ یعنی وقتی و فرصت دارد، می تواند نماز خوبی با آرامش بخواند ولی نمی خواند. نماز ظهور و عصر را تا نزدیك غروب نمی خواند، نزدیك غروب كه شد می رود یك وضوی سریعی میگیرد و بعد با عجله یك نمازی می خواند و فورا مهرش را می گذارد آنطرف، نمازی كه نه مقدمه دارد و نه مؤخره، نه آرامش دارد و نه حضور قلب. طوری عمل می كند كه خوب دیگر این هم یك كاری است و باید نمازمان را هم بخوانیم. این خفیف شمردن نماز است.

این جور نماز خواندن خیلی فرق دارد با آن نمازی كه انسان به استقبالش می رود، اول ظهر كه می شود با آرامش كامل می رود وضو می گیرد، وضوی با آدابی، بعد می آید در مصلای خود اذان و اقامه می گوید و با خیال راحت و فراغ خاطر نماز می خواند. السلام علیكم را كه گفت فورا در نمی رود. مدتی بعد از نماز با آرامش قلب تعقیب می خواند و ذكر خدا می گوید.

این علامت این است كه نماز در این خانه احترام دارد. نماز خوانهائی كه خودشان نماز را استخفاف می كنند، یعنی كوچك می شمارند، نماز صبحشان آن دم آفتاب است نماز ظهر و عصرشان آن دم غروب است، نماز مغرب و عشاشان چهار ساعت از شب گذشته است و نماز را با عجله و شتاب می خوانند، تجربه نشان داده كه بچه های اینها اصلا نماز نمی‌خوانند. شما اگر بخواهید واقعا نماز خوان باشید و بچه هایتان نماز خوان باشند نماز را محترم بشمارید، نمی گویم نماز بخوانید، بالاتر ازنماز خواندن، نماز را محترم بشمارید.

اولا برای خودتان در خانه یك مصلائی انتخاب كنید (مستحب هم هست) یعنی در خانه نقطه ای را انتخاب بكنید كه جای نمازتان باشد مثل یك محراب برای خودتان درست كنید. اگر می توانید همان طوری كه پیغمبر اكرم یك مصلی داشت، جای نماز داشت، یك اتاق را به عنوان مصلی انتخاب بكنید.

اگر اتاق زیادی ندارید، در اتاق خودتان یك نقطه را برای نماز خواندن مشخص كنید، یك جانماز پاك هم داشته باشید. در محل نماز كه می ایستید، جانماز پاكیزه ای بگذارید، مسواك داشته باشید، تسبیحی برای ذكر گفتن داشته باشید، وقتی كه وضو می گیرید اینقدر با عجله و شتاب نباشد.

 وقتی همه جمع شدند، امام در همان حالات كه لحظات آخر عمرش را طی می كرد یك مرتبه چشمش را باز كرد، رو كرد به جمعیت و همین یك جمله را گفت: «ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلوة» هرگز شفاعت ما به مردمی كه نماز را سبك بشمارند، نخواهد رسید. این را گفت و جان بجان آفرین تسلیم كرد.

پس نماز را نباید استخفاف كرد، نباید سبك شمرد، نباید انسان كوشش بكند كه در نماز فقط به واجباتش قناعت بكند و بگوید خوب، برویم ببینیم فتوای مرجع تقلید چیست؟ آیا می گوید سه تا سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر باید گفت یا یكی هم كافی است؟ خوب مجتهد باید فتوایش را بگوید.

مجتهد می گوید یكی هم كافی است، احتیاط مستحبی این است كه سه تا گفته شود. دیگر ما نباید بگوئیم حالا كه گفته اند یكی كافی است ما هم یكی بیشتر نمی خوانیم. این فرار از نماز است.

ما باید طوری باشیم كه وقتی هم كه مجتهد بما می گوید یكی واجب است و دو تای دیگر مستحب، بگوئیم ما مغتنم می شماریم و آن دو تای دیگر را هم می گوئیم.»

منبع:

مرتضی مطهری، آزادی معنوی، صفحه 133 و 132-131، با اندكی تصرف

 مطلب شماره 412 | توسط بهمن قربانی در یکشنبه 21 مهر1387 |  
نیاز اساسی بشر امروز
موضوع: چرا نماز؟

 

نیاز اساسی بشر امروز

یكی از نیازهای ثابت همگانی تغییرناپذیر و نسخ ناپذیر كه زمان، توان تاثیرگذاری در آن را ندارد؛ موضوع عبادت و پرستش است. یكی از نیازهای اساسی بشر پرستش است. پرستش حالتی است كه در آن انسان از ناحیه باطنی خود به حقیقتی كه او را آفریده و خود را در قبضه قدرت او می بیند و خود را نیازمند و محتاج او می داند؛ توجه می كند. این حالت در واقع سیری است از خلق به سوی خالق.

