|
|
پيام مدير
کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت چه بیخیال نشستم نه کوششی نه تلاشی فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی ××××××××××××××××××× بهمن قربانی متولد:30/11/66 این وبلاگ رادر تاریخ1386.4.12 باکمک خدا وبا کمک دوستان عزیزم برای ترویج دین ونماز خوانی افتتاح کردیم امید است بتوانیم با افتتاح این وبلاگ گامی برای ترویج دین اسلام برداریم. انشاالله مارا ازنظرات مفید خود بی بهره نگذارید . سلامتی امام زمان صلوات التماس دعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ___________ Supported by: EleRam.com | Persian Softwares. ___________ ::ستاد اقامه نماز:: |
انس با دعا و نيايش در سراسر زندگي پيامبر ديده ميشود. آنقدر براي نماز و نيايش با خدا ميايستاد كه پاهاي مباركش ورم ميكرد و چهرهاش زرد ميشد. يكي از اصحاب به آن حضرت عرض كرد: مگر نه اين است كه خداوند در گذشته و آينده، تو را از گناه دور نگهداشته است. پس چرا خود را اينگونه به زحمت ميافكني؟ پيامبر در پاسخ او فرمود: «اَفَلا اَكُونُ عَبْدا شَكُورا؛ آيا بنده سپاسگزار خدا نباشم».1 پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله در هيچ حالي از دعا غفلت نميكرد:
آن حضرت، معمولاً پس از نماز اين دعا را ميخواند: اَللّهُمَّ اغْفِرْلي خَطائي وَ ذُنوبي كُلَّها، اَللَّهُمَّ أَنْعِمِي وَ اَحْيِني وَ ارْزُقْني وَ اهْدِني لِصالِح الْاَعمالِ وَ الْاَخْلاقِ فَاِنَّهُ لايَهْدي لِصالِحِها اِلاّ اَنْتَ وَ لايَصْرِفُ عَنْ سَيِّئِها اِلاّ اَنْتَ.2 خدايا! همه خطاها و گناهانم را بيامرز. خدايا! به من نعمت بخش و مرا زنده بدار و روزي ده و مرا براي انجام كارهاي نيك و رعايت اخلاق پسنديده، هدايت فرما؛ چون جز تو كسي انسانها را به كارهاي نيك، هدايت نميكند و از كارهاي زشت باز نميدارد.
هنگامي كه صداي اذان را ميشنيد، با بازگو كردن جملههاي آن، در پايان اذان ميفرمود: اَللَّهمَّ رَبَّ هذِهِ الدَّعْوةِ التّامَّهِ و الصَّلوةِ الْقائِمَةِ اَعْطِ مُحَمَّدا سُؤْلَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ و بَلِّغْهُ الدَّرَجَةَ الْوَسيلَةَ مِن الْجَنَّةِ و تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ فِي اُمَّتِهِ.3 اي خدايي كه پروردگار اين دعوت تام و نماز برپا شده هستي، درخواست محمد را در روز قيامت برآور و او را به درجهاي كه وسيله آمرزش بهشتي است، برسان و شفاعت او را درباره امتش بپذير.
هنگامي كه بر سر سفره حاضر ميشد، ميفرمود: سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ ما اَحْسَنَ ما تَبْتَلِينا سُبْحانَكَ ما اَكْثَرَ ما تُعْطِينا، سُبْحانَكَ ما اَكْثَرَ ما تُعافِينا اَللّهُمَّ اَوْسِعْ عَلَيْنا و عَلي فُقَراءِ المُؤمِنينَ وَ المُؤمِناتِ وَ الْمُسلِمينَ وَ الْمُسْلِماتِ.4 خدايا منزهي تو. چه نيكوست آنچه ما را به آن آزمودهاي و چه بسيار است آنچه به ما بخشيدهاي و چه فراوان است سلامتيهايي كه به ما دادهاي. خدايا! بر ما و بر فقيران اهل ايمان، گشايش در روزي كرامت فرما.
هنگام خواب نيز بدينگونه از خداوند ياري ميجست: بِسْمِ اللّهِ اَمُوتُ و اَحْيي وَ اِلَي اللّهِ الْمَصيرُ، اَللّهُمَّ آمِنْ رَوْعَتِي وَ اسْتُرْ عَوْرَتي وَ اَدِّ عَنِّي اَمانَتِي.5 به نام خدا ميميرم و زنده ميشوم و بازگشت (همه خلايق) به سوي خداست. خدايا! ترسم را به اَمن و آرامش تبديل فرما و عيبم را بپوشان و امانتم را ادا نما.
هنگام ديدن هلال ماه نو، دستها را بلند ميكرد و ميگفت: اَللّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَينْا بِالْاَمْنِ وَ الاِْيمانِ وَ السَّلامَةِ وَ اْلاِسْلامِ.6 خدايا! هلال اين ماه را براي ما همراه امنيت و داشتن ايمان و سلامتي و بهرهمند شدن از اسلام قرار ده.
