<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> .....۩۩ ستاد اقامه نماز ۩۩.....</title>
<link>http://salat.blogfa.com/</link>
<description>نماز رابطه است بین دو بی نهایت .یکی بی نهایت بزرگ(خدا) یکی بی نهایت کوچک(انسان)</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 10 Oct 2009 15:58:21 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>دعا و نيايش در زندگي پيامبر اکرم (ص)</title>
<link>http://salat.blogfa.com/post-470.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;انس با دعا و نيايش در سراسر زندگي پيامبر ديده مي‏شود.‌ آن‏قدر براي نماز و نيايش با خدا مي‏ايستاد كه پاهاي مباركش ورم مي‏كرد و چهره‏اش زرد مي‏شد.‌ يكي از اصحاب به آن حضرت عرض كرد:‌ مگر نه اين است كه خداوند در گذشته و آينده، تو را از گناه دور نگه‏داشته است.‌ پس چرا خود را اين‏گونه به زحمت مي‏افكني؟ پيامبر در پاسخ او فرمود:‌ «‌اَفَلا اَكُونُ عَبْدا شَكُورا؛ آيا بنده سپاس‏گزار خدا نباشم»‌.‌1‌ پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله در هيچ حالي از دعا غفلت نمي‏كرد:‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; آن حضرت، معمولاً پس از نماز اين دعا را مي‏خواند:‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اَللّهُمَّ اغْفِرْلي خَطائي وَ ذُنوبي كُلَّها، اَللَّهُمَّ أَنْعِمِي وَ اَحْيِني وَ ارْزُقْني وَ اهْدِني لِصالِح الْاَعمالِ وَ الْاَخْلاقِ فَاِنَّهُ لايَهْدي لِصالِحِها اِلاّ اَنْتَ وَ لايَصْرِفُ عَنْ سَيِّئِها اِلاّ اَنْتَ.2&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدايا!‌ همه خطاها و گناهانم را بيامرز.‌ خدايا!‌ به من نعمت بخش و مرا زنده بدار و روزي ده و مرا براي انجام كارهاي نيك و رعايت اخلاق پسنديده، هدايت فرما؛ چون جز تو كسي انسان‏ها را به كارهاي نيك، هدايت نمي‏كند و از كارهاي زشت باز نمي‏دارد.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنگامي كه صداي اذان را مي‏شنيد، با بازگو كردن جمله‏هاي آن، در پايان اذان مي‏فرمود:‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اَللَّهمَّ رَبَّ هذِهِ الدَّعْوةِ التّامَّهِ و الصَّلوةِ الْقائِمَةِ اَعْطِ مُحَمَّدا سُؤْلَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ و بَلِّغْهُ الدَّرَجَةَ الْوَسيلَةَ مِن الْجَنَّةِ و تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ فِي اُمَّتِهِ.3&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اي خدايي كه پروردگار اين دعوت تام و نماز برپا شده هستي، درخواست محمد را در روز قيامت برآور و او را به درجه‏اي كه وسيله آمرزش بهشتي است، برسان و شفاعت او را درباره امتش بپذير.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; هنگامي كه بر سر سفره حاضر مي‏شد، مي‏فرمود:‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ ما اَحْسَنَ ما تَبْتَلِينا سُبْحانَكَ ما اَكْثَرَ ما تُعْطِينا، سُبْحانَكَ ما اَكْثَرَ ما تُعافِينا اَللّهُمَّ اَوْسِعْ عَلَيْنا و عَلي فُقَراءِ المُؤمِنينَ وَ المُؤمِناتِ وَ الْمُسلِمينَ وَ الْمُسْلِماتِ.4&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدايا منزهي تو.‌ چه نيكوست آنچه ما را به آن آزموده‏اي و چه بسيار است آنچه به ما بخشيده‏اي و چه فراوان است سلامتي‏هايي كه به ما داده‏اي.‌ خدايا!‌ بر ما و بر فقيران اهل ايمان، گشايش در روزي كرامت فرما.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنگام خواب نيز بدين‏گونه از خداوند ياري مي‏جست:‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بِسْمِ اللّه‏ِ اَمُوتُ و اَحْيي وَ اِلَي اللّه‏ِ الْمَصيرُ، اَللّهُمَّ آمِنْ رَوْعَتِي وَ اسْتُرْ عَوْرَتي وَ اَدِّ عَنِّي اَمانَتِي.5&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به نام خدا مي‏ميرم و زنده مي‏شوم و بازگشت (‌همه خلايق)‌ به سوي خداست.‌ خدايا!‌ ترسم را به اَمن و آرامش تبديل فرما و عيبم را بپوشان و امانتم را ادا نما.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنگام ديدن هلال ماه نو، دست‏ها را بلند مي‏كرد و مي‏گفت:‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اَللّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَينْا بِالْاَمْنِ وَ الاِْيمانِ وَ السَّلامَةِ وَ اْلاِسْلامِ.6&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدايا!‌ هلال اين ماه را براي ما همراه امنيت و داشتن ايمان و سلامتي و بهره‏مند شدن از اسلام قرار ده.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ايشان در ابتداي سال نو چنين دعا مي‏فرمود:‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اَللّهُمَّ اَنْتَ الْاِلهُ الْقَديمُ و هذِهِ سَنَةٌ جَديدَةٌ فَاَسْئَلُكَ فيها الْعِصْمَةَ مِنْ الشَّيْطانِ و الْقُوَّةَ عَلي هذِهِ النَّفْسِ الْاَمّارَةِ بالسُّوءِ وَ اْلاِشْتِغالَ بِما يُقَرِّبُني إِلَيْكَ يا كَريمُ، يا ذَالْجَلالِ وَ الْاِكْرامِ، يا عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ، يا ذَخيرَةَ مَنْ لا ذَخيرَةَ لَهُ، يا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ، يا غِيَاثَ مَنْ لا غِياثَ لَهُ.7&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدايا!‌ معبود ازلي تو هستي و اين، سال نو است.‌ از تو مي‏خواهم كه در اين سال مرا از شرّ شيطان نگه‏داري و بر اين نفس اماره‏ام پيروز گرداني و به آنچه مرا به تو نزديك مي‏كند، مشغول سازي.‌ اي كريم، اي صاحب جلال و كرم، اي تكيه گاه كسي كه تكيه گاهي ندارد، اي مايه اميد كسي كه ذخيره‏اي ندارد، اي نگه‏دار كسي كه نگه‏دارنده‏اي ندارد، اي فريادرس آن‏كه فريادرسي ندارد.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آن طور كه نمايان است، روحيه دعا و استعانت از خدا در تمام كارهاي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وجود دارد و ايشان از سلاح دعا براي ارتباط با مبدأ آفرينش و شكرگزاري به پاس نعمت‏هاي خداوندي بهره مي‏گرفت.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;U&gt;پی نوشت ها&lt;/U&gt;&lt;U&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1‌.‌ بحارالانوار، ج 1‌7‌، صص 2‌5‌7‌و 2‌8‌7‌.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2.‌ علامه سيد محسن امين، اعيان الشيعه، ج 6‌ ، ص 2‌8‌7‌.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3.‌ نعمان بن محمد اليتمي، دعائم الاسلام، ج 1‌، ص 1‌4‌6‌.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4.‌ سنن النبي، ص 3‌2‌3‌ .‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5.‌ همان، ص 3‌2‌2‌.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6.‌ علي بن طاهر ابي احمد الحسيني، امالي، ج 2‌، ص 1‌0‌9‌.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7.‌ سنن النبي، ص 3‌3‌9‌ .‌&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 15:58:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salat&amp;postid=470</comments>
<dc:creator>salat</dc:creator>
<guid>http://salat.blogfa.com/post-470.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شب سرنوشت آغاز شب‏هاي قدر</title>
<link>http://salat.blogfa.com/post-469.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody&gt;
&lt;H1 align=center&gt;&lt;FONT size=5 face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;شب سرنوشت آغاز شب‏هاي قدر&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;شب قدر&quot; align=absMiddle src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1386/07/24817123534162109205180144881991128816316146.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اشاره &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;شب‏هاي قدر، اوج پر گشودن در فضاي نيايش و بندگي، و نهايت شکوفايي رحمت الهي بر بندگان است. شب قدر، ساعت پذيرايي از مهمانانِ بزم حضور است. در شب قدر، رو به آينه محاسبه مي‏نشينيم و چهره جان را بي‏غبار مي‏بينيم و با باران اشک، دل را در سحر رحمت و مغفرت، شست‏وشوي مي‏دهيم. شب قدر، شب گشودنِ سفره دل و ريختن اشک نياز و فصل گريستن در آستان آفريدگار بخشاينده است. شب قدر، شب احياي خويش، با دم مسيحايي دعاست؛ شبي است که بايد قدر خويش را بشناسي، تقدير خويش را رقم بزني و خويشتنِ جديد را با قلم توبه و جوهر اشک ترسيم کني. 
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;باران رحمت &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;قدر، باران رحمتي است که در جويبارِ هر فرد و هر جمع، به اندازه او جاري مي‏شود. شخصيت افراد به گونه‏اي شکل گرفته که بعضي از آنان، توان پذيرش جريان رودي بيکران از رحمت و برکتِ قدر را دارند و برخي ديگر، اين زمينه را ندارند. حقيقت شب قدر، از نوع حقايق قرآني است و همان طور که قرآن شفا و درمان است، شب قدر نيز اين‏گونه است: 
&lt;P&gt;«و از قرآن، نازل کرديم آنچه را مايه شفا و رحمت براي مؤمنان است، و البته به ستمگران چيزي جز خسارت و زيان اضافه نمي‏کند».&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فضيلت شب قدر &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;شب قدر، از شب‏هاي مقدس و با برکت اسلامي است. خداوند در قرآن مجيد از آن به بزرگي ياد کرده و سوره‏اي نيز به نام «قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبي به خوبي و فضيلت شب قدر نمي‏رسد. اين شب، شب نزول قرآن و شب فرود آمدن ملائکه به همراه برترين و مقرب‏ترين فرشتگان است که «روح» ناميده مي‏شود. عبادت در شب قدر، برتر از عبادتِ هزار ماه است. در اين شب، مقدرات يک‏سال انسان‏ها و روزي‏ها، عمرها و امور ديگر مشخص مي‏شود. ملائکه در اين شب بر زمين فرود مي‏آيند، به پيشگاه امام زمان (عج) مي‏روند و آنچه را براي بندگان مقدر شده است بر ايشان عرضه مي‏دارند. 