عدم پرستش و عبادت، در روح بشر عدم تعادل را ایجاد می كند. با یك مثال مفهوم عدم تعادل را روشن می نماییم. حیوانی باربر را در نظر بگیرید كه خورجینی روی او قرار داده شده كه یك طرف پر و طرف دیگر خالی باشد كه در این صورت تعادل ایجاد نشده و حركت حیوان بسیار دشوار می شود؛ انسان نیز به همین صورت است. در وجود او خانه ها و فضاهای خالی زیادی وجود دارد، در دل انسان جای خیلی از چیزها است. حال هر نیازی كه برآورده نشود، روح انسان را مضطرب و نامتعادل می سازد. اگر انسان بخواهد در تمام عمر به عبادت بپردازد و به دیگر نیازهایش بی توجه باشد؛ همان نیازها او را ناآرام و ناراحت می نمایند. و یا بالعكس اگر انسان همیشه به دنبال مادیات باشد و جایی برای معنویات نگذارد، باز هم روح و روان او ناراحت و نا آرام است.

" نهرو" مردی است كه از سنین جوانی لامذهب شده بود. در اواخر عمرش یك دگرگونی و انقلابی در وجودش ایجاد شد. او می گوید: من هم در روح خود و هم در جهان یك خلأ، یك جای خالی احساس می كنم كه هیچ چیزتوان پركردن آن فضا را ندارد الا معنویت.اضطرابی كه در جهان پیدا شده، علتش اینست كه نیروهای معنوی جهانتضعیف شده است. او می گوید: الان در اتحاد جماهیر شوروی- قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی- این ناراحتی به سختی وجود دارد. تا وقتی كه مردم آنجا گرسنه بودند و گرسنگی اجازه نمی داد كه درباره چیز دیگری فكر بكنند، یكسره در فكر تحصیل معاش بودند. حال كه زندگی عادی پیدا كرده اند یك ناراحتی روحی در میان آنان پیدا شده است. زمانی كه از كار، بیكار می شوند تازه اول مصیبت آنهاست كه این ساعات فراغت را با چه چیز پرنمایند؟ بعد می گوید: من گمان نمی كنم اینها بتوانند آن ساعات را جز با یك امور معنوی با چیز دیگری پر كنند. و این همان خلایی است كه من دارم.

پس عبادت یك نیاز واقعی انسان است. امروز كه در دنیا بیماری های روحی و روانی زیاد شده است، به علت روی برگرداندن انسان از عبادت و پرستش است. نماز قطع نظر از هر چیزی، طبیب خانه است؛ یعنی اگر ورزش برای سلامتی مفید است، اگر آب سالم و تصفیه شده برای هر خانه ای لازم است، اگر هوای پاك برای هر كس ضروری است، نماز هم برای سلامتی انسان لازم است. اگر انسان در شبانه روز ساعتی را به راز و نیاز با پروردگار اختصاص دهد، روحش را پاك می كند. عنصرهای موذی به وسیله نماز از روح انسان بیرون می روند.

از نظر اسلام سرلوحه تعلیمات، عبادت است. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: به خدا بعد از ایمان، چیزی در حد نماز نیست. پیامبراكرم صلوات الله علیه می فرماید: نماز مثل چشمه آب گرمی است كه در خانه انسان باشد و انسان روزی پنج بار در آن آب گرم شست و شو كند.

خداوند در قرآن كریم می فرماید:" ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون".( ذاریات/ 56)؛ ما جن و انس را خلق نكرده ایم مگر برای این كه عبادت كنند. هدف از خلقت انسان عبادت است و انسان از راه عبادت و پرستش است كه به كمال می رسد. استغفار و عبادت در مقابل ایزد منان انسان را به انسانیت می رساند. امام صادق علیه السلام می فرماید: پیامبر(ص) در هیچ مجلسی نمی نشست مگر این كه 25 بار استغفار می كرد، و می گفت: استغفرالله ربی و اتوب الیه.


::متن کامل::

 مطلب شماره 409 | توسط بهمن قربانی در جمعه 19 مهر1387 |  

فهرست اصلي

آرشيو موضوعي

بايگاني کل مطالب

مطالب پيشين

لوگوي ما

منابع



» قرآن کريم

» نهج البلاغه

» صحيفه سجاديه

» مفاتيح الجنان


امکانات

امار وبلاگ نظر سنجي

حقوق کليه مطالب محفوظ است براي ستاد اقامه نماز. [ Designed by : EleRam.com ]