تبليغاتX

.....۩۩ ستاد اقامه نماز ۩۩.....
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد!               تماس با مدير سايت !                اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!                  لينک RSS

                                                                                                                صفحه خانگي          ارتباط با مدير        علاقه مندي ها          لينک RSS

پيام مدير

کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت
چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت
چه بیخیال نشستم نه کوششی نه تلاشی
فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی
×××××××××××××××××××
بهمن قربانی
متولد:30/11/66
این وبلاگ رادر تاریخ1386.4.12
باکمک خدا وبا کمک دوستان عزیزم برای ترویج دین ونماز خوانی افتتاح کردیم
امید است بتوانیم با افتتاح این وبلاگ گامی برای ترویج دین اسلام برداریم.
انشاالله
مارا ازنظرات مفید خود بی بهره نگذارید .
سلامتی امام زمان صلوات
التماس دعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

مطالب ويژه

پيوندها


گرفتن کارت اهداء عضو از طریق اینترنت
پاك ترين عشق برای تو
.....۩۩ سـتون دین ۩۩.....
بسم الله الرحمن الرحیم
یا حسین (علیه السلام)
يگانه منجي
بهترين روشهاي ترک خود ارضائي
استان قدس رضوي
ترک هوس
شميم گل نرگس
اسرار دل
نگرشی بر ادیان و مذاهب جهان
خادم امام رضا (علیه السلام)
مسجد علی بن ابی طالب روستای فتح آباد
دايركتوري وبلاگها مذهبی
خدا از پس كه پيداست نا پيبداست
پيداي پنهان
گاهشمار تاریخ ایران و جهان
ساقي نامه
مهربان چون تو
محمد رسول الله
نرم افزار مذهبي
آستانه پاسخگوی شبهات
معرفی سایت های مفید
حديث عشق
موزه های آستان قدس رضوی
بهترین کلیپ های ایرانی
محبت و مهربانی (نقل از پیامبران و امامان)
عاشقانه
هیئت دلدادگان حضرت زهرا (س) تبریز
یا عشق ادرکنی
غدير سبز
حرف های نگفته من کم نیست
سردار بزرگ اسلام حاج عماد مغنیه
تاثیر نماز در زندگی فردی و اجتماعی
صلوات کلید بهشت
دعاهاو اذکار الهی
حزب الله آرمی
عاشقان چهارده معصوم
وبگاه شوشتر
نجوم و صلح
حقیقت
پايگاه اطلاع رساني نماز
شیطان خدایی من است
مجله دانشجویی نماز خرم آباد
جهان نامرئی جن
استاذنا
تخصصی حقوق
تا جمعه ظهور

لوگوي دوستان




>
وبلاگ حجت الاسلام پناهيان
"پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی شایسته






___________
Supported by: EleRam.com | Persian Softwares.
___________
::ستاد اقامه نماز::
 

شب سرنوشت آغاز شب‏هاي قدر
موضوع: مناسبت ها

 

شب سرنوشت آغاز شب‏هاي قدر

شب قدر

 

اشاره

شب‏هاي قدر، اوج پر گشودن در فضاي نيايش و بندگي، و نهايت شکوفايي رحمت الهي بر بندگان است. شب قدر، ساعت پذيرايي از مهمانانِ بزم حضور است. در شب قدر، رو به آينه محاسبه مي‏نشينيم و چهره جان را بي‏غبار مي‏بينيم و با باران اشک، دل را در سحر رحمت و مغفرت، شست‏وشوي مي‏دهيم. شب قدر، شب گشودنِ سفره دل و ريختن اشک نياز و فصل گريستن در آستان آفريدگار بخشاينده است. شب قدر، شب احياي خويش، با دم مسيحايي دعاست؛ شبي است که بايد قدر خويش را بشناسي، تقدير خويش را رقم بزني و خويشتنِ جديد را با قلم توبه و جوهر اشک ترسيم کني.

 

باران رحمت

قدر، باران رحمتي است که در جويبارِ هر فرد و هر جمع، به اندازه او جاري مي‏شود. شخصيت افراد به گونه‏اي شکل گرفته که بعضي از آنان، توان پذيرش جريان رودي بيکران از رحمت و برکتِ قدر را دارند و برخي ديگر، اين زمينه را ندارند. حقيقت شب قدر، از نوع حقايق قرآني است و همان طور که قرآن شفا و درمان است، شب قدر نيز اين‏گونه است:

«و از قرآن، نازل کرديم آنچه را مايه شفا و رحمت براي مؤمنان است، و البته به ستمگران چيزي جز خسارت و زيان اضافه نمي‏کند».

 

فضيلت شب قدر

شب قدر، از شب‏هاي مقدس و با برکت اسلامي است. خداوند در قرآن مجيد از آن به بزرگي ياد کرده و سوره‏اي نيز به نام «قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبي به خوبي و فضيلت شب قدر نمي‏رسد. اين شب، شب نزول قرآن و شب فرود آمدن ملائکه به همراه برترين و مقرب‏ترين فرشتگان است که «روح» ناميده مي‏شود. عبادت در شب قدر، برتر از عبادتِ هزار ماه است. در اين شب، مقدرات يک‏سال انسان‏ها و روزي‏ها، عمرها و امور ديگر مشخص مي‏شود. ملائکه در اين شب بر زمين فرود مي‏آيند، به پيشگاه امام زمان (عج) مي‏روند و آنچه را براي بندگان مقدر شده است بر ايشان عرضه مي‏دارند.

 

قدر و امت‏هاي پيشين

يکي از موهبت‏هايي که بر امت پيامبر بزرگ اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بخشيده شده، شب قدر است؛ چنان که در حديثي از پيغمبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏خوانيم:

«خداوند به امت من شب قدر را بخشيده و هيچ يک از امت‏هاي پيشين، از اين موهبت برخوردار نبوده‏اند».

قدر، باران رحمتي است که در جويبارِ هر فرد و هر جمع، به اندازه او جاري مي‏شود. شخصيت افراد به گونه‏اي شکل گرفته که بعضي از آنان، توان پذيرش جريان رودي بيکران از رحمت و برکتِ قدر را دارند و برخي ديگر، اين زمينه را ندارند.

تقدير و مسئله اختيار

در روايات متعددي آمده است که در شب قدر، مقدرات يک‏سال انسان‏ها تعيين مي‏گردد. اين امر هيچ گونه تضادي با آزادي اراده انسان و مسئله اختيار ندارد؛ چرا که تقدير الهي بر اساس شايستگي‏ها و لياقت‏هاي افراد و نيز ميزان ايمان، تقوا،
شب قدر

پاکي نيّت مقدّر مي‏شود؛ يعني براي هر کس، آن مقدّر مي‏کنند که لايق آن است و زمينه‏هايش، پيش‏تر از طرف خود او فراهم آمده، و اين نه تنها با اختيار منافات ندارد، بلکه تأييدي بر آن است.

 

نمايي از شب قدر

شب قدر، شب جدايي ميان اولياي خدا و اولياي شيطان است. شب دعا و ندبه، و شب نزول رحمت عام و کَرَم خداوند است. شب آشتي بنده با خداوند، و شست‏وشوي تيرگي‏هاي دل است. شب خودسازي و نزديک شدن به پروردگار است. شب تقسيم سهم است و بندگان به اندازه تلاششان در عبادت، پاداشي در خور مي‏برند. شب يادآوري نعمت‏هاي مادي و معنوي خداوند است. شب عروج انسان، از خاک به افلاک است. شب بيدار ماندن، بيدار کردن و آگاه شدن از مکتب است.