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;قدر و امت‏هاي پيشين &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;يکي از موهبت‏هايي که بر امت پيامبر بزرگ اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بخشيده شده، شب قدر است؛ چنان که در حديثي از پيغمبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏خوانيم: 
&lt;P&gt;«خداوند به امت من شب قدر را بخشيده و هيچ يک از امت‏هاي پيشين، از اين موهبت برخوردار نبوده‏اند».&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV style=&quot;WIDTH: 462px; HEIGHT: 83px&quot; class=SooTitrContent&gt;
&lt;P align=center&gt;قدر، باران رحمتي است که در جويبارِ هر فرد و هر جمع، به اندازه او جاري مي‏شود. شخصيت افراد به گونه‏اي شکل گرفته که بعضي از آنان، توان پذيرش جريان رودي بيکران از رحمت و برکتِ قدر را دارند و برخي ديگر، اين زمينه را ندارند.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;تقدير و مسئله اختيار &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;در روايات متعددي آمده است که در شب قدر، مقدرات يک‏سال انسان‏ها تعيين مي‏گردد. اين امر هيچ گونه تضادي با آزادي اراده انسان و مسئله اختيار ندارد؛ چرا که تقدير الهي بر اساس شايستگي‏ها و لياقت‏هاي افراد و نيز ميزان ايمان، تقوا، 
&lt;DIV class=GImg&gt;&lt;IMG alt=&quot;شب قدر&quot; align=left src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1386/07/291082391421096415017523224941551923581.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;پاکي نيّت مقدّر مي‏شود؛ يعني براي هر کس، آن مقدّر مي‏کنند که لايق آن است و زمينه‏هايش، پيش‏تر از طرف خود او فراهم آمده، و اين نه تنها با اختيار منافات ندارد، بلکه تأييدي بر آن است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;نمايي از شب قدر &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;شب قدر، شب جدايي ميان اولياي خدا و اولياي شيطان است. شب دعا و ندبه، و شب نزول رحمت عام و کَرَم خداوند است. شب آشتي بنده با خداوند، و شست‏وشوي تيرگي‏هاي دل است. شب خودسازي و نزديک شدن به پروردگار است. شب تقسيم سهم است و بندگان به اندازه تلاششان در عبادت، پاداشي در خور مي‏برند. شب يادآوري نعمت‏هاي مادي و معنوي خداوند است. شب عروج انسان، از خاک به افلاک است. شب بيدار ماندن، بيدار کردن و آگاه شدن از مکتب است. 
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;شب انديشه &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;شب قدر، مهلتي است براي همه آنان که عمر خود را به بيراهه رفته‏اند، تا لحظه‏اي به خود آيند و انديشه کنند در اينکه چيستند، کيستند، از کجا آمده‏اند و به کجا مي‏روند، و تا فرصت باقي است، به جبران گذشته‏ها بپردازند و با توبه، از سقوط حتمي رهايي يابند. شب قدر، شبي است که بار ديگر انسان فرصت مي‏يابد شيريني معرفت را بچشد و با تقويت درجات ايمان و يقين، در راه سير الهي و عروج به عالم بالا حرکت کند. 
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;شب عاشقي &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;شب قدر، شبي است که بايد در عاشقي ثابت قدم بود. در طلب کوشيد و بيدار ماند و ديدار جُست و به نيايش پرداخت. شب قدر، شبي است که بايد به نيازمندان رسيد و دانايي طلبيد. شب قدر، شبي است که بايد به ياد روي آن محبوب عزيز، آن يار پنهان رخسار، عاشقانه ناليد و ديدار روي او را از خدا طلبيد. 
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV style=&quot;WIDTH: 465px; HEIGHT: 83px&quot; class=SooTitrContent&gt;
&lt;P align=center&gt;شب قدر، مهلتي است براي همه آنان که عمر خود را به بيراهه رفته‏اند، تا لحظه‏اي به خود آيند و انديشه کنند در اينکه چيستند، کيستند، از کجا آمده‏اند و به کجا مي‏روند، و تا فرصت باقي است، به جبران گذشته‏ها بپردازند .&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;شب سلامت &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;در آيه آخر سوره قدر آمده است: «شب قدر، شبي است سراسر سلامت و خير و رحمت تا طلوع صبح». شب قدر، شبي است که از آغاز تا پايان سلامت است؛ هم قرآن در آن نازل شده، هم عبادت در آن معادل هزار ماه است، هم برکات الهي در آن شب نازل مي‏شود، هم رحمت خاص خدا شامل حال بندگان مي‏گردد و هم فرشتگان و روح ـ بزرگِ فرشتگان ـ در آن شب نازل مي‏گردند. حتي بر پايه بعضي روايات، شيطان در آن شب در زنجير است و از اين نظر، شب قدر، شبي همراه با سلامت است. 
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;کيفيت نزول قرآن &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;بر اساس روايات، مجموع قرآن کريم، اين معجزه جاويد رسول اعظم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، در شب قدر به يک‏باره بر قلب حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نازل شد. به اين نوع نزول، در اصطلاح، نزول دفعي (يک‏باره) و نزول اجمالي قرآن مي‏گويند. اما قرآن نزول تدريجي و تفصيلي هم دارد که در 23 سال بر آن حضرت نازل گرديد. چه لذت‏بخش است در شب نزول قرآن، کنار چشمه سار زلال وحي، فروتنانه بنشينيم و دل و جان تشنه را از آن سيراب کنيم. 
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فرصت طلايي &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;شب‏هاي قدر، فرصتي است طلايي براي برقراري ارتباط مستقيم با پروردگار و راز و نياز با او. اين شب‏ها، بهترين فرصت و بهانه براي ترک هميشگي گناهان، دوري از بدي‏ها و پاک کردن زنگار از دل هاست. به اعتقاد بزرگان، شب‏هاي قدر، اوقات پر رمز و رازي است که در آن، خداوند وعده داده دعاهاي بندگان خود را اجابت کند. 
&lt;DIV class=GImg&gt;&lt;IMG alt=&quot;شب قدر&quot; align=right src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1386/07/444312114617908813514116030371004720938.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;شب برگزيده &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;شب قدر، شبي است که خداوند آن را از ميان شب‏ها برگزيده است ؛ چنان که از بين موجودات، انسان، از جمع پيامبران، حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، از ميان مکاتب، اسلام، از بين خانه‏هاي روي زمين، کعبه، از جمع سنگ‏ها، حَجَر الأسود، از ميان کتاب‏هاي آسماني، قرآن، از راه‏ها، صراط مستقيم، از سوره‏هاي قرآن، يس، از روزهاي هفته، جمعه، و از ماه‏هاي سال، رمضان را انتخاب کرده است. 
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;شياطين در شب قدر &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;شب قدر، شبي است که شياطين در بندند و زمينه براي کارهاي خداپسندانه و مفيد به حال فرد و جامعه، فراهم است. از اين رو، در آن شب، مؤمنان از شر وسوسه‏هاي شياطين ايمن هستند. از رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم روايت است که: «شيطان در اين شب، تا صبح بيرون نمي‏آيد و قدرت ندارد به کسي آسيب برساند. همچنين سِحْر هيچ ساحري در اين شب اثر نمي‏کند». 
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;مناجات موسي عليه‏السلام &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;روايت است که حضرت موسي عليه‏السلام به خداوند عرض کرد: خداوندا! مي‏خواهم به تو نزديک شوم. فرمود: قرب من از آنِ کسي است که شب قدر بيدار شود. گفت: خداوندا! رحمتت را مي‏خواهم. فرمود: رحمتم از آنِ کسي است که در شب قدر به نيازمندان رحمت آورد. گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مي‏خواهم. فرمود: از آنِ کسي است که در شب قدر صدقه‏اي بدهد. گفت: خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه‏هايش مي‏خواهم. فرمود: از آنِ کسي است که در شب قدر تسبيح من گويد. گفت: خداوندا! رهايي از جهنم را مي‏خواهم. فرمود: از آنِ کسي است که در شب قدر بخشايش بخواهد. گفت: خداوندا! خشنودي تو را مي‏خواهم. فرمود: خشنودي من از آنِ کسي است که در شب قدر دو رکعت نماز بگزارد. 