ايشان در ابتداي سال نو چنين دعا ميفرمود: اَللّهُمَّ اَنْتَ الْاِلهُ الْقَديمُ و هذِهِ سَنَةٌ جَديدَةٌ فَاَسْئَلُكَ فيها الْعِصْمَةَ مِنْ الشَّيْطانِ و الْقُوَّةَ عَلي هذِهِ النَّفْسِ الْاَمّارَةِ بالسُّوءِ وَ اْلاِشْتِغالَ بِما يُقَرِّبُني إِلَيْكَ يا كَريمُ، يا ذَالْجَلالِ وَ الْاِكْرامِ، يا عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ، يا ذَخيرَةَ مَنْ لا ذَخيرَةَ لَهُ، يا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ، يا غِيَاثَ مَنْ لا غِياثَ لَهُ.7 خدايا! معبود ازلي تو هستي و اين، سال نو است. از تو ميخواهم كه در اين سال مرا از شرّ شيطان نگهداري و بر اين نفس امارهام پيروز گرداني و به آنچه مرا به تو نزديك ميكند، مشغول سازي. اي كريم، اي صاحب جلال و كرم، اي تكيه گاه كسي كه تكيه گاهي ندارد، اي مايه اميد كسي كه ذخيرهاي ندارد، اي نگهدار كسي كه نگهدارندهاي ندارد، اي فريادرس آنكه فريادرسي ندارد. آن طور كه نمايان است، روحيه دعا و استعانت از خدا در تمام كارهاي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وجود دارد و ايشان از سلاح دعا براي ارتباط با مبدأ آفرينش و شكرگزاري به پاس نعمتهاي خداوندي بهره ميگرفت. پی نوشت ها 1. بحارالانوار، ج 17، صص 257و 287. 2. علامه سيد محسن امين، اعيان الشيعه، ج 6 ، ص 287. 3. نعمان بن محمد اليتمي، دعائم الاسلام، ج 1، ص 146. 4. سنن النبي، ص 323 . 5. همان، ص 322. 6. علي بن طاهر ابي احمد الحسيني، امالي، ج 2، ص 109. 7. سنن النبي، ص 339 .
۸۳ نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با همۀ مراتب خضوع و خشوع. [در محضر بهجت:1/222] 84. نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! [در محضر بهجت:1/222] 85. نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می شود. [در محضر بهجت:2/377] 86. تمام لذتها روحی است؛ و آن چه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است. [در محضر بهجت:2/392] 87. قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است. [نکته های ناب: 78] 88. نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد. [نکته های ناب: 82] 89. ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می کنیم؛ و بعد به سجده و خاک بر می گردیم. [نکته های ناب:83] 90. شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه ساز نماز بعدی باشد.[نکته های ناب:81] 91. قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.[نکته های ناب:83] 92. سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟ جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.[به سوی محبوب:62] 93. سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟ جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید![به سوی محبوب:63] 94. اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر (عج) است.[به سوی محبوب:64] 95. گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه![به سوی محبوب:68] 96. سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟ جواب: با قرائت آیۀ آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.] [به سوی محبوب:77] 97. سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟ جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77] 98. از آیِۀ شریفۀ (اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ [عنکبوت:45] نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد.) استفاده می شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر: کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی کند، واقعاً نمازش نماز نیست!) [در محضر بهجت:2/83] 99. این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.[برگی از دفتر آفتاب:133] 100. یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم![برگی از دفتر آفتاب:133] 101. اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطۀ خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است![برگی از دفتر آفتاب:139] 102. همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است! [در محضر بهجت:1/122] 103. همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین! [در محضر بهجت:1/283] 104. سؤال: می خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم. جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست![به سوی محبوب:62] 105. سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.[فیضی از ورای سکوت:77] 106. سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟ جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.[به سوی محبوب:63] 107. سؤال: مستدعی است جملۀ کوتاه و رسایی دربارۀ نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد. جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتبۀ عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم السلام) است: (الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن: نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...[به سوی محبوب:64] 108. اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره مند نشود، در عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلواخوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی شوند.[نکته های ناب:82] 109. در کلمات امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ: بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می باشد.) مشاهده کرده ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند! [در محضر بهجت:1/92] 110. از حدیث (تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.) بر می آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم. [در محضر بهجت:1/350] 111. سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم؛ علاج آن چیست؟ جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ (فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه: این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!)[به سوی محبوب:70] 112. معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است![در خلوت عارفان:103] 113. وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ باز می گردد، اولین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحیۀ او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: (اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَیَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام: خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیۀ تو است و به سوی تو باز می گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیۀ خود تحیّت گوی!)[نکته های ناب:83] 114. چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و همۀ بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛ ولی ما چه می دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که: (لَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه: اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی گرداند!)[نکته های ناب:84] 115. ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزلۀ کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.[نکته های ناب:84] 116. در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می کند، خالق هم با او خلوت کرده است![نکته های ناب:88] 117. بلی می شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً: خداوندا، زن شایسته ای را روزی من کن!) یا بگوید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً: خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!)[فریادگر توحید:213]