 

شب انديشه

شب قدر، مهلتي است براي همه آنان که عمر خود را به بيراهه رفته‏اند، تا لحظه‏اي به خود آيند و انديشه کنند در اينکه چيستند، کيستند، از کجا آمده‏اند و به کجا مي‏روند، و تا فرصت باقي است، به جبران گذشته‏ها بپردازند و با توبه، از سقوط حتمي رهايي يابند. شب قدر، شبي است که بار ديگر انسان فرصت مي‏يابد شيريني معرفت را بچشد و با تقويت درجات ايمان و يقين، در راه سير الهي و عروج به عالم بالا حرکت کند.

 

شب عاشقي

شب قدر، شبي است که بايد در عاشقي ثابت قدم بود. در طلب کوشيد و بيدار ماند و ديدار جُست و به نيايش پرداخت. شب قدر، شبي است که بايد به نيازمندان رسيد و دانايي طلبيد. شب قدر، شبي است که بايد به ياد روي آن محبوب عزيز، آن يار پنهان رخسار، عاشقانه ناليد و ديدار روي او را از خدا طلبيد.

شب قدر، مهلتي است براي همه آنان که عمر خود را به بيراهه رفته‏اند، تا لحظه‏اي به خود آيند و انديشه کنند در اينکه چيستند، کيستند، از کجا آمده‏اند و به کجا مي‏روند، و تا فرصت باقي است، به جبران گذشته‏ها بپردازند .

شب سلامت

در آيه آخر سوره قدر آمده است: «شب قدر، شبي است سراسر سلامت و خير و رحمت تا طلوع صبح». شب قدر، شبي است که از آغاز تا پايان سلامت است؛ هم قرآن در آن نازل شده، هم عبادت در آن معادل هزار ماه است، هم برکات الهي در آن شب نازل مي‏شود، هم رحمت خاص خدا شامل حال بندگان مي‏گردد و هم فرشتگان و روح ـ بزرگِ فرشتگان ـ در آن شب نازل مي‏گردند. حتي بر پايه بعضي روايات، شيطان در آن شب در زنجير است و از اين نظر، شب قدر، شبي همراه با سلامت است.

 

کيفيت نزول قرآن

بر اساس روايات، مجموع قرآن کريم، اين معجزه جاويد رسول اعظم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، در شب قدر به يک‏باره بر قلب حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نازل شد. به اين نوع نزول، در اصطلاح، نزول دفعي (يک‏باره) و نزول اجمالي قرآن مي‏گويند. اما قرآن نزول تدريجي و تفصيلي هم دارد که در 23 سال بر آن حضرت نازل گرديد. چه لذت‏بخش است در شب نزول قرآن، کنار چشمه سار زلال وحي، فروتنانه بنشينيم و دل و جان تشنه را از آن سيراب کنيم.

 

فرصت طلايي

شب‏هاي قدر، فرصتي است طلايي براي برقراري ارتباط مستقيم با پروردگار و راز و نياز با او. اين شب‏ها، بهترين فرصت و بهانه براي ترک هميشگي گناهان، دوري از بدي‏ها و پاک کردن زنگار از دل هاست. به اعتقاد بزرگان، شب‏هاي قدر، اوقات پر رمز و رازي است که در آن، خداوند وعده داده دعاهاي بندگان خود را اجابت کند.
شب قدر

شب برگزيده

شب قدر، شبي است که خداوند آن را از ميان شب‏ها برگزيده است ؛ چنان که از بين موجودات، انسان، از جمع پيامبران، حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، از ميان مکاتب، اسلام، از بين خانه‏هاي روي زمين، کعبه، از جمع سنگ‏ها، حَجَر الأسود، از ميان کتاب‏هاي آسماني، قرآن، از راه‏ها، صراط مستقيم، از سوره‏هاي قرآن، يس، از روزهاي هفته، جمعه، و از ماه‏هاي سال، رمضان را انتخاب کرده است.

 

شياطين در شب قدر

شب قدر، شبي است که شياطين در بندند و زمينه براي کارهاي خداپسندانه و مفيد به حال فرد و جامعه، فراهم است. از اين رو، در آن شب، مؤمنان از شر وسوسه‏هاي شياطين ايمن هستند. از رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم روايت است که: «شيطان در اين شب، تا صبح بيرون نمي‏آيد و قدرت ندارد به کسي آسيب برساند. همچنين سِحْر هيچ ساحري در اين شب اثر نمي‏کند».

 

مناجات موسي عليه‏السلام

روايت است که حضرت موسي عليه‏السلام به خداوند عرض کرد: خداوندا! مي‏خواهم به تو نزديک شوم. فرمود: قرب من از آنِ کسي است که شب قدر بيدار شود. گفت: خداوندا! رحمتت را مي‏خواهم. فرمود: رحمتم از آنِ کسي است که در شب قدر به نيازمندان رحمت آورد. گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مي‏خواهم. فرمود: از آنِ کسي است که در شب قدر صدقه‏اي بدهد. گفت: خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه‏هايش مي‏خواهم. فرمود: از آنِ کسي است که در شب قدر تسبيح من گويد. گفت: خداوندا! رهايي از جهنم را مي‏خواهم. فرمود: از آنِ کسي است که در شب قدر بخشايش بخواهد. گفت: خداوندا! خشنودي تو را مي‏خواهم. فرمود: خشنودي من از آنِ کسي است که در شب قدر دو رکعت نماز بگزارد.

 

مقام معظم رهبري و شب قدر

مقام معظم رهبري درباره فضيلت شب قدر فرمود:

«ليلة القدر، شب ولايت است؛ هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائکه بر امام زمان(عج)است و همه شب قرآن و اهل‏بيت عليهم‏السلام است. از اين رو، سوره مبارکه قدر هم، سوره ولايت است. شب قدر خيلي ارزش دارد. همه ماه رمضان، شب‏ها و روزهايش ارزش دارد؛ البته ليله القدر در مقايسه با روزها و شب‏هاي ماه رمضان، خيلي فاخرتر است.... بايد قدر بدانيم. در اين روزها و در اين شب‏ها، همه بر سر سفره انعام الهي حاضريد؛ استفاده کنيد».

نيايش

الهي! ماه مبارک را حرام کردم؛ که نه قدر روزه را دانستم و نه قدرِ قدر را، نه قرآن خواندم و نه سحر داشتم و نه سهر. در ليلة الجوائز، جز شرمساري چه برم. بارالها! آهم جهنم‏سوز است. الهي! واي بر آنکه در شب قدر، فرشته بر او فرود نيامده، با ديو همدم و هم‏نشين گردد. الهي! به حرمت راز و نياز اهل راز و نيازت، اين نااهل را سوز و گداز ده.

 

 مطلب شماره 469 | توسط بهمن قربانی در جمعه 20 شهریور1388 |  
ویژه نامه ماه مبارک رمضان
موضوع: مناسبت ها

 

خودسازى از خودشناسى آغاز مى‏شود. نخست ‏باید خود را شناخت تا بتوان خود را ساخت، چرا كه با خودشناسى، خداشناسى ‏تحقق مى‏یابد و اگر خدا را شناختیم، خود را ساخته‏ایم.

در آغاز باید دید چرا پدید آمده‏ایم؟ و هدف از پیدایش و خلقت ما چیست؟ خداوند در قرآن كریم تصریح كرده ‏است كه:« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، من جن و انس را نیافریدم، جز براى این‏ كه عبادت كنند.»