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;مقام معظم رهبري و شب قدر &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;مقام معظم رهبري درباره فضيلت شب قدر فرمود: 
&lt;P&gt;«ليلة القدر، شب ولايت است؛ هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائکه بر امام زمان(عج)است و همه شب قرآن و اهل‏بيت عليهم‏السلام است. از اين رو، سوره مبارکه قدر هم، سوره ولايت است. شب قدر خيلي ارزش دارد. همه ماه رمضان، شب‏ها و روزهايش ارزش دارد؛ البته ليله القدر در مقايسه با روزها و شب‏هاي ماه رمضان، خيلي فاخرتر است.... بايد قدر بدانيم. در اين روزها و در اين شب‏ها، همه بر سر سفره انعام الهي حاضريد؛ استفاده کنيد».&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نيايش &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الهي! ماه مبارک را حرام کردم؛ که نه قدر روزه را دانستم و نه قدرِ قدر را، نه قرآن خواندم و نه سحر داشتم و نه سهر. در ليلة الجوائز، جز شرمساري چه برم. بارالها! آهم جهنم‏سوز است. الهي! واي بر آنکه در شب قدر، فرشته بر او فرود نيامده، با ديو همدم و هم‏نشين گردد. الهي! به حرمت راز و نياز اهل راز و نيازت، اين نااهل را سوز و گداز ده.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 18:19:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salat&amp;postid=469</comments>
<dc:creator>salat</dc:creator>
<guid>http://salat.blogfa.com/post-469.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ویژه نامه ماه مبارک رمضان</title>
<link>http://salat.blogfa.com/post-468.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;خودسازى از خودشناسى آغاز مى‏شود. نخست ‏باید خود را شناخت تا بتوان خود را ساخت، چرا كه با خودشناسى، خداشناسى ‏تحقق مى‏یابد و اگر خدا را شناختیم، خود را ساخته‏ایم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در آغاز باید دید چرا پدید آمده‏ایم؟ و هدف از پیدایش و خلقت ما چیست؟ خداوند در قرآن كریم تصریح كرده ‏است كه:« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، من جن و انس را نیافریدم، جز براى این‏ كه عبادت كنند.» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در تفاسیر زیادى «لیعبدون‏» به معناى «لیعرفون‏» آمده‏است، یعنى هدف از خلقت ‏شناخت است وگرنه عبادت فقط نماز و روزه و در سجاده نشستن و خدا را نیایش كردن‏ نیست. نماز و روزه و ...، شعبه‏اى ازعبادت است كه عبادت اجتماعى اهمیتش‏ كم‏تر از آنها نیست ، زیرا درآن جا انسان فقط به خود مى‏اندیشد، وعبادت در معناى ‏گسترده‏تر با دیگران و به دیگران اندیشیدن است. عبادت، دردشناسى و دردزدایى است. &lt;/P&gt;&lt;B&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG border=0 hspace=10 alt=www.mohakeme.com vspace=10 src=&quot;http://tbn2.google.com/images?q=tbn:nNReXmcvZSvBjM:http://www.sunna.info/souwar/data/media/29/sunna_ramadan.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چگونه خلیفة الله شویم ؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عبادت، در جمع زیستن و براى جمع زیستن است. این كه عبادت بیش‏تر به صورت جمعى مطرح مى‏شود و بر مسجد و جمعه و جماعت تاكید مى‏شود، براى این است كه شناخت انسان به خویش منحصر نشود و به دیگران نیز سرایت ‏كند. ما آفریده نشده‏ایم كه تنها گلیم خود را ازآب بیرون بكشیم بلكه باید درمتن قرار بگیریم نه در حاشیه. در جمع زندگى كنیم نه در دیر. به فكر چاره‏جویى ازدیگران باشیم نه تنها چاره‏جویى از خویشتن . به هرحال، بحث ما درباره شناخت نیست ‏كه بحثى است طولانى و از آن مى‏گذریم. اما آن‏ چه گفتنى است، این است كه انسان‏ چگونه باید خود را بسازد و چگونه باید خود را آماده كند تا انسانى الهى گردد، تا قابلیت ‏خلیفة الله شدن پیدا كند. خودسازى به این است كه منش خود را به ‏گونه‏اى تغییر دهیم كه پروردگار مى‏خواهد، و به عبارت دیگر: اگر هم طبیعت ما مایل ‏به تكبر و خودخواهى است، باید نفس خویشتن را چنان ریاضت دهیم كه از فراز كبر و نخوت فرود آید و به تواضع و فروتنى گراید. اگر طبیعت ما، به بخل تمایل بیشترى ‏دارد، چون این صفت مورد نكوهش خداوند و تمام پیامبران و اولیاء و خردمندان‏ مى‏باشد، پس باید از آن دست‏ برداشت و سخاوتمند شد. خلاصه باید صفات سلبیه (منفى) را از قلب زدود، چنان كه صفات ثبوتیه را چون جامه‏اى تمیز و زیبا در بر كرد. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;چه باید كرد ؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باید قلب را از آن چه در نظر مولا و پروردگارمان ناخوشایند و مكروه است، پاك‏ كرد و باید تمام اعضاء و جوارح را در راه رضایش به كار گرفت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خویشتن را باید به حلم و بردبارى عادت داد كه آن درجه و مقام آدمى را والا برد ودر میان مردم مایه شرف و عزت باشد و با نیكان و بزرگان هم صحبت ‏شود و از هرچه ‏مایه پستى و تن ‏پرورى و تنبلى است دور سازد و آن چه كه انسان را به خدایش نزدیك‏ و مقرب مى‏كند، به آن سوى سوق دهد و عاقبت‏ خیر و نیك فرجامى، ثمره و نتیجه‏اش ‏باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باید به عفت و پاكدامنى روى آورد و از آن‏ چه مایه نفرت و خجلت ‏باشد و شخصیت ‏انسان را لكه‏دار و ننگ بار سازد، دورى جست. باید صبر را پیشه خود ساخت تا به ‏یقین و رضا برسد و تسلیم در برابر اوامر حق باشد و تنگناها و محنت‏ها و رنج‏ها وسختى‏ها و تنگدستى‏ها و رویدادهاى تلخ روزگار، او را از پاى درنیاورد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باید به سوى تكامل عقل و روح گام برداشت و با تكیه بر دو بال تقوا و عمل، به‏ اوج عزت و عظمت و خدا خواهى رسید. باید در مقابل لذات زودگذر دنیایى به سلاح‏ تقوا، ورع، پارسایى و زهد مسلح شد تا رستگار شویم و به بهشت رضوان نایل آییم كه:« و رضوان من الله اكبر.» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باید آن چنان بر خویشتن مسلط بود و نفس سركش را مهار كرد كه نه مدح و درود دیگران، و نه فحش و ناسزاى آنها در روحیه فولادین و با صلابتش تاثیر گذارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باید خود نگهدار بود از آن‏ چه نارضایتى حق در بردارد، نه آن ‏چه خویشتن بخواهد یا نخواهد كه در برابر امر مولا خودى نیست كه مطرح باشد. باید از شر و بدى و رذایل اخلاقى و عادت‏هاى ناپسند و منش‏هاى زشت و كارهاى قبیح، دور شد چنان‏ كه به‏ خیرخواهى ، راستگویى ، امانت ، فضیلت ، اخلاق نیكو و خصال پسندیده، متخلق شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باید به فكر امروز و فرداى خود بود و براى فردا كه دیرهم نیست آماده شد و براى جهان جاویدان و ابدى، توشه برداشت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باید با استقامت و پایدارى، نه ازحوادث و رویدادهاى تلخ ترسید و نه از ملامت ‏ملامت كنندگان و سرزنش نادانان، خم به ابرو آورد؛ بلكه فقط خدا را در نظر داشت و راه خدا را دنبال كرد و پیوسته از او خواست كه توفیق هدایت در صراط مستقیمش به‏ وى بخشد: «اهدنا الصراط المستقیم‏». &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باید محبت، دوستى، همكارى، غم‏خوارى، ایثار، گذشت، بخشش و نرمش را جایگزین ‏نفرت، خشم، كینه، خودپسندى، خودمحورى، آز و تندخویى نمود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باید از زندگى دیگران عبرت گرفت، نه خود عبرت دیگران شد. و ده‏ها باید و نباید در این جا خودنمایى مى‏كند كه اگر انسان به فطرت و سرشت‏ خویش بنگرد، به آنها پى‏خواهد برد، و ماه رمضان، هنگام آن است كه انسان را متوجه خویشتن كند و فطرت‏ خفته‏اش را بیدار سازد و از راه تفكر و اندیشیدن كه برترین عبادت است او را به خودسازى وادارد. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;B&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG border=0 hspace=10 alt=www.mohakeme.com vspace=10 src=&quot;http://tbn3.google.com/images?q=tbn:ww4nxrk6yMCUMM:http://img03.picoodle.com/img/img03/9/9/21/negars15/f_InTheNameOfm_957d63e.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لحظه های ماه رمضان را غنیمت شماریم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; برادران ! خواهران ! ماه خدا فرا رسیده است، جا دارد كه ‏بیش‏ترین استفاده را ازآن بنماییم. نگذارید ساعتى، بلكه لحظه‏اى از این ماه‏ مبارك به هدر رود. در این ماه، سرنوشت ‏یك ساله، بلكه سرنوشت تمام عمر تعیین ‏مى‏شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هشیار باشیم، مبادا ساعتى بى‏انگیزه، بى‏توجه و بى‏هدف بگذرد و از عیدى و جایزه ‏الهى در روزعید فطر خداى نخواسته بى‏بهره و محروم بمانیم كه هیچ زیانى از آن ‏سخت‏تر و زیان ‏بارتر نیست! در روایت آمده است كه رسول خدا صلى‏الله علیه و آله وسلم قبل از ماه رمضان خطبه‏اى خواند و در آن خطبه فرمود: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«اى مردم! جبرئیل به دیدار من آمد و گفت: یا محمد! هركه نام تو را بشنود وبر تو صلوات نفرستد، از رحمت‏ خدا دور باشد. یا محمد! هر كه ماه رمضان را دریابد و مورد مغفرت و آمرزش پروردگار قرار نگیرد و از دنیا برود، خداوند او را ازرحمتش دور خواهد كرد. اى پیامبر آمین بگو. من هم آمین گفتم‏ .» (1) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دراین ماه خودسازى، درهاى بهشت ‏بر روى مومنان گشوده مى‏شود و درهاى جهنم بسته‏ مى‏شود، نباید كارى كرد كه در اثر آن كار، درهاى بهشت ‏بر رویمان بسته و درهاى ‏دوزخ گشوده شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این ماه پربركت چنان كه از روایات استفاده مى شود بهشت را زینت مى‏دهند و پاداش كارهاى خیر و عبادت ها و راز و نیازها دو برابر مى‏گردد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم فرمود: «شهر رمضان شهرالله عز و جل و هو شهر یضاعف الله فیه الحسنات و یمحو فیه السیئات، و هو شهر البركة، و هو شهرالانابة، و هو شهر التوبة، و هو شهرالمغفرة ، و هو شهرالعتق من النار و الفوز بالجنة. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الا فاجتنبوا فیه كل حرام و اكثروا فیه من تلاوة القرآن و سلوا فیه حوائجكم واشتغلوا فیه بذكر ربكم و لا یكونن شهر رمضان عندكم كغیره من الشهور فان له ‏عندالله حرمه و فضلا على سائر الشهور، ولا یكونن شهر رمضان، یوم صومكم كیوم ‏فطركم .‏» (2) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ماه رمضان، ماه خداى عزوجل است كه در آن پاداش كارهاى نیك دو برابر مى‏شود و گناهان زدوده مى‏شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ماه رمضان، ماه بركت و افزایش است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ماه رمضان، ماه بازگشت و انابه است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ماه رمضان، ماه توبه است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ماه رمضان، ماه آمرزش گناهان و مغفرت است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ماه رمضان، ماه آزادى و رهایى از جهنم و دستیابى به بهشت است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس اى مردم! درماه رمضان از هر كار بد و حرامى دورى كنید و درآن بسیار قرآن بخوانید و تمام ‏اوقاتش را به یاد و ذكر پروردگارتان مشغول شوید. مبادا ماه رمضان نزد شما مانند دیگر ماهها باشد، چرا كه بر دیگر ماهها حرمت و برترى دارد. حضرت امیرالمومنین ‏علیه‏السلام مى‏فرماید: &quot;علیكم فى شهر رمضان بكثرة الاستغفار والدعاء، فاما الدعاء فیدفع البلاء عنكم و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم .&quot; (3) ; بر شما باد، در ماه ‏رمضان، به بسیار دعا كردن و استغفار نمودن چرا كه دعا بلا را از شما دور مى‏سازد و استغفار، گناهانتان را مى‏زداید .» به ‏هر حال، ماه رمضان ماه خودسازى است و كمترین خودسازى به این است كه انسان خودى را براى خویشتن نشناسد و خدا را مالك ‏خود بداند كه اگر چنین بود، خدا را خواهد شناخت و حق عبودیت پروردگار را ادا خواهد كرد و از هر چه رنگ ضد خدایى دارد، دور خواهد شد. خودسازى و جدا شدن از تعلقات و هواهاى نفسانى، منشا تمام كمالات و ملكات و فضائل انسانى است و اگر كسى ‏توانست ‏خود را از تعلقات مادى برهاند، و به ظواهر زود گذر دنیا بى‏اعتنا باشد، بى‏گمان به خدا توجه خواهد كرد و به سوى تكامل روانه خواهد شد و این بالاترین ‏پیروزى و سرفرازى انسان است. خدا مى‏داند تمام مفاسد جهان و ظلم‏ها و تعدى‏ها و تجاوزها و گردن كشى‏ها در اثر خودبینى و هوا پرستى است، لذا در قرآن كریم همواره‏ تزكیه و تربیت مقدم بر تعلیم وآموزش ذكر شده ‏است و خودسازى، یعنى تزكیه نفس و ماه‏ رمضان به حق ماه تزكیه و تطهیر نفس است. پس بیایید باهم در این ماه بزرگ ‏آهنگ تقرب به خدا را بجوییم تا در درگاهش ره یابیم و در روز رستاخیز سفید روى گردیم. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;B&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG border=0 hspace=10 alt=www.mohakeme.com vspace=10 src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:1PuY-X_A5qXUZM:http://www.tbzmed.ac.ir/monasebat/mazhabi/ramezan/image/2.