اسراری از نماز و نیایش . نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با همۀ مراتب خضوع و خشوع. [در محضر بهجت:1/222] 84. نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! [در محضر بهجت:1/222] 85. نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می شود. [در محضر بهجت:2/377] 86. تمام لذتها روحی است؛ و آن چه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است. [در محضر بهجت:2/392] 87. قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است. [نکته های ناب: 78] 88. نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد. [نکته های ناب: 82] 89. ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می کنیم؛ و بعد به سجده و خاک بر می گردیم. [نکته های ناب:83] 90. شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه ساز نماز بعدی باشد.[نکته های ناب:81] 91. قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.[نکته های ناب:83] 92. سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟ جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.[به سوی محبوب:62] 93. سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟ جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید![به سوی محبوب:63] 94. اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر (عج) است.[به سوی محبوب:64] 95. گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه![به سوی محبوب:68] 96. سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟ جواب: با قرائت آیۀ آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.] [به سوی محبوب:77] 97. سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟ جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77] 98. از آیِۀ شریفۀ (اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ [عنکبوت:45] نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد.) استفاده می شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر: کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی کند، واقعاً نمازش نماز نیست!) [در محضر بهجت:2/83] 99. این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.[برگی از دفتر آفتاب:133] 100. یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم![برگی از دفتر آفتاب:133] 101. اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطۀ خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است![برگی از دفتر آفتاب:139] 102. همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است! [در محضر بهجت:1/122] 103. همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین! [در محضر بهجت:1/283] 104. سؤال: می خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم. جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست![به سوی محبوب:62] 105. سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.[فیضی از ورای سکوت:77] 106. سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟ جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.[به سوی محبوب:63] 107. سؤال: مستدعی است جملۀ کوتاه و رسایی دربارۀ نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد. جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتبۀ عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم السلام) است: (الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن: نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...[به سوی محبوب:64] 108. اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره مند نشود، در عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلواخوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی شوند.[نکته های ناب:82] 109. در کلمات امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ: بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می باشد.) مشاهده کرده ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند! [در محضر بهجت:1/92] 110. از حدیث (تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.) بر می آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم. [در محضر بهجت:1/350] 111. سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم؛ علاج آن چیست؟ جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ (فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه: این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!)[به سوی محبوب:70] 112. معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است![در خلوت عارفان:103] 113. وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ باز می گردد، اولین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحیۀ او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: (اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَیَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام: خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیۀ تو است و به سوی تو باز می گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیۀ خود تحیّت گوی!)[نکته های ناب:83] 114. چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و همۀ بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛ ولی ما چه می دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که: (لَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه: اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی گرداند!)[نکته های ناب:84] 115. ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزلۀ کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.[نکته های ناب:84] 116. در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می کند، خالق هم با او خلوت کرده است![نکته های ناب:88] 117. بلی می شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً: خداوندا، زن شایسته ای را روزی من کن!) یا بگوید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً: خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!)[فریادگر توحید:213]
امام حسین (ع)از دیدگاه بزرگان جهان مهاتماگاندي (رهبر استقلال هند): من زندگي امام حسين، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خواندهام و توجه كافي به صفحات كربلا نمودهام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از امام حسين پيروي كند.
ـ محمد علي جناح (قائد اعظم پاكستان): هيچ نمونهاي از شجاعت، بهتر از آنكه امام حسين از لحاظ فداكاري و تهور نشان داد در عالم پيدا نميشود. به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد پيروي نمايد.
ـ چارلزديكنز (نويسنده معروف انگليسي): اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواستههاي دنيايي بود، من نميفهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مينمايد كه او فقط به خاطر اسلام، فداكاري خويش را انجام داد.
ـ توماس كارلايل (فيلسوف و مورخ انگيسي): بهترين درسي كه از تراژدي كربلا ميگيريم، اين است كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددي در جايي كه حق با باطل رو برو ميشود اهميت ندارد و پيروزي حسين با وجود اقليتي كه داشت، باعث شگفتي من است.
ـ ادوارد براون (مستشرق معروف انگليسي): آيا قلبي پيدا ميشود كه وقتي درباره كربلا سخن ميشنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتي غير مسلمانان نيز نميتوانند پاكي روحي را كه در اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انكار كنند.
ـ فردر جمس: درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند و همچنين ميرساند كه هرگاه كسي براي اين صفات مقاومت كند و در راه آن پافشاري نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.
ـ ل.م.بويد: در طي قرون، افراد بشر هميشه جرأت و پردلي و عظمت روح، بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشتهاند و در همين هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نميشود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين. و من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا ميگويند شركت كردهام، هر چند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است.