در تفاسیر زیادى «لیعبدون‏» به معناى «لیعرفون‏» آمده‏است، یعنى هدف از خلقت ‏شناخت است وگرنه عبادت فقط نماز و روزه و در سجاده نشستن و خدا را نیایش كردن‏ نیست. نماز و روزه و ...، شعبه‏اى ازعبادت است كه عبادت اجتماعى اهمیتش‏ كم‏تر از آنها نیست ، زیرا درآن جا انسان فقط به خود مى‏اندیشد، وعبادت در معناى ‏گسترده‏تر با دیگران و به دیگران اندیشیدن است. عبادت، دردشناسى و دردزدایى است.

www.mohakeme.com

چگونه خلیفة الله شویم ؟

عبادت، در جمع زیستن و براى جمع زیستن است. این كه عبادت بیش‏تر به صورت جمعى مطرح مى‏شود و بر مسجد و جمعه و جماعت تاكید مى‏شود، براى این است كه شناخت انسان به خویش منحصر نشود و به دیگران نیز سرایت ‏كند. ما آفریده نشده‏ایم كه تنها گلیم خود را ازآب بیرون بكشیم بلكه باید درمتن قرار بگیریم نه در حاشیه. در جمع زندگى كنیم نه در دیر. به فكر چاره‏جویى ازدیگران باشیم نه تنها چاره‏جویى از خویشتن . به هرحال، بحث ما درباره شناخت نیست ‏كه بحثى است طولانى و از آن مى‏گذریم. اما آن‏ چه گفتنى است، این است كه انسان‏ چگونه باید خود را بسازد و چگونه باید خود را آماده كند تا انسانى الهى گردد، تا قابلیت ‏خلیفة الله شدن پیدا كند. خودسازى به این است كه منش خود را به ‏گونه‏اى تغییر دهیم كه پروردگار مى‏خواهد، و به عبارت دیگر: اگر هم طبیعت ما مایل ‏به تكبر و خودخواهى است، باید نفس خویشتن را چنان ریاضت دهیم كه از فراز كبر و نخوت فرود آید و به تواضع و فروتنى گراید. اگر طبیعت ما، به بخل تمایل بیشترى ‏دارد، چون این صفت مورد نكوهش خداوند و تمام پیامبران و اولیاء و خردمندان‏ مى‏باشد، پس باید از آن دست‏ برداشت و سخاوتمند شد. خلاصه باید صفات سلبیه (منفى) را از قلب زدود، چنان كه صفات ثبوتیه را چون جامه‏اى تمیز و زیبا در بر كرد.

چه باید كرد ؟

باید قلب را از آن چه در نظر مولا و پروردگارمان ناخوشایند و مكروه است، پاك‏ كرد و باید تمام اعضاء و جوارح را در راه رضایش به كار گرفت.

خویشتن را باید به حلم و بردبارى عادت داد كه آن درجه و مقام آدمى را والا برد ودر میان مردم مایه شرف و عزت باشد و با نیكان و بزرگان هم صحبت ‏شود و از هرچه ‏مایه پستى و تن ‏پرورى و تنبلى است دور سازد و آن چه كه انسان را به خدایش نزدیك‏ و مقرب مى‏كند، به آن سوى سوق دهد و عاقبت‏ خیر و نیك فرجامى، ثمره و نتیجه‏اش ‏باشد.

باید به عفت و پاكدامنى روى آورد و از آن‏ چه مایه نفرت و خجلت ‏باشد و شخصیت ‏انسان را لكه‏دار و ننگ بار سازد، دورى جست. باید صبر را پیشه خود ساخت تا به ‏یقین و رضا برسد و تسلیم در برابر اوامر حق باشد و تنگناها و محنت‏ها و رنج‏ها وسختى‏ها و تنگدستى‏ها و رویدادهاى تلخ روزگار، او را از پاى درنیاورد.

باید به سوى تكامل عقل و روح گام برداشت و با تكیه بر دو بال تقوا و عمل، به‏ اوج عزت و عظمت و خدا خواهى رسید. باید در مقابل لذات زودگذر دنیایى به سلاح‏ تقوا، ورع، پارسایى و زهد مسلح شد تا رستگار شویم و به بهشت رضوان نایل آییم كه:« و رضوان من الله اكبر.»

باید آن چنان بر خویشتن مسلط بود و نفس سركش را مهار كرد كه نه مدح و درود دیگران، و نه فحش و ناسزاى آنها در روحیه فولادین و با صلابتش تاثیر گذارد.

باید خود نگهدار بود از آن‏ چه نارضایتى حق در بردارد، نه آن ‏چه خویشتن بخواهد یا نخواهد كه در برابر امر مولا خودى نیست كه مطرح باشد. باید از شر و بدى و رذایل اخلاقى و عادت‏هاى ناپسند و منش‏هاى زشت و كارهاى قبیح، دور شد چنان‏ كه به‏ خیرخواهى ، راستگویى ، امانت ، فضیلت ، اخلاق نیكو و خصال پسندیده، متخلق شد.

باید به فكر امروز و فرداى خود بود و براى فردا كه دیرهم نیست آماده شد و براى جهان جاویدان و ابدى، توشه برداشت.

باید با استقامت و پایدارى، نه ازحوادث و رویدادهاى تلخ ترسید و نه از ملامت ‏ملامت كنندگان و سرزنش نادانان، خم به ابرو آورد؛ بلكه فقط خدا را در نظر داشت و راه خدا را دنبال كرد و پیوسته از او خواست كه توفیق هدایت در صراط مستقیمش به‏ وى بخشد: «اهدنا الصراط المستقیم‏».

باید محبت، دوستى، همكارى، غم‏خوارى، ایثار، گذشت، بخشش و نرمش را جایگزین ‏نفرت، خشم، كینه، خودپسندى، خودمحورى، آز و تندخویى نمود.

باید از زندگى دیگران عبرت گرفت، نه خود عبرت دیگران شد. و ده‏ها باید و نباید در این جا خودنمایى مى‏كند كه اگر انسان به فطرت و سرشت‏ خویش بنگرد، به آنها پى‏خواهد برد، و ماه رمضان، هنگام آن است كه انسان را متوجه خویشتن كند و فطرت‏ خفته‏اش را بیدار سازد و از راه تفكر و اندیشیدن كه برترین عبادت است او را به خودسازى وادارد.

www.mohakeme.com

لحظه های ماه رمضان را غنیمت شماریم

 برادران ! خواهران ! ماه خدا فرا رسیده است، جا دارد كه ‏بیش‏ترین استفاده را ازآن بنماییم. نگذارید ساعتى، بلكه لحظه‏اى از این ماه‏ مبارك به هدر رود. در این ماه، سرنوشت ‏یك ساله، بلكه سرنوشت تمام عمر تعیین ‏مى‏شود.

هشیار باشیم، مبادا ساعتى بى‏انگیزه، بى‏توجه و بى‏هدف بگذرد و از عیدى و جایزه ‏الهى در روزعید فطر خداى نخواسته بى‏بهره و محروم بمانیم كه هیچ زیانى از آن ‏سخت‏تر و زیان ‏بارتر نیست! در روایت آمده است كه رسول خدا صلى‏الله علیه و آله وسلم قبل از ماه رمضان خطبه‏اى خواند و در آن خطبه فرمود:

«اى مردم! جبرئیل به دیدار من آمد و گفت: یا محمد! هركه نام تو را بشنود وبر تو صلوات نفرستد، از رحمت‏ خدا دور باشد. یا محمد! هر كه ماه رمضان را دریابد و مورد مغفرت و آمرزش پروردگار قرار نگیرد و از دنیا برود، خداوند او را ازرحمتش دور خواهد كرد. اى پیامبر آمین بگو. من هم آمین گفتم‏ .» (1)

دراین ماه خودسازى، درهاى بهشت ‏بر روى مومنان گشوده مى‏شود و درهاى جهنم بسته‏ مى‏شود، نباید كارى كرد كه در اثر آن كار، درهاى بهشت ‏بر رویمان بسته و درهاى ‏دوزخ گشوده شود.