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فرازی از نیایش های امام سجاد علیه السلام&lt;/B&gt;&lt;B&gt;:&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در پایان فرازى زیبا از نیایش‏هاى امام سجاد (ع) را یادآور مى‏شویم، باشد كه صحیفه سجادیه همواره الگوى ما در زندگى باشد: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&quot; اللهم و انت جعلت من صفایا تلك الوظائف، و خصائص تلك الفروض شهر رمضان، الذى اختصصته من سائر الشهور و تخیرته من جمیع الازمنه و الدهور، و آثرته على كل‏ اوقات السنه بما انزلت فیه من القرآن و النور و ضاعفت فیه من الایمان، و فرضت ‏فیه من الصیام، و رغبت فیه من القیام، و اجللت فیه من لیله القدر التى هى خیر من الف شهر، ثم آثرتنا به على سائر الامم و اصطفیتنا بفضله دون اهل الملل، فصمنا بامرك نهاره، و قمنا بعونك لیله، متعرضین بصیامه و قیامه لما عرضتنا له من ‏رحمتك و نسبتنا الیه من مثوبتك و انت الملى بما رغب فیه الیك، الجواد بما سئلت ‏من فضلك القریب الى من حاول قربك. &quot; (4) . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«خداوندا! از كارهاى برگزیده و واجبات ویژه ، ماه رمضان را قرار دادى ؛ ماهى كه آن را از میان دیگر ماهها برگزیدى، و از میان ‏تمام زمان‏ها و روزگاران، آن را انتخاب نمودى، و بر جمیع اوقات سال برتریش ‏بخشیدى و انتخاب آن به دلیل قرآن و نورى است كه درآن ماه فرو فرستادى، و ایمان ‏را درآن دو برابر ساختى و روزه‏اش را واجب، و شب زنده‏دارى را براى عبادت در آن‏ ترغیب فرمودى و شب قدر را كه از هزار شب برتر است در آن عظمت‏ بخشیدى و گرامى ‏داشتى، سپس ما را به وسیله آن ماه برتمام امتها برگزیدى و به سبب فضیلتش ما را به دیگر پیروان ادیان برترى بخشیدى، پس به فرمان تو روزش را روزه مى‏داریم‏ و به یارى تو شبش را به عبادت مى‏پردازیم، در حالى كه با صیام و قیامش، خویش را مشمول دعوتى كه ما را در معرض آن قرار داده‏اى، مى‏سازیم، و آن را سبب دریافت‏ پاداش تو مى‏سازیم و تو برآن چه از درگاهت درخواست ‏شود، توانایى و به آن چه كه ‏از فضل و احسانت مسالت گردد بخشاینده‏اى و به كسى كه آهنگ تقرب به تو جوید نزدیكى .‏» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; آخرین سخن این كه امیدواریم خداوند ما را توفیق عبادت خصوصا در این ‏ماه مبارك بخشد و مستوجب مغفرت و آمرزش درگاهش قرار دهد. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پى‏نوشتها:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- المقنعه، ص 308 . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- فضائل الاشهر الثلاثه، ص‏95 . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3- وسائل الشیعه، ج‏7، ص‏220 . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4- صحیفه سجادیه، دعاى 45.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Sep 2009 12:07:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salat&amp;postid=468</comments>
<dc:creator>salat</dc:creator>
<guid>http://salat.blogfa.com/post-468.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خوف و رجا</title>
<link>http://salat.blogfa.com/post-467.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;خوف و رجا، دو عامل نيرومند رواني براي حركت انسان به سوي سعادت و دست‏يابي به فضيلت‏ها و خوش‏بختي در هر دو جهان است.‌ در سايه خوف از خداوند، آدمي به مقام‏هاي بالا دست مي‏يازد، چنان‏كه خداوند مي‏فرمايد:‌ «‌وَ أَمّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَي النَّفْسَ عَنِ الْهَوي فَاِنَّ الْجَنَّةَ هِي الْمَأوي؛ آن كس كه از مقام پروردگارش ترسيد و خود را از پيروي هواي نفس بازداشت، بهشت از آن اوست»‌.‌(‌نازعات:‌ 4‌0‌ و 4‌1‌(&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيامبر گرامي اسلام در روايت‏هاي متعددي به خداترسي مؤمن اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد:‌ «‌أعْلَي النَّاسِ مَنزِلَةً عِندَاللّه‏ِ أخوَفُهُمْ مِنهُ؛ بلندپايه‏ترين مردم نزد خدا، خداترس‏ترين آنهاست»‌.(1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رسول اللّه‏ صلي الله عليه و آله خوف از خدا را عامل نجات آدمي شمرده و فرموده است:‌ «‌ثَلاثٌ مُنجِياتٌ.‌.‌.‌ خَوفُ اللّه‏ِ فِي السِّرِّ كَأَنَّكَ تَراهُ فَإن لَمْ‏تَكُن تَراهُ فَإِنَّهُ يَراكَ؛(2) سه چيز نجات‏بخش است:‌ .‌.‌.‌ترس از خدا در نهان، چنان‏كه گويي او را مي‏بيني، چه اگر تو، او را نمي‏بيني، او، تو را مي‏بيند‌.‌»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از آموزه‏هاي نبوي برمي‏آيد كه مؤمن همواره بايد ميان دو صفت بيم و اميد قرار داشته باشد.‌ پيامبر رحمت مي‏فرمايد:‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لَوْ تَعْلَمُونَ قَدْرَ رَحمَةِ اللّه‏ِ لاَتَّكَلْتُم عَلَيها وَ ماعَمِلْتُم إِلاّ قَلِيلاً وَ لَو تَعلَمُون قَدْرَ غَضَبِ اللّه‏ِ لَظَنَنْتُمْ بِأَن لاتَنجُوا.(3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر اندازه رحمت خدا را بدانيد، بر آن تكيه خواهيد كرد (‌و آسوده خاطر خواهيد شد)‌ و جز اندكي عمل نخواهيد كرد و اگر اندازه خشم خدا را بدانيد، خواهيد پنداشت كه هرگز نجات نمي‏يابيد.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يكي از مهم‏ترين آثار خوف آن است كه آدمي را از گناه بازمي‏دارد.‌ خائفان همواره خدا را ناظر بر احوال و رفتار خود مي‏دانند.‌ ازاين‏رو، فطرت پاك خود را به گناه نمي‏آلايند.‌ آدمي در پرتو اين احتياط و توجه، در قيامت، لباس امنيت و آسايش ابدي بر تن مي‏كند.‌ پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‏فرمايد:‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قالَ اللّه‏ُ تَبَارَكَ وَ تَعالي:‌ وَ عِزَّتِي وَ جَلالِي لاأَجْمَعُ عَلي عَبْدِي خَوْفَينِ وَ لاأَجْمَعُ لَهُ أَمْنَيْنِ فَإذا أَمِنَنِي فِي الدُّنيا أَخَفْتُهُ يَوْمَ القِيامَةِ وَ إذا خافَنِي فِي الدُّنيا أَمِنتُهُ يَوْمَ القِيامَةِ.(4)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداي تبارك و تعالي فرمود:‌ به عزت و جلالم سوگند كه براي بنده‏ام، دو ترس و دو امنيت را با هم فراهم نمي‏آورم.‌ پس اگر در دنيا، خود را از من ايمن بداند، در روز رستاخيز، او را هراسان كنم و اگر در دنيا از غضب من بترسد، در روز قيامت، او را ايمن گردانم.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انسان مؤمن معتقد است كه خداوند مي‏تواند او را از نعمت‏هاي دنيوي و اخروي بهره‏مند سازد و مي‏تواند او را محروم كند.‌ اين اعتقاد، منشأ ايجاد خوف و رجا به خدا است.‌ هرگاه اين انديشه، در قلب آدمي راسخ شود، انسان پي مي‏برد كه همه چيز دست خداست و تنها بايد به او اميد بست و از او هراسيد.‌ البته خوف و رجا بايد متعادل باشند.‌ هرگاه خوف و رجاي مؤمن با هم مقايسه شود، هيچ يك بر ديگري نمي‏چربد.‌ خداوند مي‏فرمايد:‌ «‌يَحْذَرُ اْلآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ؛ از آخرت مي‏ترسد و به رحمت پروردگارش اميد بسته است»‌.‌(‌زمر:‌ 9‌)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بايد توجه داشت كه خوف و رجا در نقطه مقابل يكديگر قرار ندارند.‌ نقطه مقابل رجا، نااميدي از رحمت خداست و نقطه مقابل خوف، امنيت كامل از عذاب و كيفر الهي است كه هر دو از گناهان بزرگ به شمار مي‏آيند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;U&gt;پی نوشت ها&lt;/U&gt;&lt;U&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1.‌ ميزان الحكمة، ج 4‌، ص 1‌5‌6‌4‌.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2.‌ همان، ص 1‌5‌6‌6‌.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3.‌ همان، ص 1‌5‌6‌8‌.‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4.‌ همان، ج 4‌، ص 1‌5‌7‌6.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 31 Aug 2009 20:07:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salat&amp;postid=467</comments>
<dc:creator>salat</dc:creator>
<guid>http://salat.blogfa.com/post-467.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://salat.blogfa.com/post-466.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666666 size=5 face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;کتاب های استاد شهید مرتضی مطهری&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;برای دانلود به ادامه ملب رجوع کنید&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 15:05:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salat&amp;postid=466</comments>
<dc:creator>salat</dc:creator>
<guid>http://salat.blogfa.com/post-466.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همراهان نماز </title>
<link>http://salat.blogfa.com/post-465.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;در موارد متعددى از آيات قرآن كه نماز مطرح شده، در كنار نماز، فرمان ديگرى نيز آمده است. در برخى موارد، ساير فروع دين و عبادات، و در بعضى آيات صفات و حسنات و شرايط ديگرى به‏عنوان ملازم و همراه نماز ذكر شده است. به اين آيات توجه مى‏كنيم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; 1. نماز و امر به معروف و نهى از منكر:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; يا بُنَّى اقم‏الصّلوة و امر بالمعروف و انه عن‏المنكر...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اى پسرك من، نماز را برپا دار و به كار پسنديده وادار و از كار ناپسند بازدار...(1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )آيه 17 سوره لقمان) هم چنين: توبه/ 71&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2. نماز و تقواى الهى:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و أن أقيمواالصّلوة و اتّقوه...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و اين كه نماز برپا داريد و از او بترسيد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )انعام/ 72) هم چنين: روم/ 31&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3. نماز و زكات:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ... و أقيمواالصّلوة و اتواالزكوة و اقرضوااللّه قرضاً حسناً...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ... و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و وام نيكو به خدا دهيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )مزمل 20) هم چنين: مائده/ 12&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4. نماز و اطاعت از خدا و رسول خدا:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ... و أقيمواالصّلوة و أتواالزّكوة و أطيعواالرّسول لعلّكم ترحمون.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ... و نماز را برپا كنيد و زكات بدهيد و پيامبر را فرمان بريد تا مورد رحمت قرار گيريد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )نور/ 56) هم چنين: احزاب/ 33 و توبه/ 71&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; 5. نماز و انفاق:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; الّذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصّلوة و ممّا رزقنهم ينفقون&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند و نماز را برپا مى‏دارند و از آن چه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )بقره/ 3) هم چنين: حج/ 35، فاطر/ 29&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; 6.  نماز و توجه به كيفيت قرار دادن خانه:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ... و اجعلوا بيوتكم قبله و أقيمواالصّلوة...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ... و سراهايتان را روبه‏روى هم قرار دهيد و نماز برپا داريد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )يونس/ 87)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; 7. نماز و مشورت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; والّذين استجابوا لرّبهم و اقامواالصّلوة و أمرهم شورى بينهم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و كسانى كه(نداى) پروردگارشان را پاسخ داده و نماز برپا كرده‏اند و كارشان در ميانشان مشورت است... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )شورى/ 38(&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; 8. نماز و كتاب الهى:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; تلاوت: انّ‏الّذين يتلون كتب‏اللّه و أقامواالصَّلوة...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; كسانى كه كتاب خدا را مى‏خوانند و نماز برپا مى‏دارند.... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )فاطر/ 29)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; والّذين يمسّكون بالكتب و اقامواالصّلوة انّا لا نضيع أجر المصلحين.