ـ واشنگتن ايروينگ (مورخ مشهور آمريكايي): براي امام حسين (عليهالسلام) ممكن بود كه زندگي خود را با تسليم شدن به يزيد نجات بخشد، ليكن مسؤوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نميداد كه او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روي ريگهاي تفتيده عربستان، روح حسين فنا ناپذير است. اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، اي حسين!
ـ توماس ماساريك: گرچه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح مردم را متأثر ميسازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان حسين (عليهالسلام) يافت ميشود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابر مصائب
ـ موريس دوكبري: در مجالس عزاداري حسين گفته ميشود كه حسين، براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زيربار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده، از زيردست استعمارگران خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي ذلت ترجيح دهيم. ـ ماربين آلماني (خاورشناس): حسين (عليهالسلام) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، به دنيا درس فداكاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت. اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست و بناي ستم هرچه ظاهرا عظيم و استوار باشد، در برابر حق و حقيقت چون پر كاهي بر باد خواهد رفت.
ـ بنت الشاطي: زينب، خواهر حسين بن علي (عليهماالسلام) لذت پيروزي را در كام ابن زياد و بني اميه خراب كرد و در جام پيروزي آنان قطرات زهر ريخت، در همه حوادث سياسي پس از عاشورا، همچون قيام مختار و عبدالله بن زبير و سقوط دولت امويان و برپايي حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيع، زينب قهرمان كربلا نقش برانگيزنده داشت.
ـ لياقت علي خان (نخست وزير پاكستان): اين روز محرم: براي مسلمانان سراسر جهان معني بزرگ دارد. در اين روز، يكي از حزن آورترين و تراژديك ترين وقايع اسلام اتفاق افتاد، شهادت حضرت امام حسين (عليهالسلام) در عين حزن، نشانه فتح نهايي روح واقعي اسلامي بود، زيرا تسليم كامل به اراده الهي به شمار ميرفت. اين درس به ما ميآموزد كه مشكلات و خطرها هرچه باشد، نبايستي ما پروا كنيم و از راه حق و عدالت منحرف شويم.
ـ جرج جرداق (دانشمند و اديب مسيحي): وقتي يزيد، مردم را تشويق به قتل حسين و مأمور به خونريزي ميكرد، آنها ميگفتند: «چه مبلغ ميدهي»؟ اما انصار حسين به او گفتند: ما با تو هستيم. اگر هفتاد بار كشته شويم، باز ميخواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.
ـ احمد محمود صبحي: اگر چه حسين بن علي (عليهماالسلام) در ميدان نظامي يا سياسي شكست خورد، اما تاريخ، هرگز شكستي را سراغ ندارد كه مثل خون حسين (عليهالسلام) به نفع شكست خوردگان تمام شده باشد. خون حسين، انقلاب پسر زبير و خروج مختار و نهضتهاي ديگر را در پي داشت، تا آنجا كه حكومت اموي ساقط شد و نداي خونخواهي حسين، فريادي شد كه آن تختها و حكومتها را به لرزه در آورد.
ـ آنطون بارا (مسيحي): اگر حسين از آن ما بود، در هر سرزميني براي او بيرقي بر ميافراشتيم و در هر روستايي براي او منبري بر پا مينموديم و مردم را با نام حسين به مسيحيت فرا ميخوانديم.
ـ گيبون (مورخ انگليسي): با آنكه مدتي از واقعه كربلا گذشته و ما با صاحب واقعه هم وطن نيستيم، مع ذلك مشقات و مشكلاتي كه حضرت حسين (عليهالسلام) تحمل نموده، احساساست سنگين دل ترين خواننده را بر ميانگيزد، چندانكه يك نوع عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مييابد.
ـ نيكلسون (خاورشناس معروف): بني اميه، سركش و مستبد بودند، قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند... و چون تاريخ را بررسي كنيم، گويد: دين بر ضد فرمانفرمايي تشريفاتي قيام كرد و حكومت ديني در مقابل امپراتوري ايستادگي نمود. بنابراين، تاريخ از روي انصاف حكم ميكند كه خون حسين (عليهالسلام) به گردن بني اميه است.
ـ سرپرسي سايكس (خاورشناس انگليسي): حقيقتا آن شجاعت و دلاوري كه اين عده قليل از خود بروز دادند، به درجهاي بوده است كه در تمام اين قرون متمادي هر كسي آن را شنيد، بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود. اين يك مشت مردم دلير غيرتمند، نامي بلند غير قابل زوال براي خود تا ابد باقي گذاشتند.
ـ تاملاس توندون (هندو، رئيس كنگره ملي هندوستان): اين فداكاريهاي عالي از قبيل شهادت امام حسين (عليهالسلام)، سطح فكر بشريت را ارتقا بخشيده است و خاطره آن شايسته است هميشه باقي بماند و يادآوري شود.