در این ماه پربركت چنان كه از روایات استفاده مى شود بهشت را زینت مى‏دهند و پاداش كارهاى خیر و عبادت ها و راز و نیازها دو برابر مى‏گردد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم فرمود: «شهر رمضان شهرالله عز و جل و هو شهر یضاعف الله فیه الحسنات و یمحو فیه السیئات، و هو شهر البركة، و هو شهرالانابة، و هو شهر التوبة، و هو شهرالمغفرة ، و هو شهرالعتق من النار و الفوز بالجنة.

الا فاجتنبوا فیه كل حرام و اكثروا فیه من تلاوة القرآن و سلوا فیه حوائجكم واشتغلوا فیه بذكر ربكم و لا یكونن شهر رمضان عندكم كغیره من الشهور فان له ‏عندالله حرمه و فضلا على سائر الشهور، ولا یكونن شهر رمضان، یوم صومكم كیوم ‏فطركم .‏» (2)

ماه رمضان، ماه خداى عزوجل است كه در آن پاداش كارهاى نیك دو برابر مى‏شود و گناهان زدوده مى‏شود.

ماه رمضان، ماه بركت و افزایش است.

ماه رمضان، ماه بازگشت و انابه است.

ماه رمضان، ماه توبه است.

ماه رمضان، ماه آمرزش گناهان و مغفرت است.

ماه رمضان، ماه آزادى و رهایى از جهنم و دستیابى به بهشت است.

پس اى مردم! درماه رمضان از هر كار بد و حرامى دورى كنید و درآن بسیار قرآن بخوانید و تمام ‏اوقاتش را به یاد و ذكر پروردگارتان مشغول شوید. مبادا ماه رمضان نزد شما مانند دیگر ماهها باشد، چرا كه بر دیگر ماهها حرمت و برترى دارد. حضرت امیرالمومنین ‏علیه‏السلام مى‏فرماید: "علیكم فى شهر رمضان بكثرة الاستغفار والدعاء، فاما الدعاء فیدفع البلاء عنكم و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم ." (3) ; بر شما باد، در ماه ‏رمضان، به بسیار دعا كردن و استغفار نمودن چرا كه دعا بلا را از شما دور مى‏سازد و استغفار، گناهانتان را مى‏زداید .» به ‏هر حال، ماه رمضان ماه خودسازى است و كمترین خودسازى به این است كه انسان خودى را براى خویشتن نشناسد و خدا را مالك ‏خود بداند كه اگر چنین بود، خدا را خواهد شناخت و حق عبودیت پروردگار را ادا خواهد كرد و از هر چه رنگ ضد خدایى دارد، دور خواهد شد. خودسازى و جدا شدن از تعلقات و هواهاى نفسانى، منشا تمام كمالات و ملكات و فضائل انسانى است و اگر كسى ‏توانست ‏خود را از تعلقات مادى برهاند، و به ظواهر زود گذر دنیا بى‏اعتنا باشد، بى‏گمان به خدا توجه خواهد كرد و به سوى تكامل روانه خواهد شد و این بالاترین ‏پیروزى و سرفرازى انسان است. خدا مى‏داند تمام مفاسد جهان و ظلم‏ها و تعدى‏ها و تجاوزها و گردن كشى‏ها در اثر خودبینى و هوا پرستى است، لذا در قرآن كریم همواره‏ تزكیه و تربیت مقدم بر تعلیم وآموزش ذكر شده ‏است و خودسازى، یعنى تزكیه نفس و ماه‏ رمضان به حق ماه تزكیه و تطهیر نفس است. پس بیایید باهم در این ماه بزرگ ‏آهنگ تقرب به خدا را بجوییم تا در درگاهش ره یابیم و در روز رستاخیز سفید روى گردیم.

www.mohakeme.com

فرازی از نیایش های امام سجاد علیه السلام:

در پایان فرازى زیبا از نیایش‏هاى امام سجاد (ع) را یادآور مى‏شویم، باشد كه صحیفه سجادیه همواره الگوى ما در زندگى باشد:

" اللهم و انت جعلت من صفایا تلك الوظائف، و خصائص تلك الفروض شهر رمضان، الذى اختصصته من سائر الشهور و تخیرته من جمیع الازمنه و الدهور، و آثرته على كل‏ اوقات السنه بما انزلت فیه من القرآن و النور و ضاعفت فیه من الایمان، و فرضت ‏فیه من الصیام، و رغبت فیه من القیام، و اجللت فیه من لیله القدر التى هى خیر من الف شهر، ثم آثرتنا به على سائر الامم و اصطفیتنا بفضله دون اهل الملل، فصمنا بامرك نهاره، و قمنا بعونك لیله، متعرضین بصیامه و قیامه لما عرضتنا له من ‏رحمتك و نسبتنا الیه من مثوبتك و انت الملى بما رغب فیه الیك، الجواد بما سئلت ‏من فضلك القریب الى من حاول قربك. " (4) .

«خداوندا! از كارهاى برگزیده و واجبات ویژه ، ماه رمضان را قرار دادى ؛ ماهى كه آن را از میان دیگر ماهها برگزیدى، و از میان ‏تمام زمان‏ها و روزگاران، آن را انتخاب نمودى، و بر جمیع اوقات سال برتریش ‏بخشیدى و انتخاب آن به دلیل قرآن و نورى است كه درآن ماه فرو فرستادى، و ایمان ‏را درآن دو برابر ساختى و روزه‏اش را واجب، و شب زنده‏دارى را براى عبادت در آن‏ ترغیب فرمودى و شب قدر را كه از هزار شب برتر است در آن عظمت‏ بخشیدى و گرامى ‏داشتى، سپس ما را به وسیله آن ماه برتمام امتها برگزیدى و به سبب فضیلتش ما را به دیگر پیروان ادیان برترى بخشیدى، پس به فرمان تو روزش را روزه مى‏داریم‏ و به یارى تو شبش را به عبادت مى‏پردازیم، در حالى كه با صیام و قیامش، خویش را مشمول دعوتى كه ما را در معرض آن قرار داده‏اى، مى‏سازیم، و آن را سبب دریافت‏ پاداش تو مى‏سازیم و تو برآن چه از درگاهت درخواست ‏شود، توانایى و به آن چه كه ‏از فضل و احسانت مسالت گردد بخشاینده‏اى و به كسى كه آهنگ تقرب به تو جوید نزدیكى .‏»

 آخرین سخن این كه امیدواریم خداوند ما را توفیق عبادت خصوصا در این ‏ماه مبارك بخشد و مستوجب مغفرت و آمرزش درگاهش قرار دهد.

پى‏نوشتها:

1- المقنعه، ص 308 .

2- فضائل الاشهر الثلاثه، ص‏95 .

3- وسائل الشیعه، ج‏7، ص‏220 .

4- صحیفه سجادیه، دعاى 45.