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و كسانى كه به كتاب (آسمانى) چنگ در مى‏زنند و نماز برپا داشته‏اند. (بدانند كه ) ما اجر درستكاران را تباه نخواهيم كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )اعراف/ 170)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;9. نماز و قربانى:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; فصلّ لرّبك وانحر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )كوثر/ 2( &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; 10. نماز و هجرت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ربّنا انّى اسكنت من ذرّيتى بوادٍ غير ذى زرعٍ عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيمواالصّلوة...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; پروردگارا، من (يكى از) فرزندانم را در دره‏اى بى‏كشت، نزد خانه محترم تو، سكونت دادم، پروردگارا تا نماز را به پا دارند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )ابراهيم/ 37(&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; 11. نماز و خشوع :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و استعينوا بالصّبر و الصّلوة و انّها لكبيرة الاّ على الخاشعين.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; از شكيبايى و نماز يارى جوييد. و به راستى اين (كار) گران است، مگر بر فروتنان.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )بقره/ 45)، هم چنين: مؤمنون/ 1و2&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;12. صبر بر نماز:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و أمر اهلك بالصّلوة و اصطبر عليها...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و كسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شكيبا باش.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )طه/ 132)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; 13. نماز و صبر بر مصيبت‏ها:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; الّذين اذا ذكراللّه و جلت قلوبهم والصبرين على ما اصابهم والمقيمى الصّلوة..&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; همانان كه چون (نام) خدا ياد شود، دل‏هايشان خشيت يابد و ( آنان كه )هر چه بر سرشان آيد صبرپيشگانند و برپادارندگان نمازند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )حج/ 35) هم چنين: لقمان/ 17، رعد: 22&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;14.  دعوت اهل خود به نماز:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و أمر اهلك بالصلوة و اصطبر عليها...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و كسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شكيبا باش.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )طه/ 132) هم چنين: لقمان/ 17 و مريم/55&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; 15. تعقيبات نماز:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; فاذا قضيتم الصّلوة فاذكروااللّه قِيماً و قعوداً و على جنوبكم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و چون نماز را به جاى آورديد خدا را ]در همه حال[ ايستاده و نشسته و بر پهلو آرميده ياد كنيد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; )نساء/ آيه 103)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; 16&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 17 Aug 2009 10:34:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salat&amp;postid=465</comments>
<dc:creator>salat</dc:creator>
<guid>http://salat.blogfa.com/post-465.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ميلاد مسعود و خجسته امام زمان (عج) مبارک باد</title>
<link>http://salat.blogfa.com/post-464.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody&gt;&lt;FONT color=#33cc00 size=5 face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;ميلاد مسعود و خجسته امام زمان (عج) مبارک باد&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#336699 size=4 face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#669966 size=4 face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &quot; اللهم کن لوليک الحجـة بن الحسـن صلواتک عليه و علي آبائـه في هذه السـاعه و فـي کل  ساعة ولياً و حافظاً وقائداً وناصراً و دليلاً و عينا حتي تسکنه ارضک طوعا  و تمتعه فيها طويلا &quot; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 379px; HEIGHT: 196px&quot; border=0 hspace=0 src=&quot;http://iiny.org/img/mon/ghamari/shaban/nime-shaban1.JPG&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;BR&gt; محمد بن حسن عسكري (عج) آخرين امام از امامان دوازده گانه شيعيان است.  در سامرا به دنيا آمد و تنها فرزند امام حسن عسكري (ع)، يازدهمين امام شعيان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است كه گفته اند از نوادگان قيصر روم بوده است. «مهدي» حُجَت، قائم منتظر، خلف  صالح، بقيه الله، صاحب زمان، ولي عصر و امام عصر از لقبهاي آن حضرت است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تولد امام زمان (عج) پنهان نگاهداشته شد و امام حسن عسكري (ع) خبر آن را تنها به عده اي از شيعيان داده بود. حضرت در سال 260 هـ ق پس از وفات پدر به امامت رسيد. امامت ايشان بنا به حديثهاي بسياري بود كه از پيامبر (ص) و امامان پيشين روايت شده بود. امام زمان (عج) پس از آنكه بر جنازه پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت اين بود كه خليفه هاي عباسي تصميم به كشتن او داشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;تولد امام زمان (عج): &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عن ثقه الاسلام الكليني (ره) في الكافي: ولد (ع) للنصف من شعبان سنه خمس و خمسين و مأتين. شيخ اجل محمد بن يعقوب كليني (ره) در كتاب كافي مي گويد: ‌امام زمان (عج) در نيمه شعبان سال ۲۵۵ هجري قمری متولد شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;مرحوم شيخ صدوق و شيخ طوسي &lt;/B&gt;روايت مي كنند: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حكيمه خاتون مي گويد: يك روز به منزل امام حسن عسكري (ع) رفته بودم و تا هنگام غروب آفتاب، خدمت حضرت بودم، چون خواستم برگردم، ايشان به من فرمودند: عمه جان! امشب نزد ما بمان، در اين شب فرزندي متولد مي شود كه خداوند زمين را به وسيله او با علم و ايمان هدايت، زنده مي كند، پس از اين كه با رواج كفر و گمراهي مرده باشد. عرض كردم: از چه كسي؟ من كه در نرجس، آثار حمل نمي بينم. حضرت فرمودند: خداوند حمل او را چون حمل مادر حضرت موسي (ع) مخفي قرار داده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حكيمه مي گويد: آن شب در منزل حضرت ماندم، افطار كردم و هنگام استراحت، نزديك نرجس خوابيدم و پيوسته مراقب او بودم. او آرام خوابيده بود و من در حيرت بودم. در اين شب زودتر براي نماز شب برخاستم، چون به نماز وتر رسيدم، نرجس از خواب برخاست و وضو گرفت و نماز شب خواند؛ به آسمـان نگاه كردم، فجر كاذب دميده بود و صبـح صادق نزديك بود؛ چيزي نمـانده بود كه شك در دلم پديد آيد، ناگاه امـام حسـن عسكري (ع) از داخل حجره خود صدا زدند: عمه جان! شك مكن، وعده اي كه دادم نزديك است. در اين هنگام آثار درد زايمان در نرجس پديدار شد، من نام خداوند را بر او خواندم. حضرت صدا زدند: براي  او سوره قدر بخوان. من شروع به خواندن سوره قدر كردم و شنيدم كه آن كودك از درون شكم مادر با من همراهي نمود و بر من سلام كرد. من ترسيدم. صداي امام بلند شد كه عمه جان! از قدرت خداوند شگفت زده نشو، خداوند، ما را در كودكي به حكمت گويا مي گرداند و در بزرگسالي، حجت خود در روي زمين قرار مي دهد.&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كلام حضرت كه به پايان رسيد، نرجس از ديده من غايب شد،‌ با شتاب به سوي امام رفتم، حضرت فرمودند: باز گرد، او را خواهي يافت. چون باز گشتم، در نرجس نوري مشاهده كردم كه چشمم را خيره كرد و حضرت صاحب الزمان (عج) را ديدم كه رو به قبله به سجده افتاد و بر زانو نشست و انگشتان سبابه خود را بلند كرد و گفت: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان جدي رسول الله  وان ابي اميرالمومنين وصي رسول الله، بعد نام تمامی ائمه را برد تا به نام خودش رسيد و فرمود: &lt;B&gt;اللهم انجزلي وعدي و اتمم لي امري و ثبت وطاتي و املاء الارض بي عدلا و قسطا&lt;/B&gt;. (بار خدايا! به وعده اي كه به من فرموده اي، وفا كن و امر امامت مرا كامل كن و قدرت انتقام از دشمنانت را به من عنايت كن و زمين را به وسيله من از عدل و داد پر كن).&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حضرت امام حسن عسكري (ع) صدا زدند: عمه جان! فرزندم را بياور. من نوازد را گرفتم و ديدم بربازوي دست راستش نوشته شده است: &lt;B&gt;&lt;BR&gt;جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقاً&lt;/B&gt;. (حق آمد و باطل نابود گرديد؛ يقيناً باطل نابود شدني است. سوره اسري/ آيه 81)&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چون نوزاد را به نزد حضرت بردم، او را روي دست گرفت و فرمود: فرزندم! به قدرت الهي سخن بگو. پس صاحب الامر فرمود: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون. (ما اراده كرديم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم و حكومتشان را درزمين پا برجا سازيم؛ و به فرعون و هامان و لشكريانشان؛ آنچه را از آنها (بني اسرائيل) بيم داشتند، نشان دهيم. سوره قصص/ آيه 5) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;..................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چند تا نوحه برای دانلود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 1px&quot; align=center&gt;&lt;A style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://fotros.org/multimedia/ma8606071111.wma&quot;&gt;مداحي قسمت 1&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt;   &lt;A style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://fotros.org/multimedia/ma8606071112.wma&quot;&gt;مداحي قسمت 2&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 1px&quot; align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;A style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://fotros.org/multimedia/ma8606071113.wma&quot;&gt;مداحي قسمت 3&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;  &lt;A style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://fotros.org/multimedia/ma8606071114.wma&quot;&gt;مداحي قسمت 4&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 1px&quot; align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;A style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://fotros.org/multimedia/ma8606071115.wma&quot;&gt;مداحي قسمت 5&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;   &lt;A style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://fotros.org/multimedia/ma8606071116.wma&quot;&gt;مداحي قسمت 6&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 1px&quot; align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;A style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://fotros.org/multimedia/ma8606071117.wma&quot;&gt;مداحي قسمت 7&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Aug 2009 18:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salat&amp;postid=464</comments>
<dc:creator>salat</dc:creator>
<guid>http://salat.blogfa.com/post-464.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تسبیح فاطمه علیهاالسلام، مصداقی از ذکر کثیر</title>
<link>http://salat.blogfa.com/post-463.aspx</link>