ـ محمد زغلول پاشا (در مصر، در تكيه ايرانيان): حسين (عليهالسلام) در اين كار، به واجب ديني و سياسي خود قيام كرده و اينگونه مجالس عزاداري، روح شهامت را در مردم پرورش ميدهد و مايه قوت اراده آنها در راه حق و حقيقت ميگردد. ـ عبدالرحمان شرقاوي (نويسنده مصري): حسين (عليهالسلام)، شهيد راه دين و آزادگي است. نه تنها شيعه بايد به نام حسين ببالد، بلكه تمام آزاد مردان دنيا بايد به اين نام شريف افتخار كنند.
ـ طه حسين (دانشمند و اديب مصري): حسين (عليهالسلام)، براي به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد، در آتش شوق ميسوخت. او زبان را درباره معاويه و عمالش آزاد كرد، تا به حدي كه معاويه تهديدش نمود. اما حسين، حزب خود را وادار كرد كه در طرفداري حق سختگير باشند.
ـ عبدالحميد جودة السحار (نويسنده مصري): حسين (عليهالسلام) نميتوانست با يزيد بيعت كند و به حكومت او تن بدهد، زيرا در آن صورت، بر فسق و فجور، صحه ميگذاشت و اركان ظلم و طغيان را محكم ميكرد و بر فرمانروايي باطل تمكين مينمود. امام حسين به اين كارها راضي نميشد، گرچه اهل و عيالش به اسارت افتند و خود و يارانش كشته شوند.
ـ علامه طنطاوي (دانشمند و فيلسوف مصري): (داستان حسيني) عشق آزادگان را به فداكاري در راه خدا بر ميانگيزد و استقبال مرگ را بهترين آرزوها به شمار ميآورد، چندانكه بر شتاب به قربانگاه، بر يكديگر پيشي جويند.
ـ العبيدي (مفتي موصل): فاجعه كربلا در تاريخ بشر نادرهاي است، همچنان كه مسببين آن نيز نادرهاند... حسين بن علي (عليهماالسلام) سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پيامبر اكرم وظيفه خويش ديد و از اقدام به آن تسامحي نورزيد. هستي خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا كرد و بدين سبب نزد پروردگار، «سرور شهيدان» محسوب شد و در تاريخ ايام، «پيشواي اصلاح طلبان» به شمار رفت. آري، به آنچه خواسته بود و بلكه برتر از آن، كامياب گرديد
· امام حسین از دید دانشمند بزرگ تاریخ ایران(دکتر علی شریعتی) «دكتر در طول چند سال حساس، هیجان مؤثرى در جوّ اسلامى و انقلاب اسلامى به وجود آورد و در جذب نیروهاى جوان درس خوانده و پر شور و پر احساس به سوى اسلام اصیل، نقش سازندهاى داشت و دلهاى زیادى را با انقلاب اسلامى همراه كرد. این انقلاب و جامعه باید قدردان این نقش مؤثر باشد.»(1) ::متن کامل::
مهاتماگاندي (رهبر استقلال هند): من زندگي امام حسين، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خواندهام و توجه كافي به صفحات كربلا نمودهام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از امام حسين پيروي كند.
ـ محمد علي جناح (قائد اعظم پاكستان): هيچ نمونهاي از شجاعت، بهتر از آنكه امام حسين از لحاظ فداكاري و تهور نشان داد در عالم پيدا نميشود. به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد پيروي نمايد.
ـ چارلزديكنز (نويسنده معروف انگليسي): اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواستههاي دنيايي بود، من نميفهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مينمايد كه او فقط به خاطر اسلام، فداكاري خويش را انجام داد.
ـ توماس كارلايل (فيلسوف و مورخ انگيسي): بهترين درسي كه از تراژدي كربلا ميگيريم، اين است كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددي در جايي كه حق با باطل رو برو ميشود اهميت ندارد و پيروزي حسين با وجود اقليتي كه داشت، باعث شگفتي من است.
ـ ادوارد براون (مستشرق معروف انگليسي): آيا قلبي پيدا ميشود كه وقتي درباره كربلا سخن ميشنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتي غير مسلمانان نيز نميتوانند پاكي روحي را كه در اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انكار كنند.
ـ فردر جمس: درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند و همچنين ميرساند كه هرگاه كسي براي اين صفات مقاومت كند و در راه آن پافشاري نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.
ـ ل.م.بويد: در طي قرون، افراد بشر هميشه جرأت و پردلي و عظمت روح، بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشتهاند و در همين هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نميشود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين. و من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا ميگويند شركت كردهام، هر چند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است.
ـ واشنگتن ايروينگ (مورخ مشهور آمريكايي): براي امام حسين (عليهالسلام) ممكن بود كه زندگي خود را با تسليم شدن به يزيد نجات بخشد، ليكن مسؤوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نميداد كه او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روي ريگهاي تفتيده عربستان، روح حسين فنا ناپذير است. اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، اي حسين!
ـ توماس ماساريك: گرچه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح مردم را متأثر ميسازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان حسين (عليهالسلام) يافت ميشود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابر مصائب
ـ موريس دوكبري: در مجالس عزاداري حسين گفته ميشود كه حسين، براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زيربار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده، از زيردست استعمارگران خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي ذلت ترجيح دهيم. ـ ماربين آلماني (خاورشناس): حسين (عليهالسلام) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، به دنيا درس فداكاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت. اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست و بناي ستم هرچه ظاهرا عظيم و استوار باشد، در برابر حق و حقيقت چون پر كاهي بر باد خواهد رفت.