 مطلب شماره 468 | توسط بهمن قربانی در چهارشنبه 11 شهریور1388 |  
ميلاد مسعود و خجسته امام زمان (عج) مبارک باد
موضوع: مناسبت ها

 

ميلاد مسعود و خجسته امام زمان (عج) مبارک باد

بسم الله الرحمن الرحيم

 " اللهم کن لوليک الحجـة بن الحسـن صلواتک عليه و علي آبائـه في هذه السـاعه و فـي کل  ساعة ولياً و حافظاً وقائداً وناصراً و دليلاً و عينا حتي تسکنه ارضک طوعا  و تمتعه فيها طويلا "

 
 محمد بن حسن عسكري (عج) آخرين امام از امامان دوازده گانه شيعيان است.  در سامرا به دنيا آمد و تنها فرزند امام حسن عسكري (ع)، يازدهمين امام شعيان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است كه گفته اند از نوادگان قيصر روم بوده است. «مهدي» حُجَت، قائم منتظر، خلف  صالح، بقيه الله، صاحب زمان، ولي عصر و امام عصر از لقبهاي آن حضرت است.

تولد امام زمان (عج) پنهان نگاهداشته شد و امام حسن عسكري (ع) خبر آن را تنها به عده اي از شيعيان داده بود. حضرت در سال 260 هـ ق پس از وفات پدر به امامت رسيد. امامت ايشان بنا به حديثهاي بسياري بود كه از پيامبر (ص) و امامان پيشين روايت شده بود. امام زمان (عج) پس از آنكه بر جنازه پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت اين بود كه خليفه هاي عباسي تصميم به كشتن او داشتند.

تولد امام زمان (عج):

 

عن ثقه الاسلام الكليني (ره) في الكافي: ولد (ع) للنصف من شعبان سنه خمس و خمسين و مأتين. شيخ اجل محمد بن يعقوب كليني (ره) در كتاب كافي مي گويد: ‌امام زمان (عج) در نيمه شعبان سال ۲۵۵ هجري قمری متولد شدند.


مرحوم شيخ صدوق و شيخ طوسي روايت مي كنند: 

حكيمه خاتون مي گويد: يك روز به منزل امام حسن عسكري (ع) رفته بودم و تا هنگام غروب آفتاب، خدمت حضرت بودم، چون خواستم برگردم، ايشان به من فرمودند: عمه جان! امشب نزد ما بمان، در اين شب فرزندي متولد مي شود كه خداوند زمين را به وسيله او با علم و ايمان هدايت، زنده مي كند، پس از اين كه با رواج كفر و گمراهي مرده باشد. عرض كردم: از چه كسي؟ من كه در نرجس، آثار حمل نمي بينم. حضرت فرمودند: خداوند حمل او را چون حمل مادر حضرت موسي (ع) مخفي قرار داده است.

حكيمه مي گويد: آن شب در منزل حضرت ماندم، افطار كردم و هنگام استراحت، نزديك نرجس خوابيدم و پيوسته مراقب او بودم. او آرام خوابيده بود و من در حيرت بودم. در اين شب زودتر براي نماز شب برخاستم، چون به نماز وتر رسيدم، نرجس از خواب برخاست و وضو گرفت و نماز شب خواند؛ به آسمـان نگاه كردم، فجر كاذب دميده بود و صبـح صادق نزديك بود؛ چيزي نمـانده بود كه شك در دلم پديد آيد، ناگاه امـام حسـن عسكري (ع) از داخل حجره خود صدا زدند: عمه جان! شك مكن، وعده اي كه دادم نزديك است. در اين هنگام آثار درد زايمان در نرجس پديدار شد، من نام خداوند را بر او خواندم. حضرت صدا زدند: براي  او سوره قدر بخوان. من شروع به خواندن سوره قدر كردم و شنيدم كه آن كودك از درون شكم مادر با من همراهي نمود و بر من سلام كرد. من ترسيدم. صداي امام بلند شد كه عمه جان! از قدرت خداوند شگفت زده نشو، خداوند، ما را در كودكي به حكمت گويا مي گرداند و در بزرگسالي، حجت خود در روي زمين قرار مي دهد.

 

كلام حضرت كه به پايان رسيد، نرجس از ديده من غايب شد،‌ با شتاب به سوي امام رفتم، حضرت فرمودند: باز گرد، او را خواهي يافت. چون باز گشتم، در نرجس نوري مشاهده كردم كه چشمم را خيره كرد و حضرت صاحب الزمان (عج) را ديدم كه رو به قبله به سجده افتاد و بر زانو نشست و انگشتان سبابه خود را بلند كرد و گفت: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان جدي رسول الله  وان ابي اميرالمومنين وصي رسول الله، بعد نام تمامی ائمه را برد تا به نام خودش رسيد و فرمود: اللهم انجزلي وعدي و اتمم لي امري و ثبت وطاتي و املاء الارض بي عدلا و قسطا. (بار خدايا! به وعده اي كه به من فرموده اي، وفا كن و امر امامت مرا كامل كن و قدرت انتقام از دشمنانت را به من عنايت كن و زمين را به وسيله من از عدل و داد پر كن).

 

حضرت امام حسن عسكري (ع) صدا زدند: عمه جان! فرزندم را بياور. من نوازد را گرفتم و ديدم بربازوي دست راستش نوشته شده است:
جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقاً
. (حق آمد و باطل نابود گرديد؛ يقيناً باطل نابود شدني است. سوره اسري/ آيه 81)

 

چون نوزاد را به نزد حضرت بردم، او را روي دست گرفت و فرمود: فرزندم! به قدرت الهي سخن بگو. پس صاحب الامر فرمود: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون. (ما اراده كرديم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم و حكومتشان را درزمين پا برجا سازيم؛ و به فرعون و هامان و لشكريانشان؛ آنچه را از آنها (بني اسرائيل) بيم داشتند، نشان دهيم. سوره قصص/ آيه 5)

..................

چند تا نوحه برای دانلود


 

مداحي قسمت 1   مداحي قسمت 2

مداحي قسمت 3  مداحي قسمت 4

مداحي قسمت 5   مداحي قسمت 6

مداحي قسمت 7

 مطلب شماره 464 | توسط بهمن قربانی در پنجشنبه 15 مرداد1388 |  
هفت سین خدا!
موضوع: مناسبت ها

 

هفت سین خدا!

یا مقلب القلوب

بسم الله الرحمن الرحیم

سفره هفت سینی را به رسم سنت هر ساله در حال چیدن بودیم.

اوّلین چیزی را که با گفتن بسم الله  در سفره می گذاشتیم همیشه  قرآن خانوادگی مان بود که در انتها آن تاریخ و زمان ولادت خود و کودکان مان درج گردیده است.

همان طور که همسرم در پی چیدن هفت سین  بود، قرآن را از میان سفره برداشتم و نیّت کردم و آن را گشودم ، سوره «یاسین» آمد. به به چه مناسبتی!!  اوّلین سین قرآنی خویش را در سفره دلم چیدم: «سلام قولا من رب رحیم»( 50، یس).

سلام، اصل اسلام و راه سلامت زیستن انسان که توسط خالق و گوینده قرآن وضع گردیده است.

و در ادامه این نفس گیری از زلال قرآن سوره صافات را قرائت کردم تا هفت سین را درون سفره دلی که در آغاز سال پهن نموده ام کامل گردانم، «سلام علی نوح فی العالمین»( 79 ، صافات) سلام بر انسانی که آن را به دلیل نیکوکاری اش مستحق گردید و او از عباد و بندگان مومن به رب العالمین است.

«سلام علی ابراهیم» (109، صافات) و «سلام علی موسی و هارون» ( 120 صافات)، تمامی این بزرگواران تاریخ بشری به دلیل این که محسن و نیکوکار و مومن بودند به سلامی از خدایشان اجر و جایزه گرفتند. 

نه فقط آنها که تمامی مرسلین و نیکوکاران و مومنین مورد توجه مستقیم و بی واسطه خداوند بزرگ قرار گرفتند چرا که این سلام «قولا من رب رحیم» است.