<description>&lt;H3 style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: auto 0in; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;تسبيح فاطمه عليهاالسلام &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;تسبيح حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام مشتمل بر سه جمله است و آنها عبارت‏اند از: &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;«اللّهُ اَكْبَرُ» 34 بار.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;«اَلْحَمْدُ لِلّهِ» 33 بار.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;«سُبْحانَ اللّهِ» 33 بار.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;البته در برخى از روايات، جمله «سُبْحانَ اللّهِ» قبل از «اَلْحَمْدُ لِلّهِ» ذكر شده است. اگر چه در جملات تسبيح فاطمه عليهاالسلام ، «تكبير» و «تحميد» نيز وجود دارد، ولى از باب تغليب، مجموع سه جمله به عنوان «تسبيح» ناميده شده است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;دليل ناميده شدن اين اذكار به «تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام » اين است كه فاطمه عليهاالسلام از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله درخواست كرد كه كنيزى به او بدهد كه در كارهاى خانه كمك كند. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در جوابش فرمود: «يا فاطِمَةُ اُعْطِيكِ ما هُوَ خَيْرٌ مِنْ ذلِكَ تُكَبِّرِينَ اللّهَ بَعْدَ كُلِّ صَلاةٍ اَرْبَعا وَثَلاثِينَ تَكْبِيرَةً وَتَحْمَدِينَ اللّهَ ثَلاثا وَثَلاثِينَ تَحْمِيدَةً وَتُسَبِّحِينَ اللّهَ ثَلاثا وَثَلاثِينَ تَسْبِيحَةً ثُمَّ تَخْتِمِينَ ذلِكَ بِلا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ فَذلِكَ خَيْرٌ مِنَ الدُّنِيا وَما فِيها وَمِنَ الَّذِى اَرَدْتِ؛ اى فاطمه! چيزى بهتر از آن به تو عطا مى‏كنم، [و آن اين است كه] بعد از هر نماز 34 بار تكبير خدا، 33 بار حمد خدا و 33 بار تسبيح خدا را مى‏گويى و آن را با ذكر لا اِلهَ اِلاَّ اللّه ختم مى‏كنى. و اين بهتر است از دنيا و هر چه در آن است و بهتر از آن چيزى (كنيزى) است كه مى‏خواستى.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;در پايان حديث، اين مطلب اضافه شده است: «پس فاطمه عليهاالسلام بعد از هر نماز، به گفتن اين ذكرها مداومت كرد و اين ذكرها به آن حضرت منسوب شد.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3 style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: auto 0in; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;مفهوم ذكر &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;از مفردات راغب، استفاده مى‏شود كه ذكر، دو معناى اصلى دارد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;الف. ذكر، يك حالت نفسانى است كه انسان به وسيله آن مى‏تواند معلومات خود را نگهدارى نمايد. ذكر، در اين معنا شبيه «حفظ» مى‏باشد، با اين تفاوت كه به اعتبار نگهدارى يك مطلب در حافظه «حفظ» گفته مى‏شود و به اعتبار حاضر كردن و به خاطر آوردن آن «ذكر» ناميده مى‏شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;ب. ذكر، عبارت است از حاضر كردن چيزى در قلب يا زبان و گفتار، از اينرو، گفته‏اند: ذكر، يا با زبان است و يا با قلب و هر كدام از آنها يا پس از نسيان و فراموشى است كه به معناى اوّل مى‏باشد و يا ادامه حفظ و توجه قلبى است بدون اينكه فراموش كرده باشد، در اين صورت به معناى دوم خواهد بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3 style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: auto 0in; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;تفاوت ذكر با علم و خاطر &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;ابى هلال عسكرى، در فرق «ذكر» و «علم» مى‏گويد: «اگرچه ذكر، نوعى علم و دانستن است، ولى به هر علمى ذكر گفته نمى‏شود. تنها آن علمى كه پس از فراموشى يادآورى شود، ذكر ناميده مى‏شود. و فرق ديگر اينكه علم در مقابل «جهل» قرار دارد؛ ولى ذكر در مقابل «سهو» قرار مى‏گيرد.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;وى در بيان فرق ذكر و خاطر نيز مى‏گويد: «خاطر عبارت است از خطور و مرور معنا در قلب كه گاهى اين خطور ابتدايى بوده و بدون فراموشى قبلى است و گاهى پس از فراموشى قبلى مى‏باشد؛ ولى ذكر عبارت است از حضور معنا در نفس پس از فراموشى و غيبت آن، كه اين مفهوم ذكر در مقابل «نسيان» قرار مى‏گيرد.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;از ملاحظه سخنان اهل لغت به اين نتيجه مى‏رسيم كه ذكر به معناى يادكردن از يك حقيقت و فراموش نكردن آن است. البته در موضوع بحث ما، منظور از ذكر، يادكردن خدا و فراموش نكردن و غافل نشدن از او است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3 style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: auto 0in; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;مراتب ذكر خدا &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;ذكر خدا، مراتب متعدّدى دارد. از جمله آنها مرتبه ذكر زبانى و مرتبه ذكر قلبى مى‏باشد كه ارزش ذكر قلبى به مراتب بالاتر از ذكر زبانى است. البته ذكر زبانى نيز ارزشمند است و از مقدمات ذكر قلبى محسوب مى‏شود. و هدف اصلى آن است كه بنده در قلب خود به خدا توجه داشته باشد و از او غافل نباشد و در سايه اين توجه قلبى، دستورات خدا را انجام دهد و از نافرمانى او اجتناب ورزد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3 style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: auto 0in; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;ذكر كثير &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;«ذكر كثير» به معناى بسيار به ياد خدا بودن و از خدا غافل نشدن است. و به معناى واقعى كلمه، يعنى توجه به خدا با تمام وجود و نه تنها با زبان. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;كسى را مى‏توان اهل ذكر كثير دانست كه در هر حال و در هر شرايط، به ياد خدا باشد و پرده‏هاى غفلت از خدا را كنار بزند و وسوسه‏هاى شياطين را دور سازد و اگر لغزشى از او سر زند، فورا به مقام توبه و جبران آيد، تا از صراط مستقيم الهى فاصله نگيرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;مقام اهل ذكر كثير يك مقام رفيع و برتر است. همان‏گونه كه در روايت ابو سعيد خدرى آمده است كه از پيامبر اسلام سؤال شد: در قيامت، مقام كدام يك از بندگان خدا از همه برتر است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;فرمود: «اَلذّاكِرُونَ اللّهَ كَثِيرا؛ كسانى كه خدا را بسيار ياد مى‏كنند.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;ابو سعيد مى‏گويد كه عرض كردم: آيا آنها از رزمندگان در راه خدا نيز والامقام‏ترند؟ فرمود: «لَوْ ضَرَبَ بِسَيْفِهِ فِى الْكُفّارِ وَالْمُشْرِكِينَ حَتّى يَنْكَسِرَ وَيَخْتَضِبَ دَما لَكانَ الذّاكِرُونَ اللّهَ اَفْضَلَ دَرَجَةً مِنْهُ؛ اگر [رزمنده] با شمشيرش آن‏قدر بر پيكر كفّار و مشركين بزند كه شمشيرش بشكند و با خون رنگين شود، باز هم مقام ذاكران خدا از مقام او برتر است.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;در اين حديث، مقام اهل ذكر كثير از مقام رزمندگان اسلام نيز بالاتر و برتر معرفى شده است. دليل آن نيز اين است كه جهاد خالصانه، بدون ياد خدا و توجّه به او ممكن نيست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;در كلمات مفسّران قرآن و روايات اسلامى، تفسيرهاى گوناگونى براى ذكر كثير بيان شده كه ظاهرا همه آنها از قبيل بيان مصداق است و مفهوم وسيع ذكر كثير (بسيار به ياد خدا بودن) شامل همه آنها مى‏شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;بعضى از مفسّران گفته‏اند: «ذكر كثير آن است كه در حال قيام و قعود و به هنگامى كه به بستر مى‏رود، ياد خدا كند.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;ودر كلمات بعضى از مفسّران قرآن، ذكر كثير به ذكر صفات عليا و اسماء حسنى و تنزيه پروردگار از آنچه شايسته او نيست، يا مانند آن تفسير شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;در حديثى از پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله چنين نقل شده است: «اِذا اَيْقَظَ الرَّجُلُ اَهْلَهُ مِنَ اللَّيْلِ وَتَوَضَّئا وَصَلَّيْا كُتِبا مِنَ الذاكِرِينَ اللّهَ كَثِيرا وَالذّاكِراتِ؛ هرگاه مرد همسرش را شبانگاه بيدار كند و هر دو وضو بگيرند و نماز (شب) بخوانند، از مردان و زنانى خواهند بود كه بسيار ياد خدا مى‏كنند.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;در تفسير آياتى از قرآن كه به ذكر كثير دستور داده يا آن را از صفات مؤمنان شمرده‏اند، رواياتى وارد شده است كه آن آيات را با تسبيح فاطمه عليهاالسلام تطبيق داده و از مصاديق ذكر كثير شمرده‏اند. البته درست است كه ذكر كثير به معناى توجه قلبى به خدا و بلكه توجّه با تمام وجود به او است و تسبيح فاطمه عليهاالسلام در ظاهر تنها چند ذكر لفظى و زبانى است كه در مجموع صد بار تكرار مى‏شود، ولى اگر همين ذكرهاى زبانى، با توجه كامل ادا شود، مى‏تواند مقدمه توجّه قلبى قرار گيرد. همان‏گونه كه در نماز و امثال آن نيز مطلب از اين قرار است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;در ادامه بحث ضمن ارائه برخى از آيات كه درباره ذكر نازل شده‏اند، به رواياتى از معصومان عليهم‏السلام اشاره مى‏كنيم كه مصداق ذكر كثير را تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام معرفى كرده‏اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3 style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: auto 0in; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;تسبيح فاطمه عليهاالسلام از مصاديق ذكر كثير&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;1. خداى مهربان، پس از بيان بزرگ‏ترين نعمت الهى، يعنى رسالت پيامبر عظيم الشأن اسلام كه مردم را با تعليم و تزكيه به راه صحيح هدايت مى‏كند، مى‏فرمايد: «فَاذْكُرُونِىآ أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِى وَ لاَ تَكْفُرُونِ »؛ «پس به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم. و شكر مرا گوييد و (در برابر نعمتهايم) كفران نكنيد.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;بديهى است كه منظور از اين آيه، وجود يك حالت عاطفى ميان خدا و بندگان نيست، آن‏گونه كه در ميان انسانها معمول است كه به همديگر مى‏گويند: «به ياد ما باشيد تا به ياد شما باشيم»؛ بلكه اشاره به يك اصل تربيتى و تكوينى است. «به ياد من باشيد» يعنى به ياد ذات پاكى كه سرچشمه تمام خوبيها و نيكيها است، باشيد و بدين وسيله روح و جان خود را پاك و آماده پذيرش رحمت پروردگار سازيد. توجه به اين ذات پاك، بنده را در فعاليتهايش مخلص‏تر، متحدتر و نيرومندتر مى‏سازد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;منظور از «ذكر خدا» تنها يادآورى به زبان نيست، بلكه منظور اين است كه بنده با تمام دل و جان به ذات پاك خدا توجه داشته باشد؛ توجهى كه انسان را از گناه باز مى‏دارد و به اطاعت از دستورات او دعوت مى‏كند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;در ذيل اين آيه، محمّد بن مسلم از امام باقر عليه‏السلام روايت كرده است كه فرمود: «تَسْبِيحُ فاطِمَةَ عليهاالسلام مِنْ ذِكْرِ اللّهِ الْكَثِيرِ الَّذِى قال اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ «فَاذْكُرُونِىآ أَذْكُرْكُمْ»؛ تسبيح فاطمه عليهاالسلام از [اقسام] در تفسير آياتى از قرآن كه به ذكر كثير دستور داده يا آن را از صفات مؤمنان شمرده‏اند، رواياتى وارد شده است كه آن آيات را با تسبيح فاطمه عليهاالسلام تطبيق داده و از مصاديق ذكر كثير شمرده‏اند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;ذكر بسيار است كه خدا [به آن دستور داده و] فرموده است كه به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;ازاين حديث چنين استنباط مى‏شود كه تسبيح حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ، مصداقى از ذكر كثير خدا است. شايد منظور اين باشد كه گفتن تسبيح فاطمه عليهاالسلام اگر همراه با توجّه قلبى باشد، مصداق ذكر كثير است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;2. قرآن كريم پس از مذمّت شاعران بى‏هدف، مى‏فرمايد: «إِلاَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّــلِحَـتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُواْ مِن بَعْدِ مَا ظُـلِمُواْ»؛ «مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دهند و خدا را بسيار ياد كنند و به هنگامى كه مورد ستم واقع شوند، به دفاع از خويشتن [و مؤمنان] برخيزند [و از شعر در اين راه كمك گيرند].»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;در اين آيه شريفه، چهار صفت شاعران با هدف بيان شده است: 1. ايمان؛ 2. عمل صالح؛ 3. بسيار به ياد خدا بودن و 4. با نيرو گرفتن از قدرت شعر، در برابر ستمها به پا خواستن.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;در تفسير اين آيه آمده است كه شخصى از امام صادق عليه‏السلام پرسيد: مراد از ذكر كثير در اين آيه چيست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;حضرت فرمود: «مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فاطِمَةَ عليهاالسلام فَقَدْ ذَكَرَ اللّهَ الذِّكْرَ الْكَثِيرَ؛ هر كس با تسبيح فاطمه عليهاالسلام تسبيح گويد، در حقيقت خدا را با ذكر كثير ياد كرده است.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;3. خداوند در قرآن كريم مى‏فرمايد: «إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَـتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَـتِ وَ الْقَـنِتِينَ وَ الْقَـنِتَـتِ وَ الصَّـدِقِينَ وَ الصَّـدِقَـتِ وَ الصَّـبِرِينَ وَالصَّـبِرَ تِ وَ الْخَـشِعِينَ وَ الْخَـشِعَـتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقَـتِ وَ الصَّـآلـءِمِينَ وَالصَّـآلـءِمَـتِ وَ الْحَـفِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَـفِظَـتِ وَ الذَّ كِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَ الذَّ كِرَ تِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظِيمًا »؛ «به يقين، مردان مسلمان و زنان مسلمان، و مردان با ايمان و زنان با ايمان، و مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، و مردان راستگو و زنان راستگو، و مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا، و مردان با خشوع و زنان با خشوع، و مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، و مردان روزه دار و زنان روزه دار، و مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار ياد خدا مى‏كنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;جمعى از مفسران گفته‏اند: هنگامى كه «اسماء بنت عميس» همراه شوهرش «جعفر بن ابى طالب» از «حبشه» بازگشت و به ديدن همسران پيامبر آمد، يكى از سؤالاتى كه مطرح كرد، اين بود كه آيا چيزى از آيات قرآن درباره زنان نازل شده است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;آنها در پاسخ گفتند: نه!