ـ بنت الشاطي: زينب، خواهر حسين بن علي (عليهماالسلام) لذت پيروزي را در كام ابن زياد و بني اميه خراب كرد و در جام پيروزي آنان قطرات زهر ريخت، در همه حوادث سياسي پس از عاشورا، همچون قيام مختار و عبدالله بن زبير و سقوط دولت امويان و برپايي حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيع، زينب قهرمان كربلا نقش برانگيزنده داشت.
ـ لياقت علي خان (نخست وزير پاكستان): اين روز محرم: براي مسلمانان سراسر جهان معني بزرگ دارد. در اين روز، يكي از حزن آورترين و تراژديك ترين وقايع اسلام اتفاق افتاد، شهادت حضرت امام حسين (عليهالسلام) در عين حزن، نشانه فتح نهايي روح واقعي اسلامي بود، زيرا تسليم كامل به اراده الهي به شمار ميرفت. اين درس به ما ميآموزد كه مشكلات و خطرها هرچه باشد، نبايستي ما پروا كنيم و از راه حق و عدالت منحرف شويم.
ـ جرج جرداق (دانشمند و اديب مسيحي): وقتي يزيد، مردم را تشويق به قتل حسين و مأمور به خونريزي ميكرد، آنها ميگفتند: «چه مبلغ ميدهي»؟ اما انصار حسين به او گفتند: ما با تو هستيم. اگر هفتاد بار كشته شويم، باز ميخواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.
ـ احمد محمود صبحي: اگر چه حسين بن علي (عليهماالسلام) در ميدان نظامي يا سياسي شكست خورد، اما تاريخ، هرگز شكستي را سراغ ندارد كه مثل خون حسين (عليهالسلام) به نفع شكست خوردگان تمام شده باشد. خون حسين، انقلاب پسر زبير و خروج مختار و نهضتهاي ديگر را در پي داشت، تا آنجا كه حكومت اموي ساقط شد و نداي خونخواهي حسين، فريادي شد كه آن تختها و حكومتها را به لرزه در آورد.
ـ آنطون بارا (مسيحي): اگر حسين از آن ما بود، در هر سرزميني براي او بيرقي بر ميافراشتيم و در هر روستايي براي او منبري بر پا مينموديم و مردم را با نام حسين به مسيحيت فرا ميخوانديم.
ـ گيبون (مورخ انگليسي): با آنكه مدتي از واقعه كربلا گذشته و ما با صاحب واقعه هم وطن نيستيم، مع ذلك مشقات و مشكلاتي كه حضرت حسين (عليهالسلام) تحمل نموده، احساساست سنگين دل ترين خواننده را بر ميانگيزد، چندانكه يك نوع عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مييابد.
ـ نيكلسون (خاورشناس معروف): بني اميه، سركش و مستبد بودند، قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند... و چون تاريخ را بررسي كنيم، گويد: دين بر ضد فرمانفرمايي تشريفاتي قيام كرد و حكومت ديني در مقابل امپراتوري ايستادگي نمود. بنابراين، تاريخ از روي انصاف حكم ميكند كه خون حسين (عليهالسلام) به گردن بني اميه است.
ـ سرپرسي سايكس (خاورشناس انگليسي): حقيقتا آن شجاعت و دلاوري كه اين عده قليل از خود بروز دادند، به درجهاي بوده است كه در تمام اين قرون متمادي هر كسي آن را شنيد، بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود. اين يك مشت مردم دلير غيرتمند، نامي بلند غير قابل زوال براي خود تا ابد باقي گذاشتند.
ـ تاملاس توندون (هندو، رئيس كنگره ملي هندوستان): اين فداكاريهاي عالي از قبيل شهادت امام حسين (عليهالسلام)، سطح فكر بشريت را ارتقا بخشيده است و خاطره آن شايسته است هميشه باقي بماند و يادآوري شود.
ـ محمد زغلول پاشا (در مصر، در تكيه ايرانيان): حسين (عليهالسلام) در اين كار، به واجب ديني و سياسي خود قيام كرده و اينگونه مجالس عزاداري، روح شهامت را در مردم پرورش ميدهد و مايه قوت اراده آنها در راه حق و حقيقت ميگردد. ـ عبدالرحمان شرقاوي (نويسنده مصري): حسين (عليهالسلام)، شهيد راه دين و آزادگي است. نه تنها شيعه بايد به نام حسين ببالد، بلكه تمام آزاد مردان دنيا بايد به اين نام شريف افتخار كنند.
ـ طه حسين (دانشمند و اديب مصري): حسين (عليهالسلام)، براي به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد، در آتش شوق ميسوخت. او زبان را درباره معاويه و عمالش آزاد كرد، تا به حدي كه معاويه تهديدش نمود. اما حسين، حزب خود را وادار كرد كه در طرفداري حق سختگير باشند.