پنجمین سین سفره قرآنی را دردلم قرار دادم و آن « سلام علی المرسلین»(181 صافات) بود.

 دل، بی تابی می کرد و از درون خویش بلند ندا می داد و از «یاسین» مدد خواست  تا ششمین سین قرآنی را بیابد و در بالاترین نقطه سفره دل آن را جای دهد جایی که همتای خود قرآن باشد و آن همان سلامی است که از آدم تا امروز بر تمامی عاشقان الهی توشه و توان ادامه راه داده است.

توبه آدم، نقش عرشه کشتی نوح، زمزمه ی ابراهیم و اسماعیل در بنای کعبه، ملجأ مادر موسی در کنار رود نیل و تسبیح مریم در توّلد مسیح در این سین و سلام  قرآن نهفته است.

«سلام علی آل یاسین» (130 صافات)، سلام بر محمّد (ص) و علی (ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسین (ع) وائمه اطهار از ذریه ی حسین (صلوه الله و سلامه علیهم).

از  سیری که در کلام الله داشتم شش سین قرآنی در سفره دل گذاشتم  و دل هیجان زده یافتن هفتمین سین بود. لذت توجه خالق بزرگ بر مخلوق و محبوب خویش چنان روحم را مجذوب نمود که شیفته در خودی خود داد می زدم: آیا من کوچک هم می توانم مورد توّجه خداوند بزرگی قرار گیرم که بزرگی اش وصف ناشدنی است.

آیا من و آیندگان نیز می توانیم مورد سلام و توّجه مستقیم رب رحیم واقع گردیم.

قرآن را دوباره گشودم و به دنبال هفتمین سین نیت زدم و چنین یافتم:«سلام هی حتی مطلع الفجر»(5، قدر) و امیدوارتر از پیش لبخندی به روی تمامی خوبی های خلقت خالق زدم چرا که دانستم  این سلام تا «مطلع فجر» و نهایت  دنیا ادامه دارد.

با چشمی گریان دستانم را به آسمان بالا بردم و خدای مهربان را به قرآن قسم دادم و گفتم:

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول والاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

تا من هم از محسنین گردم و بشنوم قول الهی را که می فرماید انا کذلک نجزی المحسنین و انه من عبادنا المومنین

 مطلب شماره 456 | توسط بهمن قربانی در پنجشنبه 29 اسفند1387 |  
شهادت امام حسن مجتبی علیه‏السلام
موضوع: مناسبت ها

 

شهادت امام حسن مجتبی علیه‏السلام

دوره‏های زندگی امام حسن علیه‏السلام

امام حسن مجتبی علیه‏السلام در شب نیمه رمضان سال سوم هجری در مدینه چشم به جهان گشود و حدود هفت سال از دوران زندگی پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را درک کرد و پس از آن حضرت حدود سی سال با پدر بزرگوارشان علی‏بن‏ابی‏طالب علیه‏السلام ملازمت داشت. بعد از شهادت امیرالمؤمنان علیه‏السلام به مدت ده سال عهده‏دار مقام امامت بودند و در 28 صفر سال پنجاه هجری در سن 47 سالگی به دستور معاویه بن ابی‏سفیان و به‏دست جعده دختر اَشْعَثِ بنِ قِیس مسموم شد و بر اثر همان زهر به شهادت رسید.

 

چگونگی شهادت امام حسن علیه‏السلام

حکومت اموی پس از تحمیل صلح بر امام حسن علیه‏السلام گرچه به بسیاری از اهداف خود رسیده بود، ولی هم‏چنان وجود امام حسن علیه‏السلام مانع از به اجرا درآوردن برخی از نیّات پلید آنان بود. از جمله اهدافی که معاویه دنبال می‏کرد تعیین جانشین برای خود بود. وی از اجرای این تصمیم که برخلاف مفاد صلح‏نامه او با امام حسن علیه‏السلام بود وحشت داشت و می‏دانست که اگر در زمان حیات آن‏حضرت به چنین کاری دست بزند، بدون شک با مخالفت شدید حسن بن علی علیه‏السلام روبه‏رو خواهد شد. بر این اساس تصمیم گرفت از هر راه ممکن امام علیه‏السلام را به شهادت برساند. پس از بررسی‏های زیاد جعده همسر امام حسن علیه‏السلام را مناسب‏ترین فرد برای تحقق بخشیدن به این هدف پلید دید. آن گاه به صورت محرمانه و با ارسال صدهزار درهم به جعده، به او قول داد که اگر امام حسن علیه‏السلام را به شهادت برساند او را به همسری یزید درخواهد آورد. بدین‏وسیله جعده آن‏حضرت را با ریختن زهر در آب آشامیدنی مسموم کرد و طولی نکشید بر اثر آن، امام حسن علیه‏السلام به شهادت رسید.

 

وصیت امام حسن علیه‏السلام

چون امام حسن علیه‏السلام را مسموم کردند و حال او دگرگون شد برادرشان امام حسین علیه‏السلام به بالین آن‏حضرت حاضر شدند. وقتی جویای احوال او گشتند امام حسن علیه‏السلام فرمودند: «خود را در اوّلین روز از روزهای آخرت و آخرین روز از روزهای دنیا می‏بینم». در ادامه، این گونه وصیت فرمودند: «گواهی می‏دهم به وحدانیت خدا و این‏که برای او شریکی نیست و تنها او سزاوار پرستش است. هرکه اطاعت او را در پیش گیرد رستگار می‏شود و هرکه نافرمانی‏اش کند گم‏راه می‏گردد و کسی که از گناهان و تقصیراتش به نزد او توبه کند هدایت می‏شود. ای حسین،جنازه مرا در کنار جدم رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم دفن کن به‏شرط آن‏که کسی مانع این کار نباشد. اگر تو را از این کار باز داشتند مبادا بر آن پافشاری کنی؛ چون راضی نیستم به خاطر این کار قطره‏ای خون به زمین ریخته شود».

 

اشعار امام حسین علیه‏السلام در سوگ برادر

وقتی از دفن جنازه امام حسن علیه‏السلام در کنار مرقد جد بزرگوارش پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم جلوگیری کردند، امام حسین علیه‏السلام دستور دادند جنازه را به بقیع منتقل کردند و آن را در کنار قبر جده‏اش فاطمه بنت اسد در خاک نهادند. طبق روایت ابن شهر آشوب وقتی امام حسین علیه‏السلام از دفن جنازه برادر فارغ شد اشعاری به این مضمون در سوگ برادر بر زبان جاری فرمودند: «حالا که بدن مطهّر تو را با دست خود کفن کرده، در قبر گذاشتم از این بعد چگونه می‏توانم شاد باشم و خود را آراسته سازم یا از زینت‏ها و امکانات دنیا بهره گیرم؟ من از این به بعد همواره در سوگ تو اشک خواهم ریخت و اندوهم در فراق تو طولانی خواهد شد. غارت‏زده کسی نیست که مالش را به غارتت برده‏اند؛ بلکه غارت زده کسی است که مصیبت مرگ برادر را دیده باشد».

 

فضیلت و آثار گریه بر مصیبت امام حسن علیه‏السلام

ابن عباس روایت می‏کند که رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمودند: «آن‏گاه که فرزندم حسن مجتبی را با زهر شهید کنند تمام ساکنان آسمان وزمین بر او سوگوار می‏شوند. بدانید سوگواری و گریه بر مصیبت‏های فرزندم حسن بسیار فضیلت دارد. هرکس در مصیبت او گریه کند چشمان او در روزی که همه دیده‏ها نابینا خواهند بود روشن و بینا خواهد شد و دل او در روزی که تمام دل‏ها اندوهناک خواهند بود از غبار اندوه پاک خواهد شد و هرکس که مرقد او را در بقیع زیارت کند، قدم‏های او در پل صراط، در روزی که قدم‏ها بر آن لرزان شوند، از لغزش در امان خواهد ماند».