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;«اسماء» به خدمت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آمد و عرض كرد: «اى رسول خدا! جنس زن گرفتار خسران و زيان است!» &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;پيامبر فرمود: «چرا؟» &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;عرض كرد: «به خاطر اينكه در اسلام و قرآن فضيلتى درباره آنها همانند مردان نيامده است.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;اينجا بود كه آيه فوق نازل شد. (و به زنها اطمينان داد كه زن و مرد در پيشگاه خدا از نظر قرب و منزلت يكسان‏اند. مهم آن است كه از نظر اعتقاد و عمل و اخلاق اسلامى واجد فضيلت باشند.)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;در رابطه اينكه منظور از ذكر كثير در اين آيه چيست، در روايات اسلامى و كلمات مفسّرين، تفسيرهاى گوناگونى بيان شده است؛ ولى همان‏گونه كه در گذشته نيز گفته شد، ظاهرا همه آن تفسيرها از قبيل بيان مصداق است و مفهوم وسيع اين كلمه، شامل همه آنها مى‏شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;در حديثى از امام صادق عليه‏السلام چنين روايت شده است: «مَنْ باتَ عَلى تَسْبِيحِ فاطِمَةَ عليهاالسلام كانَ مِنَ «الذّاكِرِينَ اللّهَ كَثِيرا وَالذّاكِراتِ»؛ كسى كه با تسبيح فاطمه عليهاالسلام بخوابد، از [مصاديق اين آيه شريفه كه مى‏فرمايد:] «مردان و زنانى كه خدا را فراوان ياد مى‏كنند» مى‏باشد.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;ملاحظه مى‏شود كه در اين حديث، گوينده تسبيح فاطمه عليهاالسلام ـ اعم از مرد و زن ـ از مصاديق بسيار ذكر كنندگان شمرده شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;4. قرآن كريم مى‏فرمايد: «يَـآأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً »؛ «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خدا را بسيار ياد كنيد، و صبح و شام او را تسبيح گوييد.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;اين آيه، همه مؤمنان را موظّف مى‏كند كه در همه حال به ياد خدا باشند؛ يعنى اى مؤمنان! به هنگام عبادت، او را ياد كنيد و حضور قلب و اخلاص داشته باشيد. به هنگام حضور در صحنه‏هاى گناه، او را ياد كنيد و چشم بپوشيد. اگر لغزشى روى داد، توبه كنيد و به راه حق بازگرديد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;به هنگام نعمت، ا و را ياد كنيد و شكرگزار باشيد. به هنگام بلا و مصيبت، او را ياد كنيد و صبور و شكيبا باشيد. خلاصه، ياد او را در هيچ صحنه‏اى از صحنه‏هاى زندگى فراموش نكنيد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;همان‏گونه كه از سياق آيات استفاده مى‏شود؛ منظور از «تسبيح خدا در هر صبح و شام» همان دوام تسبيح است. و ذكر خصوص اين دو وقت، به عنوان آغاز و پايان روز مى‏باشد. و اينكه بعضى آن را به نماز صبح و عصر و يا مانند آن تفسير كرده‏اند، باز از قبيل ذكر مصداق است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;اسماعيل بن عمار مى‏گويد: به امام صادق عليه‏السلام عرض كردم كه حدّ و اندازه ذكر كثير (ذكر بسيار) كه خداوند در قرآن فرموده است، چقدر است؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;فرمود: «اِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله عَلَّمَ فاطِمَةَ عليهاالسلام اَنْ تُكَبِّرَ اَرْبَعا وَثَلاثِينَ تَكْبِيرَةً وَتُسَبِّحَ ثَلاثا وَثَلاثِينَ تَسْبِيحَةً وَتُحَمِّدَ ثَلاثا وَثَلاثِينَ تَحْمِيدَةً فَاِذا فَعَلْتَ ذَلِكَ بِاللَّيْلِ مَرَّةً وَبِالنَّهارِ مَرَّةً فَقَدْ ذَكَرْتَ اللّهَ ذِكْرا كَثِيرا؛ رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به فاطمه عليهاالسلام ياد داد كه 34 بار تكبير، 33 بار تسبيح و 33 بار تحميد بگويد. پس اگر تو يك بار شب و يك بار روز اين كار را انجام دهى، در حقيقت خدا را با ذكر بسيار ياد كرده‏اى.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;البته بايد توجه داشت كه منظور از ذكر بسيار اين نيست كه شخصى آن را به زبان بگويد، ولى در صحنه زندگى يادى از خدا نكند و مرتكب گناه شود؛ بلكه همان‏گونه كه در گذشته اشاره شد، منظور از ذكر كثير آن است كه بنده در همه حال به ياد خدا باشد و هرگز او را فراموش نكند. تسبيح فاطمه عليهاالسلام نيز در مرحله لفظ و ذكر زبانى از مصاديق ذكر كثير است كه خود مقدمه ذكر قلبى و به ياد خدا بودن است و آن نيز مقدمه انجام وظايف بندگى و ترك معصيت مى‏باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3 style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: auto 0in; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;فضيلت تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;در خاتمه براى تكميل مطلب، نظر خوانندگان عزيز را به چند حديث درباره اهميت تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام جلب مى‏كنيم:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;1. از امير مؤمنان على عليه‏السلام روايت شده است كه فرمودند: «فَوَ اللّهِ ما تَرَكْتُهُنَّ مُنْذُ عَلَّمَنِيهِنَّ رَسُولُ اللّهِ؛ به خدا سوگند! از آن روزى كه رسول خدا آن ذكرها را به من ياد داده است، هيچ‏گاه آنها را ترك نكرده‏ام.» &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;شخصى پرسيد: حتّى در شبهاى جنگ صفين هم ترك نكرده‏اى؟! فرمود: «نَعَمْ وَلا لَيْلَةَ صِفَّيْنِ؛ آرى! حتى در شبهاى جنگ صفين هم ترك نكرده‏ام.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;2. از امام باقر عليه‏السلام روايت شده است: «ما عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْى‏ءٍ مِنَ التَّحْمِيدِ اَفْضَلَ مِنْ تَسْبِيحِ فاطِمَةَ عليهاالسلام وَلَوْ كانَ شَيْى‏ءٌ اَفْضَلَ مِنْهُ لَنَحَلَهُ رَسُولُ اللّهِ فاطِمَةَ عليهاالسلام ؛ از جهت حمد و ذكر، خدا با چيزى بهتر از تسبيح حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام عبادت نشده است. اگر عملى بهتر از آن بود، پيامبر خدا آن را به زهرا عليهاالسلام عطا مى‏كرد.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;3. در روايت ديگرى از آن حضرت نقل شده است: «مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فاطِمَةَ عليهاالسلام ثُمَّ اسْتَغْفَرَ غُفِرَ لَهُ وَهِىَ مِائَةٌ بِالّلِسانِ وَاَلْفٌ فِى الْمِيزانِ وَتَطْرُدُ الشَّيْطانَ وَتُرْضِىَ الرَّحْمانَ؛ هر كس تسبيح حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام را بگويد و بعد از آن استغفار نمايد، بخشيده مى‏شود. و آن در زبان صد ذكر است؛ ولى در ميزان اعمال هزار به حساب مى‏آيد. شيطان را دور مى‏كند و خدا را راضى مى‏نمايد.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;4. از امام صادق عليه‏السلام روايت شده است: «مَنْ سَبَّحَ اللّهَ فِى دُبُرِ الْفَرِيضَةِ تَسْبِيحَ فاطِمَةَ الْمِائَةَ مَرَّةً وَاَتْبَعَها بِلا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ مَرَّةً غُفِرَ لَهُ؛ هر كس پس از نماز واجب، با تسبيح فاطمه عليهاالسلام صد بار به تسبيح خدا بپردازد، و به دنبال آن يك بار «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» بگويد، آمرزيده مى‏شود.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;5. در حديث ديگرى از آن حضرت روايت شده است: «تَسْبِيحُ فاطِمَةَ عليهاالسلام فِى كُلِّ يَوْمٍ فِى دُبُرِ كُلِّ صَلاةٍ اَحَبُّ اِلَى اللَّهِ مِنْ صَلاةِ اَلْفِ رَكْعَةٍ فِى كُلِّ يَوْمٍ؛ تسبيح فاطمه زهرا هر روز بعد از هر نماز، از هزار ركعت نماز در هر روز، نزد خدا محبوب‏تر است.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;6. از امام صادق عليه‏السلام روايت شده است: «مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ عليهاالسلام فِى دُبُرِ الْفَرِيضَةِ قَبْلَ اَنْ يَثْنِىَ رِجْلَيْهِ غَفَرَ اللّهُ لَهُ؛ هر كس بعد از نماز واجب، پيش از آنكه پاهاى خود را جفت كند (قبل از به هم خوردن حالت جلوس تشهد و سلام)، تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام بگويد، خداوند او را مى‏آمرزد.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=AR-SA&gt;از اين احاديث معلوم مى‏شود كه گفتن تسبيح حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ارزش فوق العاده‏اى دارد و بهترين زمان گفتن آن، بعد از نماز واجب، بدون فاصله و پيش از به هم خوردن حالت نماز مى‏باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Thu, 23 Jul 2009 14:52:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salat&amp;postid=463</comments>
<dc:creator>salat</dc:creator>
<guid>http://salat.blogfa.com/post-463.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اسراری از نماز و نیایش</title>
<link>http://salat.blogfa.com/post-462.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;۸۳ نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با همۀ مراتب خضوع و خشوع. [در محضر بهجت:1/222]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;84. نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! [در محضر بهجت:1/222]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;85. نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می شود. [در محضر بهجت:2/377]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;86. تمام لذتها روحی است؛ و آن چه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است. [در محضر بهجت:2/392]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;87. قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است. [نکته های ناب: 78]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;88. نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد. [نکته های ناب: 82]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;89. ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می کنیم؛ و بعد به سجده و خاک بر می گردیم. [نکته های ناب:83]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;90. شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه ساز نماز بعدی باشد.[نکته های ناب:81]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;91. قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.[نکته های ناب:83]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;92. سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.[به سوی محبوب:62]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;93. سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید![به سوی محبوب:63]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;94. اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر (عج) است.[به سوی محبوب:64]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;95. گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه![به سوی محبوب:68]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;96. سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: با قرائت آیۀ آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.] [به سوی محبوب:77]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;97. سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;98. از آیِۀ شریفۀ (اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ [عنکبوت:45] نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد.) استفاده می شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر: کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی کند، واقعاً نمازش نماز نیست!) [در محضر بهجت:2/83]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;99. این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.[برگی از دفتر آفتاب:133]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;100. یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم![برگی از دفتر آفتاب:133]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;101. اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطۀ خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است![برگی از دفتر آفتاب:139]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;102. همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است! [در محضر بهجت:1/122]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;103. همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین! [در محضر بهجت:1/283]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;104. سؤال: می خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست![به سوی محبوب:62]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;105. سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.