ـ عبدالحميد جودة السحار (نويسنده مصري): حسين (عليهالسلام) نميتوانست با يزيد بيعت كند و به حكومت او تن بدهد، زيرا در آن صورت، بر فسق و فجور، صحه ميگذاشت و اركان ظلم و طغيان را محكم ميكرد و بر فرمانروايي باطل تمكين مينمود. امام حسين به اين كارها راضي نميشد، گرچه اهل و عيالش به اسارت افتند و خود و يارانش كشته شوند.
ـ علامه طنطاوي (دانشمند و فيلسوف مصري): (داستان حسيني) عشق آزادگان را به فداكاري در راه خدا بر ميانگيزد و استقبال مرگ را بهترين آرزوها به شمار ميآورد، چندانكه بر شتاب به قربانگاه، بر يكديگر پيشي جويند. ـ العبيدي (مفتي موصل): فاجعه كربلا در تاريخ بشر نادرهاي است، همچنان كه مسببين آن نيز نادرهاند... حسين بن علي (عليهماالسلام) سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پيامبر اكرم وظيفه خويش ديد و از اقدام به آن تسامحي نورزيد. هستي خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا كرد و بدين سبب نزد پروردگار، «سرور شهيدان» محسوب شد و در تاريخ ايام، «پيشواي اصلاح طلبان» به شمار رفت. آري، به آنچه خواسته بود و بلكه برتر از آن، كامياب گرديد
« نماز در کلام امیر مومنان علی علیه السلام»
وصف نماز را باید از کسی شنید که خود به راستی اقامه کننده آن بود . کسی که نماز با تک تک سلولهای مبارکش عجین شده و آن را با تمام وجود برپا می نمود . ذره ذره خاک مدینه، مکه ، کوفه هر جایی که ایشان قدم نهاده است ، گواه راز و نیازها و نمازهای حقیقی آن بزرگوار است . هنوز پژواک نوای دلنشین مناجات امام علی (ع) در جان هستی طنین انداز است . پس گوش جان به فرموده های آن امام همام می سپاریم ، تا آداب قیام به نماز را که ستون دین است ، فرا گرفته و عامل به آن باشیم .
"اهمیت و فضیلت نماز "-شما را به نماز و مراقبت از آن سفارش می کنم، زیرا نماز برترین عمل و ستون و اساس دین شما است . (1) -وقتی که بنده ای سجده می کند ، ابلیس فریاد می زند: وای برمن! او اطاعت کرد، ولی من معصیت کردم، او سجده کرد و من از این عمل سرباز زدم.(2) -گناهی که پس از آن مهلت یافتم تا دو رکعت نماز گزارم و از خدا اصلاح آن گناه را بخواهم، مرا اندوهگین نکرد.(3) -نماز ستون دین است و اولین عمل انسان است که خدا بدان نظر می کند، اگر صحیح بود ، به سایر اعمال نیز نظر می فرماید و اگر صحیح نباشد در هیچ عمل دیگر نمی نگرد و کسی که تارک نماز باشد بهره ای از اسلام ندارد .(4)
" نماز امام علی (ع)"-بارخدایا! من نخستین کسی هستم که به حق رسیدم ، آن را شنیدم و پذیرفتم . هیچ کس مگر رسول خدا (ص) درنماز بر من پیشی نگرفت. ( 5) -بار خدایا! این نماز را که در پیشگاه تو به جای آوردم، نه به جهت نیازی است که به آن داری و نه به خاطر میل و رغبتی است که در آن داری، بلکه برای بزرگداشت و پذیرش فرمان تو است که مرا به انجام آن فرمان داده ای . خدایا! اگر در نماز من عیبی است ، یا رکوع و سجود آن ناقص است، مرا باز خواست مکن و با پذیرش و آمرزش خود، بر من تفضل و عنایت فرما.(6) -چون وقت نماز فرا می رسید ، علی (ع ) بر خود می لرزید. به او می گفتند: یا امیر المؤمنین ! ترا چه شده است ؟ می فرمود: وقت ادای امانتی رسیده است که خداوند آن را بر آسمان ها ، زمین و کوه ها عرضه کرد، آنها از قبول آن ابا کردند و از آن بیمناک شدند .(7) -امیر المؤمنین (ع) رکوع نماز را آن قدر طولانی می کرد که عرق از ساق پای وی جاری و زیر قدم های مبارکش تر میشد .(8) -هنگامی که برای حضرت علی (ع) مشکلی پیش می آمد، به نماز پناه می برد و آیه « واستعینوا بالصبر و الصلوة» (از صبر و نماز یاری جویید) را تلاوت می کرد .(9)