 

وصایای آموزنده امام حسن علیه‏السلام به جُناده


::متن کامل::

 مطلب شماره 453 | توسط بهمن قربانی در دوشنبه 5 اسفند1387 |  
گريه پيامبر در عزاي امام حسين عليهما السلام
موضوع: مناسبت ها

 

گريه پيامبر در عزاي امام حسين عليهما السلام

قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم :

يَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِيمِ الْجَنَّة .

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏44، ص: 293 .

اى فاطمه! هر چشمى فرداى قيامت گريان است غير از چشمى كه در مصيبت حسين گريه كند ؛ صاحب آن چشم خندان است و مژده نعمت‏هاى بهشت به وى داده خواهد شد .

عزادارى وگريه از سنّتهاى آفرينش :

يكى از سنن الهى در انسان كه جنبه  فطرى و ذاتى هم دارد عكس العمل هاى روحى وروانى او در هنگام مواجهه وبرخورد با پيش آمدهاى شادى آور ويا اندوهگين است . كه هنگام شنيدن خبر ويا روبرو شدن با پديده اى غير منتظره احساسات درونى تحريك و عكس العمل متناسب از او ديده مى شود.

اين حالت در برابر حوادث تلخ به مصائب ورنجها تعبير مى شود و انسان عكس العمل خود را با اشك وگريه وافسوس ابراز مى دارد .

همان گونه كه در برابر حوادث و صحنه هاى خوش وخبرهاى خوشحال كننده ، حالت درونى خود را باشادى وخوشى اظهار مى كند .

مادرى كه فرزند ويا يكى از عزيزانش را از دست داده وقطرات اشكش حكايت از رنج درونى وروحى او دارد ، ودر مرگ عزيزش بى تابى مى كند نمونه اى روشن از احساسات فطرى مادرانه است كه نه تنها مذمّت وسرزنش نمى شود ؛ بلكه تحسين برانگيز و غرورآفرين نيز مى باشد .

بنابراين ، نوحه سرائى و عزادارى و مرثيه خوانى خواستگاه اصلى آن فطرت و نهاد انسان ها است ، ونفى آن به معناى نفى فطريّات خواهد بود .

هريک از معصومين عليهم السلام ويژگي هاي خاصي داشته اند که ديگران از آن بي بهره بوده اند . حضرت سيد الشهداء عليه السلام نيز داراي ويژگي هاي است که در ميان معصومان کسي به آن متصف نيست ؛ از جمله اين که تمامي پيامبران و اوصياء بر مصائب آن حضرت اشک ريخته اند ؛ هم قبل از تولد و هم بعد از آن ، و اين اشک ها را مايه مباهات و فخر خود دانسته اند .

ما در اين جا به چند مورد از گريه هاي پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم اشاره مي کنيم . روايت در اين باب ، بيش از آن است که بتوان همه آن ها را در اين مختصر جمع کرد ، ما از باب مشت نمونه خروار چند روايت از طريق شيعه و چند روايت ديگر از کتاب هاي معتبر اهل سنت نقل مي کنيم .

گريه پيامبر اسلام در روايات شيعه :

روايات فراواني از طريق شيعه در اين باره نقل شده است که ما فقط به چند روايت اشاره مي کنيم . مرحوم شيخ صدوق رضوان الله تعالي عليه در کتاب شريف عيون اخبار الرضاء عليه السلام مي نويسد :

... فَلَمَّا كَانَ بَعْدَ حَوْلٍ وُلِدَ الْحُسَيْنُ (عليه السلام) وَ جَاءَ النَّبِيُّ (صلي الله عليه و آله و سلم) فَقَالَ يَا أَسْمَاءُ هَلُمِّي ابْنِي فَدَفَعْتُهُ إِلَيْهِ فِي خِرْقَةٍ بَيْضَاءَ فَأَذَّنَ فِي أُذُنِهِ الْيُمْنَى وَ أَقَامَ فِي الْيُسْرَى وَ وَضَعَهُ فِي حَجْرِهِ فَبَكَى فَقَالَتْ أَسْمَاءُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي مِمَّ بُكَاؤُكَ قَالَ عَلَى ابْنِي هَذَا قُلْتُ إِنَّهُ وُلِدَ السَّاعَةَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ مِنْ بَعْدِي لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِي ثُمَّ قَالَ يَا أَسْمَاءُ لَا تُخْبِرِي فَاطِمَةَ بِهَذَا فَإِنَّهَا قَرِيبَةُ عَهْدٍ بِوِلَادَتِه‏ ...

عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج‏2 ، ص 26 .

اسماء گويد : در سال بعد حسين (عليه السّلام) متولّد شد ، رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) به سراغ او آمد و فرمود : اى اسماء فرزندم را بياور ، اسماء حسين را در حالى كه در پارچه‏ سفيدى پيچيده شده بود به دست آن حضرت داد ، و ايشان (صلّى اللَّه عليه و آله) در گوش راست او (عليه السّلام) اذان و در گوش چپش اقامه خواند ، آنگاه او را در آغوش گرفت و گريست ، اسماء گفت : پدر و مادرم فداى تو باد ، گريه براى چيست و از چه رو ميگريى ؟ حضرت فرمود : بر حال اين فرزندم مى‏گريم ، عرض كردم يا رسول اللَّه ! او هم اکنون به دنيا آمده است ! حضرت فرمود : ستمكاران او را پس از من شهيد مى‏كنند ، خدا شفاعت مرا نصيب آنان نگرداند ، آنگاه فرمود : اى اسماء اين خبر را (كه او را مى‏كشند) به فاطمه نرسانيد ، زيرا او تازه فارغ گشته است‏ .

مرحوم شيخ مفيد رحمت الله عليه در کتاب الإرشاد مي نويسد :

عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا ذَاتَ لَيْلَةٍ فَغَابَ عَنَّا طَوِيلًا ثُمَّ جَاءَنَا وَ هُوَ أَشْعَثُ أَغْبَرُ وَيَدُهُ مَضْمُومَةٌ فَقُلْتُ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا لِي أَرَاكَ أَشْعَثَ مُغْبَرّاً فَقَالَ أُسْرِيَ بِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ إِلَى مَوْضِعٍ مِنَ الْعِرَاقِ يُقَالُ لَهُ كَرْبَلَاءُ فَرَأَيْتُ فِيهِ مَصْرَعَ الْحُسَيْنِ وَ جَمَاعَةٍ مِنْ وُلْدِي وَ أَهْلِ بَيْتِي فَلَمْ أَزَلْ أَلْتَقِطُ دِمَاءَهُمْ فِيهَا هِيَ فِي يَدِي وَ بَسَطَهَا فَقَالَ خُذِيهِ وَ احْتَفِظِي بِهِ فَأَخَذْتُهُ فَإِذَا هِيَ شِبْهُ تُرَابٍ أَحْمَرَ فَوَضَعْتُهُ فِي قَارُورَةٍ وَ شَدَدْتُ رَأْسَهَا وَ احْتَفَظْتُ بِهَا فَلَمَّا خَرَجَ الْحُسَيْنُ (عليه السلام) مُتَوَجِّهاً نَحْوَ أَهْلِ الْعِرَاقِ كُنْتُ أُخْرِجُ تِلْكَ الْقَارُورَةَ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ فَأَشَمُّهَا وَ أَنْظُرُ إِلَيْهَا ثُمَّ أَبْكِي لِمُصَابِهَا فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ الْعَاشِرِ مِنَ الْمُحَرَّمِ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي قُتِلَ فِيهِ أَخْرَجْتُهَا فِي أَوَّلِ النَّهَارِ وَ هِيَ بِحَالِهَا ثُمَّ عُدْتُ إِلَيْهَا آخِرَ النَّهَارِ فَإِذَا هِيَ دَمٌ عَبِيطٌ فَضَجِجْتُ فِي بَيْتِي وَ كَظَمْتُ غَيْظِي مَخَافَةَ أَنْ يَسْمَعَ أَعْدَاؤُهُمْ بِالْمَدِينَةِ فَيُسْرِعُوا بِالشَّمَاتَةِ فَلَمْ أَزَلْ حَافِظَةً لِلْوَقْتِ وَ الْيَوْمِ حَتَّى جَاءَ النَّاعِي يَنْعَاهُ فَحُقِّقَ مَا رَأَيْتُ‏ .