[فیضی از ورای سکوت:77]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;106. سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.[به سوی محبوب:63]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;107. سؤال: مستدعی است جملۀ کوتاه و رسایی دربارۀ نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتبۀ عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم السلام) است: (الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن: نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...[به سوی محبوب:64]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;108. اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره مند نشود، در عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلواخوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی شوند.[نکته های ناب:82]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;109. در کلمات امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ: بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می باشد.) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مشاهده کرده ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند! [در محضر بهجت:1/92]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;110. از حدیث (تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.) بر می آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم. [در محضر بهجت:1/350]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;111. سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم؛ علاج آن چیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ (فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه: این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!)[به سوی محبوب:70]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;112. معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است![در خلوت عارفان:103]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;113. وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ باز می گردد، اولین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحیۀ او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: (اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَیَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام: خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیۀ تو است و به سوی تو باز می گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیۀ خود تحیّت گوی!)[نکته های ناب:83]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;114. چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و همۀ بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛ ولی ما چه می دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که: (لَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه: اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی گرداند!)[نکته های ناب:84]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;115. ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزلۀ کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.[نکته های ناب:84]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;116. در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می کند، خالق هم با او خلوت کرده است![نکته های ناب:88]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;117. بلی می شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً: خداوندا، زن شایسته ای را روزی من کن!) یا بگوید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً: خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!)[فریادگر توحید:213]&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Jul 2009 21:22:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salat&amp;postid=462</comments>
<dc:creator>salat</dc:creator>
<guid>http://salat.blogfa.com/post-462.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اسراری از نماز و نیایش</title>
<link>http://salat.blogfa.com/post-461.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#669900 size=5 face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;اسراری از نماز و نیایش&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;. نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با همۀ مراتب خضوع و خشوع. [در محضر بهجت:1/222]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;84. نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! [در محضر بهجت:1/222]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;85. نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می شود. [در محضر بهجت:2/377]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;86. تمام لذتها روحی است؛ و آن چه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است. [در محضر بهجت:2/392]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;87. قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است. [نکته های ناب: 78]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;88. نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد. [نکته های ناب: 82]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;89. ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می کنیم؛ و بعد به سجده و خاک بر می گردیم. [نکته های ناب:83]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;90. شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه ساز نماز بعدی باشد.[نکته های ناب:81]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;91. قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.[نکته های ناب:83]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;92. سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.[به سوی محبوب:62]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;93. سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید![به سوی محبوب:63]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;94. اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر (عج) است.[به سوی محبوب:64]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;95. گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه![به سوی محبوب:68]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;96. سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: با قرائت آیۀ آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.] [به سوی محبوب:77]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;97. سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;98. از آیِۀ شریفۀ (اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ [عنکبوت:45] نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد.) استفاده می شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر: کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی کند، واقعاً نمازش نماز نیست!) [در محضر بهجت:2/83]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;99. این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.[برگی از دفتر آفتاب:133]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;100. یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم![برگی از دفتر آفتاب:133]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;101. اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطۀ خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است![برگی از دفتر آفتاب:139]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;102. همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است! [در محضر بهجت:1/122]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;103. همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین! [در محضر بهجت:1/283]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;104. سؤال: می خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست![به سوی محبوب:62]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;105. سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.[فیضی از ورای سکوت:77]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;106. سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.[به سوی محبوب:63]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;107. سؤال: مستدعی است جملۀ کوتاه و رسایی دربارۀ نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتبۀ عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم السلام) است: (الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن: نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...[به سوی محبوب:64]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;108. اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره مند نشود، در عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلواخوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی شوند.[نکته های ناب:82]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;109. در کلمات امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ: بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می باشد.) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مشاهده کرده ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند! [در محضر بهجت:1/92]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;110. از حدیث (تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.) بر می آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم. [در محضر بهجت:1/350]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;111. سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم؛ علاج آن چیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ (فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه: این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!)[به سوی محبوب:70]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;112. معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است![در خلوت عارفان:103]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;113. وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ باز می گردد، اولین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحیۀ او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: (اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَیَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام: خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیۀ تو است و به سوی تو باز می گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیۀ خود تحیّت گوی!)[نکته های ناب:83]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;114. چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و همۀ بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛ ولی ما چه می دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که: (لَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه: اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی گرداند!)[نکته های ناب:84]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;115. ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزلۀ کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.[نکته های ناب:84]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;116. در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می کند، خالق هم با او خلوت کرده است![نکته های ناب:88]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;117. بلی می شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً: خداوندا، زن شایسته ای را روزی من کن!) یا بگوید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً: خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!)[فریادگر توحید:213]&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Fri, 26 Jun 2009 09:27:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salat&amp;postid=461</comments>
<dc:creator>salat</dc:creator>
<guid>http://salat.blogfa.com/post-461.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