"آثار و اسرار نماز "-هنگامی که انسان در حال نماز است ، اندام ، لباسش و هر چه پیرامون اوست، خدا را تسبیح می گویند .(10) -نماز، قلعه و دژ محکمی است که نماز گزار را از حملات شیطان نگاه می دارد .(11) -نماز، گناهان را مانند ریزش برگ درختان فرو می ریزد .(12) -اگر نمازگزار بداند که چقدر از رحمت خداوند را فرا گرفته است ، سرش را از سجده بر نمی دارد .(13) -پیامبر خدا (ص) نماز را به چشمه آب گرمی که در خانه است وشخص شبانه روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد، تشبیه کرده است . بدون تردید چرک و آلودگی در بدن چنین کسی باقی نخواهد ماند .(14) -( بندگان مؤمن) هنگامی که نماز می خوانند، به نشان تواضع ، گونه ها را به خاک می سایند و برای اظهار کوچکی و خاکساری ، اعضای خود را بر زمین می گذارند .(15)
" آمادگی قبل از نماز "-امیرالمؤمنین (ع) فرمود: پیغمبر خدا (ص) فرموده است : روز قیامت خداوند امت مرا در میان سایر امت ها در حالی محشور می کند که آثار نورانی وضو در ایشان پیداست .(16) -روزی حضرت علی (ع) به فرزندش محمد حنیفه فرمود: ظرفی آب بیاور. محمد آب آورد ، حضرت دست های خود را شست و فرمود: به نام خدا تبرک می جویم ، از او کمک می خواهم ، حمد و سپاس مخصوص خدایی است که آب را پاک و پاک کننده ساخت. سپس آب در دهان گردانید و عرض کرد: خداوندا روزی که ترا ملاقات می کنم، حجتم را به من تلقین کن و زبانم را برای ذکرت بگشای . آنگاه با آب ، بینی خود را شسته و عرض کرد : خدایا بوی بهشت را بر من حرام مکن و من را از کسانی قرار ده که بوی نسیم و عطر بهشت را حس می کنند . سپس صورتش را شست و عرض کرد: خداوندا روزی که تبهکاران روسیاهند، مرا روسپید گردان و روزی که صالحان روسفیدند، روسیاهم مکن. آنگاه دست راستش را شست و عرض کرد : خدایا کارنامه ام را به دست راستم و برگه اقامت ابدی در بهشت را به دست چپم بده و حساب مرا آسان گیر. پس از آن ، دست چپش را شست و عرض کرد: خدایا کارنامه را به دست چپم مده، آن را بر گردنم مینداز و من از پاره های آتش به تو پناه می برم .آن گاه سرش را مسح کرد و عرض نمود: خداوندا جامه های رحمت ، برکت و عفوت را برمن بپوشان. سپس دوپای خود را مسح کرد و عرض نمود: خدایا روزی که قدم ها در آن می لغزند ، گام های مرا بر صراط ، ثابت و استوار فرما و سعی و تلاشم را در چیزی قرار ده که تو از من راضی باشی. (17) -زمانی بر مردم بگذرد که کارهای ناشایست بسیار گردد ، هر یک ازشما که آن زمان را درک کند، نباید شبها بدون وضو بخوابد. (18) -مراقب اول وقت بودن نمازهای پنجگانه باشید، زیرا این نمازها در پیشگاه خداوند عزوجل دارای موقعیتی خاص هستند .(19) -هر که بانگ( اذان ) را بشنود و بدون علت به آن پاسخ ندهد، پس نمازی برای او نیست .(20) ::متن کامل:: |
فهرست اصلي آرشيو موضوعي
اشعار
نماز ها چرا نماز؟ احکام نماز آموزش نماز مناسبت ها دریافت فایل سخن بزرگان معرفی کتاب قرآن و حدیث اعمال ماه ها آرشیو تصاویر اطلاعیه ها نظرات جالب دانلود نرم افزار پرسش و پاسخ لینک های مفید نمازدر سخن گهربار بزرگان پژوهش و مقاله ها داستان های آموزنده تاثیرات نماز بر بیماری ها بايگاني کل مطالب
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 مطالب پيشين شب سرنوشت آغاز شبهاي قدر در جمعه 20 شهریور1388 ویژه نامه ماه مبارک رمضان در چهارشنبه 11 شهریور1388 خوف و رجا در دوشنبه 9 شهریور1388 در جمعه 30 مرداد1388 همراهان نماز در دوشنبه 26 مرداد1388 ميلاد مسعود و خجسته امام زمان (عج) مبارک باد در پنجشنبه 15 مرداد1388 تسبیح فاطمه علیهاالسلام، مصداقی از ذکر کثیر در پنجشنبه 1 مرداد1388 اسراری از نماز و نیایش در دوشنبه 29 تیر1388 اسراری از نماز و نیایش در جمعه 5 تیر1388 تسنيم وصال در دوشنبه 4 خرداد1388 اسراری از نماز و نیایش در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 همراهان نماز در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388 نماز در پنجشنبه 20 فروردین1388 هفت سین خدا! در پنجشنبه 29 اسفند1387 لوگوي ما منابع
امکانات امار وبلاگ
نظر سنجي
|
حقوق کليه مطالب محفوظ است براي ستاد اقامه نماز. [ Designed by : EleRam.com ]