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ، ج‏2 ، ص130 ، فصل في فضائل الإمام الحسين و مناقبه . و إعلام الورى بأعلام الهدى ، ص 219 ، الفصل الثالث في ذكر بعض خصائصه و مناقبه و فضائله .

از ام سلمه روايت شده كه وى گويد : در يكى از شب‏ها حضرت رسول از ما دور شدند و اين غيبت مقدارى بطول انجاميد ، پس از مدتى‏ آمدند در حالى كه غبار آلود و گرفته به نظر ميرسيدند ، و دست خود را هم بهم گذاشته بودند ، عرض كردم : يا رسول اللَّه ترا غبار آلود مى‏بينم ، فرمودند : مرا در اين شب به عراق بردند و در محلى بنام كربلا فرود آوردند ، و من در آن جا محل شهادت حسين را ديدم كه با گروهى از فرزندان و اهل بيتم در آن جا شهيد خواهند شد ، و من همواره خون آن ها را جمع مي كردم و اينك مقدارى از آن خون ها در دست من موجود است .

در اين هنگام پيغمبر خون‏ها را به من دادند و فرمودند : اين خون را نگهداريد من خون را از آن جناب گرفتم ؛ در حالى كه مانند خاك سرخى بودند ، خون را در ميان شيشه‏اى نگهداشتم ، هنگامى كه حسين عليه السّلام به طرف عراق حركت كردند من هر روز آن شيشه را نگاه ميكردم و او را مى‏بوئيدم ، و به مصيبت او ميگريستم .

روز دهم محرم كه فرا رسيد اول روز به شيشه نگاه كردم او را به حال اول ديدم و در آخر روز بار ديگر در وى نگاه كردم مشاهده كردم تبديل بخون غليظى شده ، ناگهان فريادى كشيدم ، و ليكن از ترس دشمنان او مطلب را مخفى داشتم ، من همواره در انتظار بودم كه ناگهان خبر قتل حسين بن علي عليهما السّلام را در مدينه اعلام كردند .

و نيز مي‌نويسد :


::متن کامل::

 مطلب شماره 450 | توسط بهمن قربانی در دوشنبه 28 بهمن1387 |  
غدير چشمه جوشان ولايت (به مناسبت 18 ذي‌الحجه عيد سعيد غديرخم)
موضوع: مناسبت ها

 

جبرئيل گفت يا رسول الله خدايت سلامم مي‌رساند و مي‌فرمايد ما هيچ نبيّي از انبيا و هيچ رسولي از نسل خود را قبض روح نكرده‌ايم، مگر پس از كمال و تماميت دين و تاكيد حجت و دليل بر ابقا و پايداري در دين. اكنون نوبت تو رسيده كه دو فريضه از احكام شريعت باقي مانده را به قوم خود و به ملت اسلام ابلاغ كني: نخست حج خانه خدا و پس از آن ولايت خليفه جانشين خودت مي‌باشد. آري اين است فلسفه غدير كه از سوي حضرت رحمان بر خاتم پيامبران خود ابلاغ كرد كه چون پيغمبر اين فرمان را از سوي پروردگار يافت دستور داد اعلان نمايند و به اطراف حجار مبلغيني فرستند كه به مردم برسانند كه پيغمبر خدا اراده حج خانه خدا نموده است تا اين وظيفه آسماني را مانند ساير احكام شريعت عملاً به شما مسلمانان تعليم فرمايد هركس از هر كجا استطاعت مالي و بدني دارد خود را به قافله رسول خدا برساند. پيغمبر اكرم از مدينه بيرون رفت و گروهي كثير به او پيوستند و چشم بر حكم و گوش بر فرمان او داشتند كه چگونه عمل حج را برگزار مي‌نمايد و مي‌آموزد. در بيرون شهر مدينه قريب هفتاد هزار تن به پيامبر پيوستند به عدد اصحاب موسي عليه‌السلام كه هفتاد هزار نفر بودند و با موسي به ميقات رفتند. در اين سفر همان طور كه موسي نسبت به بقيه قوم بني‌اسرائيل درباره هارون عهد و ميثاق گرفت پيغمبر خاتم الانبيا نسبت به علي كه او را به منزله هارون براي موسي مي‌دانست عهد و ميثاق گرفت پيامبر با هفتاد هزار نفر حركت كرد در حالي كه در زبان همه تكبير و تسبيح بود و تمام كوه و صحرا را طنين لبيك لبيك مردم مسلمان پر كرده بود. از اطراف آن قدر به او پيوستند كه جمعيتي حدود180 هزار نفر با رسول خدا حج گذاردند و پيغمبر تمام مناسك و اعمال حج را از حين حركت تا برگشت به وطن عملاً به آنها تعليم فرمود. در مكه و در مني باز جبرئيل نازل شد و ابلاغ سلام نمود و گفت يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك، يا رسول خدا خدايت سلامت مي‌رساند مي‌فرمايد آنچه از سوي پروردگارت بر تو فرود آمده به ديگران آگاهي‌بخش و وصي و خليفه و جانشين خود را معرفي كن او كسي است كه علم وميراث انبيا بايد نزد او محفوظ بماند و تابوت شهادت و اسرار ولايت و آثار نبوت انبيا را بايد به او بسپاري او ولي خدا و ولي هر مؤمن است. پيامبر اكرم از منافقين قوم كه تازه مسلمان بودند و به نفاق و شقاق مي‌پرداختند بيمناك بود كه مباد با گفتن اين بيان از اطراف او پراكنده شوند و سبب پراكندگي و تشتت افكار مسلمين گردند خاصه كه در بين اعمال حج است رسول خدا مي‌خواست اعمال حج تمام شود و مأموريت خود را ابلاغ فرمايد و چون گروهي بسيار در جنگ‌ها به دست علي كشته شدند علي مبغوض گروهي ظاهربين مادي بود پيامبر بيمناك بود و راهي جز ابلاغ نداشت و منتظر فرصت مناسب‌تري بود ضمناً استمداد نمود كه خداوندا مرا از شر و نفس اماره عهدشكنان مصون دار.


::متن کامل::

 مطلب شماره 430 | توسط بهمن قربانی در یکشنبه 24 آذر1387 |  

فهرست اصلي

آرشيو موضوعي

بايگاني کل مطالب

مطالب پيشين

لوگوي ما

منابع



» قرآن کريم

» نهج البلاغه

» صحيفه سجاديه

» مفاتيح الجنان


امکانات

امار وبلاگ نظر سنجي

حقوق کليه مطالب محفوظ است براي ستاد اقامه نماز. [ Designed by : EleRam.com ]